دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 16 بدون دیدگاه

داستان کودکانه کشاورز کوچولو

داستان کودکانه کشاورز کوچولو رو با همدیگه شروع میکنیم. صوت این قصه کودکانه زیبا رو میتونید با صدای مریم نشیبا از آخر همین صفحه گوش کنید. برو به پخش قصه
در یه روستای باصفا و قشنگ، مجید کوچولو با پدر و مادر و پدربزرگش زندگی می‌کرد.
پدربزرگ مجید کشاورز بود و مجید کار کشاورزی رو خیلی دوست داشت.
همیشه همراه پدربزرگ یا پدرش می‌رفت سر مزرعه و تا جایی که می‌تونست کمک می‌کرد.
یه شب، پدربزرگ داخل چراغ روشنایی نفت ریخت و شیشه اون رو تمیز کرد.
مجید از پدربزرگ پرسید:
«آقاجون، امشب می‌خواین برین برای آبیاری زمین‌ها؟»
پدربزرگ گفت: «بله، امشب نوبت ماست.»
وقتی مادر مجید اجازه داد که مجید برای آبیاری زمین بره، خیلی خوشحال شد، خیلی زیاد!
چکمه‌هاش رو آماده کرد و مادرش کلی براش خوراکی گذاشت.
مجید مدام از آقاجون می‌پرسید: «کی می‌ریم؟ کی باید بریم؟»
پدربزرگ گفت: «شما زیر کرسی بشین، وقتی زمانش شد خودم بهت می‌گم.»

مجید شامش رو خورد و زیر کرسی نشست تا وقت رفتنشون برسه،
اما اون روز آنقدر بازی کرده بود که وقتی زیر کرسی نشست و گرم شد، آروم آروم خوابش برد.
هر چقدر سعی کرد خوابش نگیره، فایده نداشت، خوابید.

وقتی بیدار شد که هوا روشن شده بود، فهمید که شب خوابش برده و نتونسته به آقاجونش بره برای آبیاری.
مجید خیلی ناراحت شد، دلش گرفت و رفت پیش مامان که تو حیاط بود و گفت:
«مامان چرا منو بیدار نکردی؟»

داستان کودکانه کشاورز کوچولو با صدای مریم نشیبا اپلیکیشن کودکیا

مادر لبخندی زد و گفت:
«عزیزم، تو خیلی خسته بودی، آقاجون صدات زد اما تو بیدار نشدی، اشکالی نداره پسرم، باشه یه شب دیگه.»

مجید گفت: «اما من دلم می‌خواست دیشب که بابا نبود به آقاجون کمک کنم.»

ادامه داستان

داستان کودکانه کشاورز کوچولو رو ادامه میدیم. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب کودک رو به همراه هزاران داستان کودکانه دیگه میتونید توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

مادر اومد کنار مجید، بوسیدش و گفت:
«پسرم، تو همیشه به آقاجون کمک کردی، یادت نیست وقتی براش غذا می‌بری سر زمین، وقتی چکمه‌هاش رو تمیز می‌کنی، وقتی شبا که خسته می‌آد سر و صدا نمی‌کنی تا اون بتونه استراحت کنه، وقتی میری سر زمین و هر کاری که می‌خوای انجام می‌دی یعنی کمک به پدربزرگ.
پدربزرگ تو رو خیلی دوست داره و می‌دونه که تو هم اون رو خیلی دوست داری.»

مادر بعد لبخندی زد و گفت:
«ببین هوا روشن شده اما آقاجون هنوز نیومده.
عزیز دلم، شما که نمی‌تونی تا این ساعت بیدار بمونی.
اگرم می‌رفتی اونجا خوابت می‌گرفت و پدربزرگ نمی‌دونست چیکار باید بکنه.
نگران نباش، بزرگ‌تر که شدی همه این کارها رو یاد می‌گیری، اون موقع چه بخوابی چه نخوابی باید بری سر زمین برای آبیاری.»

مجید گفت: «یعنی می‌شه مامان؟ منم زمین‌های تشنه رو آبیاری کنم، گل‌ها و درخت‌ها رو خوشحال بکنم؟»

مادر خندید و گفت:
«بله پسرم، بله که می‌شه، فقط هر کاری یه وقتی داره.»

مجید گفت: «من می‌خوام درس این کار رو هم بخونم، می‌خوام مهندس کشاورزی بشم.»

مادر مجید رو بغل کرد و گفت:
«حتماً پسرم، حتماً تو موفق می‌شی چون این کار رو دوست داری.
من بهت قول می‌دم، قولمم قول.»

پایان

داستان کودکانه کشاورز کوچولو اینجا به پایان میرسه. داستان کودکانه مجید کوچولو و پدربزرگ کشاورزش؛ قصه‌ای شیرین درباره کمک به خانواده، عشق به کشاورزی، تلاش و آرزوی مهندس کشاورزی شدن. صوت این فصه کودکانه مخصوص خواب کودک رو میتونید در ادامه گوش کنید.

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن