داستان کودکانه همکاری
در این صفحه داستان کودکانه همکاری رو داریم براتون که میتونید بخونید. قصه کودکانه شیرین و آموزندهی «رودخونه و سنگ بزرگ» دربارهی همکاری و دوستی بین ماهیها، لاکپشتها و قورباغههاست. داستانی پر از شادی، طبیعت زیبا و پیام مهمی برای بچهها: با هم بودن و کمک کردن میتونه سختترین مشکلها رو حل کنه. صوت این داستان رو با صدای مریم نشیبا میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود.
توی یه جنگل بزرگ و سرسبز، رودخونهای زیبا و آروم بود که از وسط درختهای بلند و گلهای رنگارنگ میگذشت.
یه روز آفتابی، رودخونه خیلی شلوغ بود،
ماهیهای کوچولوی رنگارنگ با سرعت شنا میکردند،
لاکپشتهای بزرگ با لاکهای سنگین خودشون رو تندتر از همیشه به این طرف و اون طرف میکشوندن،
حتی قورباغههای سبز هم سریعتر از همیشه شنا میکردند.

اما چرا این همه نگرانی و شلوغی بود؟
چون یه سنگ بزرگ، شب پیش، وقتی همه خواب بودند، جلوی مسیر رودخونه غلتیده بود و راه رو بسته بود.
ماهیها، لاکپشتها و قورباغهها خیلی ناراحت بودند،
چون دیگه نمیتونستن به سمت دوستاشون برن.
ماهیا کنار هم جمع شدند، لاکپشتها گوشهای و قورباغهها بیرون آب دنبال راهحل میگشتند.
داستان رو ادامه میدیم
داستان کودکانه همکاری رو ادامه میدیم. در نظر داشته باشید که میتونید صوت این داستان کودکانه مخصوص خواب رو با صدای مریم نشیبا از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود
ماهی بزرگی جلو رفت و گفت:
«ما ماهیا تصمیم گرفتیم با هم کمک کنیم و این سنگ بزرگ رو کنار بزنیم!»
ماهیها چند بار کوبیدند به سنگ، اما سنگ حتی تکون نخورد و همه خسته شدند.
لاکپشتها با اطمینان گفتند:
«ما لاکپشتها این کار رو انجام میدیم!»
اما بعد از تلاش، لاکهاشون درد گرفت و نتونستن سنگ رو تکون بدن.
قورباغهها خندیدند و گفتند:
«ما قورباغهها زرنگ و باهوشیم، حتما میتونیم!»
اما اونها هم خسته شدند و سنگ حتی تکون نخورد.
همه ناراحت و نگران کنار سنگ ایستاده بودند،
دلشون برای دوستاشون اون طرف سنگ تنگ شده بود.
ماهی کوچولوی قرمز و باهوش، از بقیه جلو رفت و گفت:
«ما ماهیا به تنهایی نتونستیم، لاکپشتها هم نتونستن، قورباغهها هم همینطور،
اما شاید اگه همه با هم همکاری کنیم، بتونیم سنگ رو کنار بزنیم!»
ماهیها، لاکپشتها و قورباغهها اول شک داشتن،
اما بعد تصمیم گرفتند با هم دوست باشند و کمک کنند.
با هم دست به دست هم دادن،
ماهیها شنا کردند، لاکپشتها لاکهاشون رو کوبیدند،
قورباغهها هم هل دادن،
و بالاخره سنگ تکون خورد و کنار رفت.
رودخونه دوباره راه خودش رو پیدا کرد و همه حیوونا تونستن دوستاشون رو اون طرف سنگ ببینند.
از اون روز به بعد، همه حیوانات رودخونه فهمیدن که همکاری و دوستی میتونه هر کاری رو ممکن کنه…
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران