داستان کودکانه مهربونی چقد خوبه
داستان کودکانه مهربونی چقد خوبه رو شروع میکنیم. یکی بود یکی نبود، توی این باغ کوچیک، گلهای قشنگ و رنگارنگی بودن که هر روز باغبون مهربون بهشون آب میداد و علفهای اطرافشون رو میکند.
یه روز صبح، وقتی خورشید خانم از وسط آسمون سلام داد، گلها دیدن یه علف کوچولو وسط باغ سبز شده. گل بنفشه ناراحت شد و گفت: «این دیگه کیه؟ چرا این علف زشت توی باغ ما سبز شده؟»
گلهای دیگه هم ناراحت و عصبانی بودن، ولی تنها کسی که حرف نزد و مهربون موند، گل نیلوفر بود.
نیلوفر گفت: «دوستای خوبم، اون علف کاری با ما نداره، تازه جای ما رو نگرفته و هیچ ضرری هم نمیزنه. بهتره اذیتش نکنیم چون اونم مثل ما یه گیاهه و حق داره راحت زندگی کنه.»
اما گلها قبول نکردن و تصمیم گرفتن وقتی باغبون اومد، علف رو از باغچه در بیارن.
علف کوچولو خیلی ناراحت بود اما خوشحال که نیلوفر مهربون، مثل بقیه گلها فکر نمیکنه و نمیخواد اذیتش کنه.
یک روز باغبون پیر به باغ رسید و علف کوچولو خیلی ترسیده بود، نمیدونست چی کار کنه.
نیلوفر به فکر افتاد و برگهای خودش رو روی علف پهن کرد تا باغبون اون رو نبینه.

وقتی باغبون رد شد، هیچکس متوجه علف نشد.
گلهای دیگه از کار نیلوفر خیلی ناراحت و عصبانی بودن و تصمیم گرفتن باهاش کاری نداشته باشن.
اما نیلوفر اصلاً ناراحت نشد و مطمئن بود که کار درست رو کرده.
چند روز گذشت و یک روز ابرهای سیاه آسمون رو پوشوندن و باد شدیدی وزیدن گرفت.
باد گلها رو از ریشه درمیآورد و به هوا میبرد.
ادامه داستان
داستان کودکانه مهربونی چقد خوبه رو با همدیگه ادامه میدیم. صوت این قصه کودکانه رو میتونید با صدای مریم نشیبا از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
نیلوفر که ساقه بلندی داشت، ممکن بود باد ساقهاش رو بشکنه یا حتی از خاک بیرون بکشه.
ناگهان علف کوچولو به کمکش اومد و گفت: «نیلوفر مهربون، ساقت رو دور من بپیچ. من ریشه محکمی دارم و باد نمیتونه منو بکنه!»
نیلوفر هم دور علف پیچید و اینطوری علف مهربون، نیلوفر رو محکم گرفت و نذاشت باد ساقهاش رو بشکنه یا با خودش ببره.
بعد از باد، نیلوفر از علف تشکر کرد و علف هم گفت: «دوست مهربونم، من کار مهمی نکردم، تو بودی که منو نجات دادی.»
نیلوفر گفت: «نه، تو هم کمک بزرگی به من کردی. اگه تو نبودی، باد ساقههای منو میشکست یا منو از ریشه درمیآورد.»
بچههای مهربون، نیلوفر و علف کوچولو خیلی خوشحال بودن که تونستن به هم کمک کنن و تصمیم گرفتن همیشه دوستای خوبی باشن و هر وقت مشکلی پیش اومد، همدیگه رو حمایت کنن.
بعد از این اتفاق، گل بنفشه و گلهای دیگه که همه کارهای نیلوفر رو دیده بودن، پیش نیلوفر و علف رفتن و ازشون عذرخواهی کردن.
فهمیدن که مهربونی به دیگران چقدر خوب و شیرینه…
پایان
داستان کودکانه مهربونی چقد خوبه، داستانی آموزنده دربارهی مهربونی، دوستی و کمک به دیگرانه. این داستان به بچهها یاد میده که نباید ظاهر دیگران رو قضاوت کنن و هر موجودی، حتی کوچیکترینش، میتونه ارزشمند و مفید باشه. 🌿💕
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران