راهنمای انتخاب اسم نوزاد پسر با حرف الف
به صفحه انتخاب اسم نوزاد پسر با حرف الف خوش آمدید! 🎉
در این بخش، شما میتوانید به راحتی اسمهای متنوع و زیبا را بر اساس حرف الف پیدا کنید و گزینهای مناسب برای نوزاد، شخصیت داستانی یا حتی حیوان خانگی خود انتخاب کنید. اسامی این صفحه به دستهبندیهای مختلف تقسیم شدهاند تا انتخاب اسم پسرانه با حرف الف برای شما راحتتر باشد:
لینک به: انتخاب اسم نوزاد دختر با حرف الف

۱. اسم پسر فارسی با حرف الف:
اسامی اصیل و شیرین فارسی که ریشه و معنای فارسی دارند و در فرهنگ ما جاافتادهاند. این اسامی مناسب کسانی هستند که به سنت و فرهنگ ایرانی علاقه دارند.
۲. انتخاب اسم پسر ترکی با حرف الف:
برای کسانی که دوست دارند انتخاب اسم نوزاد پسر با ریشه ترکی داشته باشند، اسامی با معنی زیبا و اصالت ترکی را میتوانید در این بخش ببینید.
۳. انتخاب اسم پسر لری با حرف الف:
اگر به دنبال اسامی محلی و بومی هستید، بخش اسامی لری شامل اسمهایی است که در فرهنگ و زبان لری رواج دارند و ریشه تاریخی و منطقهای دارند.
۴. راهنمای انتخاب اسم کردی برای نوزاد با حرف الف:
برای علاقهمندان به اسامی با ریشه کردی، این بخش مجموعهای از اسمهای زیبا و پرمعنا را ارائه میدهد. اسامی کردی معمولاً با طبیعت، شجاعت، مهربانی و ارزشهای فرهنگی همراه هستند و بیانگر هویت و اصالت مردم کرد هستند.
5. لیست اسم مذهبی پسر با حرف الف:
اسامی با ریشه مذهبی و معنای قرآنی یا اسلامی که هم زیبا هستند و هم ارزش معنوی دارند. انتخاب اسم نوزاد پسر مذهبی برای خانوادههایی که به معانی و ارزشهای مذهبی اهمیت میدهند، مناسب است.
6. راهنمای انتخاب اسم پسرانه تاریخی با حرف الف:
اسمهایی که ریشه در تاریخ ایران و جهان دارند و اغلب نام شخصیتها، قهرمانان یا مفاخر تاریخی هستند. این اسامی برای کسانی که به فرهنگ و تاریخ علاقه دارند، جذاب خواهند بود.
هر اسم همراه با معنی و توضیح مختصر ارائه شده تا شما بتوانید با دید کامل و آگاهانه انتخاب کنید. 🌟
با مرور این صفحه، میتوانید بهترین اسم با حرف الف را پیدا کنید و به راحتی تصمیم بگیرید.
لیست انتخاب اسم پسرانه با حرف الف و با دسته بندی نام های فارسی
| ابرش | اسب |
| اپرنگ | نام پسر سام |
| اپرویز | پرویز – از شخصیتهای شاهنامه |
| اترک | نام یک رود |
| اخشاد | نام پادشاه فرغانه |
| اخشید | نام پادشاه سمرقند |
| ادیان | کنایه از مرد درشت هیکل و قوی – مرکب تندرو و فربه |
| اراسب | از بزرگان ماد |
| اراسپ | دارندهي اسب تندرو |
| اران | شادی و نشاط |
| ارباد | نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی |
| ارباس | نام یکی از سپاهیان مادی اردشیر دوم پادشاه هخامنشی |
| ارتافرن | برادر صلبی داریوش بزرگ |
| ارتافرین | نام برادر داریوش پادشاه هخامنشی |
| ارتنگ | ارژنگ کتاب مصور مانی |
| ارجان | محل سکونت آریاها – نام قدیم بهبهان |
| ارجمند | باارزش – گرامی |
| ارد | نام دو تن از شاهان اشكانی |
| اردشیر | آن که حکومت مقدس دارد – شهریاری و پادشاهی مقدس |
| اردکام | آرزوي پاك و مقدس |
| اردلان | جای و مكان مقدس – درستی – راستی و پارسایی |
| اردم | کار و هنر خوب |
| اردوان | نگهبان درستکاران – نگهدارندهی خشم – نام چند تن از شاهان سلسه اشکانی |
| اردیان | مقدس |
| اردین | راستین |
| ارژن | از شخصیتهای شاهنامه |
| ارژنگ | نام کتاب مانی که دارای نفش و نگار بود |
| ارس | نام رودی در مرز شمالی ایران |
| ارسام | آرشام – نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی |
| ارسامن | والی ایرانی که در جنگ داریوش با اسکندر فرماندهی یکی از جناح های سپاه را داشت |
| ارسان | پهلوان مشهور – همسر نرسی پادشاه ساسانی |
| ارسیا | زلال و شفاف مانند اشک چشم |
| ارسیما | نماینده داریوش سوم پادشاه هخامنشی برای گفتگو با اسکندر |
| ارشاسب | دارنده اسبهای نر – از نامهای ایران باستان |
| ارشاک | ارشک – مرد بزرگ – نام موسس سلسله اشکانی |
| ارشام | نیرو – قدرت |
| ارشاما | پدر ویشتاسپ و پدر بزرگ داریوش یکم |
| ارشان | آرشان – دلیر – دلاور – نام پسر اردشير دوم |
| ارشز | نام سردار اشکانی |
| ارشک | شاه سلسلهي هخامنشی – پسر و جانشین اردشیر سوم – مؤسس خاندان اشكاني – بزرگ مرد |
| ارشکان | لقب چند تن از پادشاهان اشکانی |
| ارشن | اسب نر |
| ارشویر | نام یکی از پادشاهان اشکانی |
| ارشیز | ارشز – نام سردار اشکانی |
| ارغوا | نام جد ابراهيم خليل (ع) |
| ارفش | نام یکی از پهلوانان گرشاسب نامه |
| ارماسب | دارنده اسب آرام – نام یکی از سرداران هخامنشی |
| ارمانک | از شخصیتهای شاهنامه |
| ارمایل | نجیب زاده و اشراف زاده پارسی |
| ارهام | باران نرم باریدن آسمان |
| اروند | تند – تیز – چالاک – دلیر – فر – شکوه |
| اروین | تجربه – امتحان |
| اریاسب | نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی |
| ازدر | منسوب به پاک – طاهر و پاکیزه – تمیز و مرتب |
| اژدر | مار افسانه ای بزرگ |
| اسپاتنا | یکی از نامهای قدیمی شهر اصفهان |
| اسپیتامن | نام سردار ایرانی که سلوکوس دختر او را به همسری برگزید |
| اسپیتمان | نژاد سفید – خاندان سفید |
| اسپیتمن | یکی از سرداران ایران در زمان داریوش هخامنشی |
| استانس | پسر داريوش دوم |
| استرا | در گویش سمنان ستاره |
| اسفندیار | آفریده خرد پاک – اسپندیار |
| اسوار | سوار |
| اشکان | منسوب به اشک – نام مؤسس سلسله اشكانيان |
| اشکبوس | فرزند پهلوان |
| اشکش | از شخصیتهای شاهنامه |
| اشنا | گوهر گران بها – گوهر گرانمايه |
| اشو | مقدس |
| اغریرث | صاحب گردونه پیش رونده – از شخصیتهای شاهنامه |
| افراسیاب | به هراس اندازنده – ترسناک – از شخصیتهای شاهنامه – نام پادشاه تورانی |
| افرود | فرود – از شخصیتهای شاهنامه |
| افریدون | فریدون – از شخصیتهای شاهنامه |
| افشار | معاون و شریک |
| افشین | لقب تمامی پادشاهان اسروشنه |
| اکلیا | نام پسری در شعر نیما یوشیج |
| اکو | انعکاس – بوم |
| البرز | کوه بلند و بزرگ – نام رشته كوهی در شمال ايران – نام پهلوانی افسانهای |
| الچین | ایلچین – برگزیده ایل |
| الکوس | از شخصیتهای شاهنامه |
| اللهیار | آن که خداوند یار ویاور اوست |
| الوند | اروند – دارای تندی و تیزی – نام کوهی در جنوب همدان |
| الیاد | یاد ایل |
| الیار | دوست و رفيق ايل |
| الیان | نام یکی از پهلوانان خورشید شاه در داستان سمک عیار |
| امید | آرزو – انتظار |
| امید محمد | ترکیب دو اسم امید و محمد (آرزو و ستوده) |
| امیدبخش | اميدوار كننده – اميد بخشنده |
| امیدحسین | ترکیب دو اسم امید و حسین (آرزو و نیکو) |
| امیدرضا | ترکیبی از دو اسم امید و رضا (انتظار و خشنود) |
| امیدعلی | اميد داشتن به لطف علي ( امام علی ) |
| امیدمهدی | ترکیب دو اسم امید و مهدی (آرزو و هدایت شده) |
| امیدوار | آرزومند – متوقع – منتظر |
| امیر هوراد | ترکیب دو اسم امیر و هوراد (فرمانروا و مرد نیک نام) |
| امیراردوان | ترکیب دو اسم امیر و اردوان (فرمانروا و نگهبان درستکاران) |
| امیرارسام | ترکیب دو اسم امیر و ارسام (فرمانروا و آرشام) |
| امیرارشان | ترکیب دو اسم امیر و ارشان (فرمانروا و دلیر) |
| امیرارشیا | ترکیب دو اسم امیر و ارشیا (پادشاه و تخت و اورنگ پادشاهان) |
| امیراشکان | ترکیب دو اسم امیر و اشکان (فرمانروا و پهلوان) |
| امیراصلان | پادشاه چون شير |
| امیرافراز | ترکیب دو اسم امیر و افراز (فرمانروا و افراشتن) |
| امیرافشین | ترکیب دو اسم امیر و افشین (فرمانروا و لقب تمامی پادشاهان اسروشنه) |
| امیران | منسوب به امیر – فرمانروا |
| امیرآراد | ترکیب دو اسم امیر و آراد (فرمانروا و بخشنده) |
| امیرآرتا | ترکیب دو اسم امیر و آرتا (پادشاه و مقدس) |
| امیرآرش | ترکیب دو اسم امیر و آرش (فرمانروا و درخشنده) |
| امیرآرشام | ترکیب دو اسم امیر و آرشام (فرمانروا و نیرومند) |
| امیرآرمن | امير آريايی منش |
| امیرآرمین | ترکیب دو اسم امیر و آرمین (فرمانروا و دلیر) |
| امیرآریا | ترکیب دو اسم امیر و آریا (فرمانروا و نجیب) |
| امیرآریان | ترکیب دو اسم امیر و آریان (فرمانروا و آزاده) |
| امیرآیین | ترکیب دو اسم امیر و آیین (فرمانروا و روش) |
| امیربابک | ترکیب دو اسم امیر و بابک (فرمانروا و استوار) |
| امیرباربد | ترکیب دو اسم امیر و باربد (فرمانروا و منزلت) |
| امیربردیا | ترکیب دو اسم امیر و بردیا (پادشاه و برازنده) |
| امیربرنا | ترکیب دو اسم امیر و برنا (فرمانروا و جوان) |
| امیربهامین | ترکیب دو اسم امیر و بهامین (فرمانروا و فصل بهار) |
| امیربهتاش | ترکیب دو اسم امیر و بهتاش (فرمانروا و شریک خوب) |
| امیربهراد | ترکیب دو اسم امیر و بهراد (فرمانروا و جوانمرد نیکو) |
| امیربهرام | ترکیب دو اسم امیر و بهرام (فرمانروا و پیروزمند) |
| امیربهزاد | ترکیب دو اسم امیر و بهزاد (پادشاه و نيك نژاد) |
| امیربهمن | ترکیب دو اسم امیر و بهمن (فرمانروا و نیک اندیش) |
| امیرپارسا | ترکیب دو اسم امیر و پارسا (فرمانروا و پرهیزکار) |
| امیرپاشا | ترکیب دو اسم امیر و پاشا (فرمانروا و بزرگ) |
| امیرپدرام | ترکیب دو اسم امیر و پدرام (فرمانروا و آراسته) |
| امیرپرهام | ترکیب دو اسم امیر و پرهام (فرمانروا و فرشته خوبی) |
| امیرپوریا | ترکیب دو اسم امیر و پوریا (فرمانروا و بسیار دارنده) |
| امیرپویا | ترکیب دو اسم امیر و پویا (فرمانروا و پوینده) |
| امیرپویان | ترکیب دو اسم امیر و پویان (فرمانروا و شتابان) |
| امیرتوهان | ترکیب دو اسم امیر و توهان (فرمانروا و خشم) |
| امیرجاوید | ترکیب دو اسم امیر و جاوید (فرمانروا و جاویدان) |
| امیرخشایار | ترکیب دو اسم امیر و خشایار (فرمانروا و دلیر) |
| امیردارا | ترکیب دو اسم امیر و دارا (فرمانروا و ثروتمند) |
| امیردانش | ترکیب دو اسم امیر و دانش (فرمانروا و اندیشه) |
| امیرراد | ترکیب دو اسم امیر و راد (فرمانروا و جوانمرد) |
| امیررادین | ترکیب دو اسم امیر و رادین (فرمانروا و آزاده) |
| امیررسا | ترکیب دو اسم امیر و رسا (فرمانروا و بلیغ) |
| امیررهام | ترکیب دو اسم امیر و رهام (فرمانروا و پرنده شکست ناپذیر) |
| امیرساسان | ترکیب دو اسم امیر و ساسان (فرمانروا و خلوت نشین) |
| امیرسالار | ترکیب دو اسم امیر و سالار (فرمانروا و رهبر) |
| امیرسام | ترکیب دو اسم امیر و سام (فرمانروا و آتش) |
| امیرسامان | ترکیب دو اسم امیر و سامان (پادشاه و ترتیب) |
| امیرسپهر | ترکیب دو اسم امیر و سپهر (پادشاه و آسمان) |
| امیرسعدی | ترکیب دو اسم امیر و سعدی (فرمانروا و فرخندگی) |
| امیرسیاوش | ترکیب دو اسم امیر و سیاوش (فرمانروا و دارنده اسب نر سیاه) |
| امیرسینا | ترکیب دو اسم امیر و سینا (پادشاه و سوراخ کننده) |
| امیرشایان | ترکیب دو اسم امیر و شایان (پادشاه و شايسته) |
| امیرشهریار | ترکیب دو اسم امیر و شهریار (فرمانروا و بزرگ شهر) |
| امیرعرشیا | ترکیب دو اسم امیر و عرشیا (فرمانروا و ملکوتی) |
| امیرفراز | ترکیب دو اسم امیر و فراز (فرمانروا و اوج) |
| امیرفرامرز | ترکیب دو اسم امیر و فرامرز (فرمانروا و آمرزنده دشمن) |
| امیرفربد | ترکیب دو اسم امیر و فربد (فرمانروا و شکوهمند) |
| امیرفرداد | ترکیب دو اسم امیر و فرداد (فرمانروا و مولود با شکوه) |
| امیرفرزام | ترکیب دو اسم امیر و فرزام (فرمانروا و شایسته) |
| امیرفرزین | ترکیب دو اسم امیر و فرزین (فرمانروا و فروزان) |
| امیرفرشاد | ترکیب دو اسم امیر و فرشاد (فرمانروا و شادمان) |
| امیرفرشید | ترکیب دو اسم امیر و فرشید (فرمانروا و شکوه درخشان) |
| امیرفرنام | ترکیب دو اسم امیر و فرنام (فرمانروا و بالاترین نام) |
| امیرفرهنگ | ترکیب دو اسم امیر و فرهنگ (فرمانروا و آداب و رسوم) |
| امیرکارن | ترکیب دو اسم امیر و کارن (فرمانروا و جنگجو) |
| امیرکامیار | ترکیب دو اسم امیر و کامیار (فرمانروا و کامیاب) |
| امیرکاوه | ترکیب دو اسم امیر و کاوه (فرمانروا و از شخصیت های شاهنامه) |
| امیرکسرا | ترکیب دو اسم امیر و کسرا (فرمانروا و خسرو) |
| امیرکوروش | ترکیب دو اسم امیر و کوروش (فرمانروا و خورشید) |
| امیرکوشا | ترکیب دو اسم امیر و کوشا (فرمانروا و تلاشگر) |
| امیرکوشان | ترکیب دو اسم امیر و کوشان (فرمانروا و کوشا) |
| امیرکیا | ترکیب دو اسم امیر و کیا (پادشاه و سرور) |
| امیرکیارش | ترکیب دو اسم امیر و کیارش (فرمانروا و پادشاه دلیر) |
| امیرکیان | ترکیب دو اسم امیر و کیان (فرمانروا و پادشاهان) |
| امیرکیانوش | ترکیب دو اسم امیر و کیانوش (فرمانروا و بزرگ جاودان) |
| امیرکیهان | ترکیب دو اسم امیر و کیهان (فرمانروا و جهان) |
| امیرکیوان | ترکیب دو اسم امیر و کیوان (فرمانروا و پادشاه گیتی) |
| امیرماهان | ترکیب دو اسم امیر و ماهان (فرمانروا و زیبا) |
| امیرمهبد | ترکیب دو اسم امیر و مهبد (فرمانروا و نگهدارنده ماه) |
| امیرمهدیار | ترکیب دو اسم امیر و مهدیار (فرمانروا و محافظ) |
| امیرمهراد | ترکیب دو اسم امیر و مهراد (فرمانروا و جوانمرد بزرگ) |
| امیرمهرداد | ترکیب دو اسم امیر و مهرداد (فرمانروا و دادهی مهر) |
| امیرمهرگان | ترکیب دو اسم امیر و مهرگان (فرمانروا و مهربانی) |
| امیرمهیار | ترکیب دو اسم امیر و مهیار (فرمانروا و ماهیار) |
| امیرنظام | ترکیب دو اسم امیر و نظام (فرمانروا و آراستگی) |
| امیرنیکان | ترکیب دو اسم امیر و نیکان (فرمانروا و نیکو) |
| امیرنیما | ترکیب دو اسم امیر و نیما (فرمانروا و نامور) |
| امیرهمایون | ترکیب دو اسم امیر و همایون (فرمانروا و خجسته) |
| امیرهوشنگ | ترکیب دو اسم امیر و هوشنگ (فرمانروا و خردمند) |
| امیرهوشیار | ترکیب دو اسم امیر و هوشیار (فرمانروا و باهوش) |
| امیرهومان | ترکیب دو اسم امیر و هومان (فرمانروا و نیک اندیش) |
| امیرهومن | ترکیب دو اسم امیر و هومن (فرمانروا و نیکاندیش) |
| امیروالا | ترکیب دو اسم امیر و والا (فرمانروا و دارندهی مقام) |
| امیریارا | ترکیب دو اسم امیر و یارا (فرمانروا و قدرت) |
| امیریزدان | ترکیب دو اسم امیر و یزدان (فرمانروا و خداوند) |
| امیریل | امیر قوی و شجاع – امیر پهلوان |
| امین پارسا | ترکیب دو اسم امین و پارسا (امانتدار و پاکدامن) |
| اندرز | نصيحت |
| اندریمان | از شخصیتهای شاهنامه |
| اندمان | از شخصیتهای شاهنامه |
| اندیان | از شخصیتهای شاهنامه |
| اندیش | انديشه – انديشمند |
| انشان | دارنده فر آسمانی |
| انوش | جاویدان – بیمرگ |
| انوشتکین | پهلوان جاودانی – از نامهای تاریخی |
| انوشروان | انوشیروان – دارای روان جاوید |
| انوشیروان | جاوید – جاویدان – دارای روان جاوید |
| اهرن | از شخصیتهای شاهنامه |
| اهورا | وجود مطلق و هستی بخش – بیهمتا |
| اهوراداد | خداداد یا آفریده خدا |
| اهورامزد | هرمز – نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم |
| اوراز | قله – فراز – بالا |
| اوراش | یاری شده |
| اورامن | نوعي از خوانندگي و گويندگي پارسيان |
| اورداد | اهورداد – خداداد |
| اورمان | جنگل |
| اورمزد | هرمز – از نامهای خداوند در آیین زرتشت |
| اورمزدیار | خدایار |
| اورند | تخت پادشاهی – شکوه – از شخصیتهای شاهنامه |
| اورنگ | تخت پادشاهی – (به مجاز) فر و شکوه |
| اوژن | به زمین افکننده – از بین برنده دشمن |
| اوستا | نام کتاب مقدس زرتشتیان |
| اوشهنگ | هوشنگ – پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران |
| اولاد | از شخصیتهای شاهنامه |
| اولجایتو | از فرمانروایان سلسله ایلخانان ایران |
| ایدون | این گونه – همچنین |
| ایراث | میراث |
| ایرانیار | یار ایران |
| ایرج | خوبروی و نیکو سیما مانند آفتاب |
| ایرمان | مهمان |
| ایزدبخش | بخشيده شده از سوي خدا |
| ایزدبد | نام یکی از سرداران زمان هخامنشی |
| ایزدداد | عطا و بخشش ایزد – بخشش و عطای خدا |
| ایزدراد | آنكه صفات جوانمردي – آزادگي را از خدا گرفته است |
| ایزدگشسب | خدا پرست |
| ایزدمهر | داراي مهر و محبت ايزدی |
| ایزدوند | منسوب به ايزد – ايزدي |
| ایزدیار | آن که خداوند یار و یاور اوست |
| ایلرای | اراده خداوند |
| ایلشاد | ايل و طایفه شاد |
| ایلگار | خداوندگار – قدرتمند |
| ایلیاد | به یاد ایل – نام منظومه معروف هومر |
| ایلیار | كسي كه همدم و مونس ايل و طايفه است |
| آباد | تندرست و مرفه – آراسته |
| آبادیس | نام یکی از پزشکان دوره هخامنشی |
| آباریس | موبد معروف دوره هخامنشی |
| آباقا | نام فرزند هلاکوخان مغول |
| آباگران | نام سردار شاپور دوم پادشاه ساسانی |
| آباندان | نام فرستاده خسرو اول پادشاه ساسانی به دربار رم |
| آبتین | نفس کامل و انسان نیکوکار – صاحب گفتار و کردار نیک – از شخصیتهای شاهنامه |
| آبدست | چابک – تردست – تر و فرز |
| آبرلی | دارای آبرو – آبرومند |
| آبستا | اوستا – اساس بنیاد اصل – کتاب مقدس زرتشتیان |
| آبش | تازه روی و خندان |
| آبلاتکا | از نامهای ایران باستان |
| آپاسای | نام منشی شاپور اول پادشاه ساسانی |
| آپتین | آبتین – صاحب گفتار و کردار نیک |
| آتردین | آذر دین – زردشتی |
| آترس | نترس – شجاع |
| آتروان | نگهبان آتش – پیشوای دین زرتشتی |
| آترون | نگهبان آتش – پیشوای دین زرتشتی |
| آترینه | صورت دیگری از آذرین |
| آتشزاد | زاده آتش |
| آثویه | روح کامل و درستکار |
| آجیر | محتاط – کوشا |
| آخش | قیمت بها ارزش |
| آداد | خدای هوا – توفان و باران |
| آدارایل | خداوند یاریگر |
| آدخ | خوب نغز خجسته مبارک |
| آدرین | آتشین – زیباروی |
| آدور | خار تیغ گیاهان |
| آدورا | کمک کننده – مددکار |
| آدین | آذین – آرایشهایی که در نوروز یا هنگام ورود پادشاهان و جشنهای بزرگ در کوی و برزن و راهها انجام میدهند |
| آذران | منسوب به آتش – جمع آذر (آتش) (به مجاز) دارنده ی عواطف تند |
| آذراوغلی | پسر آذربایجان |
| آذرآیین | نام چهارمین آتشکده از هفت آتشکده ایرانیان |
| آذربابا | پدر آتش |
| آذرباد | پابنده و نگهبان آتش |
| آذربان | نگهبان آتش |
| آذربد | نگهبان آتش |
| آذربرزین | آتش باشکوه |
| آذربه | بهترین آتش |
| آذربهرام | ترکیب دو اسم آذر و بهرام (آتش و پیروزمند) |
| آذرپاد | آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست |
| آذرپی | دارای قدمی چون آتش |
| آذرتاش | دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند |
| آذرتوس | صورت دیگر آذرطوس |
| آذرجوش | پهلوانی در داستان سمک عیار |
| آذرداد | داده آتش |
| آذرشن | نام پهلوانی ایرانی در گرشاسب نامه |
| آذرطوس | صورت دیگر آذرتوس |
| آذرفر | دارای شکوه وجلالی چون آتش |
| آذرمان | آذرمن – دارای فکر روشن |
| آذرمن | داراي فكر و انديشه روشن |
| آذروان | آذربان – آتش بان – نگهبان آتشکده |
| آراج | آراد |
| آراد | آرای – آراینده – بخشنده – سپید دست – جوان مرد – آراسته – نگاریده |
| آرازش | صدقه انفاق در راه خدا |
| آراسب | نام يكي از سرداران كوروش |
| آراسپ | آراسب – نام يكي از سرداران كوروش |
| آرامیان | فرزندان آرام |
| آران | نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان – نام قدیمی ایران |
| آرپان | آرین – منسوب به قوم آریایی |
| آرتا | مقدس – پاک – راست گفتار – درست کردار |
| آرتاباز | نام فرمانده گردونه های کوروش پادشاه هخامنشی |
| آرتابان | اردوان |
| آرتاپارت | نام نگهبان کوروش دوم پادشاه هخامنشی |
| آرتاریا | آریایی درستکار |
| آرتام | دارای نیروی راستی |
| آرتامن | انديشهي مقدس |
| آرتان | نام برادر داريوش و پسر ويشتاسپ – افزایش یابنده – افزوده |
| آرتمن | فرزند داریوش و برادر خشایارشاه |
| آرتن | آتشین تن |
| آرتوان | یاری کننده درستکاران – از شخصیتهای شاهنامه |
| آرتور | آتش |
| آرتی | پاك و مقدس |
| آرتیا | مرد پاک |
| آرتیان | منسوب به پاکی و تقدس |
| آرتیکاس | عدالت گری و داد خواهی |
| آرتیمان | انديشهی پاك و مقدس |
| آرتین | پاك و مقدس – عاقل و زیرک – از شخصیتهای شاهنامه – نام پهلوان نامدار ایرانی – هفتمين پادشاه ماد |
| آردا | آرشا – مقدس |
| آردین | مقدس |
| آرزم | جنگ – رزم |
| آرسام | آرشام – نیرومند – قوی هیکل – پسر آريامنه و پدر ويشتاسپ از خاندان هخامنشي |
| آرسامس | نام یکی از سرداران ایرانی |
| آرسامن | بزرگ مرد |
| آرسان | نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی |
| آرسس | نام پسر اردشیر سوم – پادشاه ساسانی |
| آرسیس | مرد راستگوی ایرانی |
| آرسین | پسر آریایی |
| آرش | درخشنده – از شخصیتهای شاهنامه – نام پهلوان نامدار ایرانی که در تیراندازی بسیار توانا بود (آرش کمانگیر) |
| آرشا | مقدس |
| آرشاک | ارشک |
| آرشام | نیرومند – قوی هیکل – پسر آريامنه و پدر ويشتاسپ از خاندان هخامنشي |
| آرشان | مرد – نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی |
| آرشاویر | مرد مقدس – نام هفتمین پادشاه اشکانی |
| آرشاوین | آرشاویر – مرد مقدس – نام هفتمین پادشاه اشکانی |
| آرشیا | تخت و اورنگ پادشاهان |
| آرشین | آریایی اصیل |
| آرکیا | شاه آریایی |
| آرمان | امید – آرزو – كمال مطلوب – مراد و خواسته |
| آرمناک | شخصی که ارمنیها نژاد خود را به او نسبت می دهند |
| آرمند | آرام گیرنده |
| آرمهر | مهر آریایی |
| آرمیا | آرامش دهنده |
| آرمین | از شخصیتهای شاهنامه – نام چهارمين پسر كيقباد – مرد همیشه پیروز – آرام گرفتن – دلیر |
| آرمینی | سپهسالار یزگرد سوم پادشاه ساسانی |
| آرن | دلاور |
| آرنام | خوش نام آریایی |
| آرنگ | حاکم – مالک |
| آرنیا | از نسل آریایی |
| آرنیک | آریایی نیک خو |
| آروز | هدف بزرگ |
| آروکو | نجیب نجیب زاده |
| آرون | صفت نيك – فضيلت – خصلت پسندیده – خوي خوش |
| آروند | شأن و شوكت و فر و شكوه |
| آروید | آریایی و آتش پاک |
| آروین | تجربه – امتحان و آزمایش |
| آریا | آزاده – نجيب |
| آریاباد | آریاپاد نگهبان قوم آریایی |
| آریابان | نگهبان قوم آریایی |
| آریابد | رئیس قوم آریایی |
| آریابرز | شکوه آریایی |
| آریابرزین | برادر زادهی داريوش بزرگ |
| آریاراد | آریایی جوانمرد آریایی شجاع آریایی دانا |
| آریارامنه | آرام کننده آریائیان |
| آریارمن | رامشگر آریایی – شادی آور از نژاد آریایی |
| آریارمنه | نیای داریوش بزرگ از شاهان هخامنشی است |
| آریاز | رهبر – راهنما |
| آریاس | آریایی بزرگ |
| آریاسام | ترکیب دو اسم آریا و سام (آزاده و آتش) |
| آریاسپ | دارندهی اسب |
| آریافر | دارای فر و شکوه آریایی |
| آریاگیو | سخنور آریایی |
| آریام | دارای نیروی آریایی |
| آریامن | آرامش دهنده – خوشبختی دهنده |
| آریامنش | دارای خوی و رفتار آریایی |
| آریامهر | ترکیب دو اسم آریا و مهر (آزاده و محبت) |
| آریان | منسوب به آريا – آريايي – آزاده – نجيب |
| آریان رضا | ترکیب دو اسم آریان و رضا (آریایی و خشنود) |
| آریانوش | شادکننده و خوشحال کننده آریاییان |
| آریانیک | آریایی نیک |
| آریاوا | منسوب به آريا – آزاده |
| آریاوش | آریایی – نجیب |
| آریشا | شاه آریایی |
| آرین | آریایی – آزاده – نجيب |
| آرین راد | آريايی شجاع |
| آرین مهر | ترکیب دو اسم آرین و مهر (آریایی و محبت) |
| آرینود | آتش پاک |
| آریه | نام سپهدار ایرانی طرفدار کورش صغیر پادشاه هخامنشی |
| آریو | آریایی – منسوب به قوم آریایی |
| آریوبرزن | کنایه از قدرت و خشم ایرانی – نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی |
| آریوبرزین | ترکیب دو اسم آریو و برزین (آریایی و آتش) |
| آریوراد | ایرانی و جوانمرد |
| آریوسام | پسر آتش مقدس |
| آریوش | پرنور و نورانی و قوی و شجاع |
| آریومهر | از سرداران داریوش سوم |
| آریوند | صاحب نژاد آریایی |
| آزات | آزاد |
| آزاد | رها شده از گرفتاری یا چیزی آزاردهنده – فارغ و آسوده |
| آزادبه | انسان سالم و آزاد |
| آزادسرو | همچون سرو زیبا و بی تعلق |
| آزادفروز | رهایی بخش – آنکه آزادی می آورد |
| آزادمهر | دوستدار آزادی – محبت |
| آزرمان | هميشه جوان |
| آزما | آزماينده – امتحان كننده |
| آزمون | امتحان |
| آژند | كلافه نخ |
| آژنگ | چین و شکنی که بر پوست بدن و بخصوص پیشانی می افتد |
| آژیار | رهایی |
| آسپاداس | آخرین پادشاه ماد |
| آسپیان | آبتین – روح کامل |
| آستیاژ | نام آخرين پادشاه ماد |
| آستیاگ | آستیاژ – نام آخرين پادشاه ماد |
| آسدین | نام موبدی در سده دهم یزگردی |
| آسیدات | یکی از بزرگان هخامنشی |
| آشناس | نام فرزند طهماسب |
| آشور | گوشه ای در دستگاه های ماهور – نوا و راست پنجگاه – رب النوع مورد پرستش مردم کشور آشور |
| آشینا | قوی – قدرتمند – نیرومند – زورمند |
| آغنده | آکنده – انباشته |
| آکام | سرزمين فراز – زمينهای بلند – تپه – نتیجه – امید |
| آگاس | آگاه |
| آگاه | بينا – دقيق – مطلع – باخبر |
| آلان | آران – سرزمین آریاییها |
| آلماگل | گل سیب – کنایه از زیبایی و تر و تازگی |
| آمنید | نام دبیر داریوش پادشاه هخامنشی |
| آناگ | نام یکی از احکام پارت در زمان اردشیر پادشاه ساسانی |
| آوش | مانند آب پاک و زلال |
| آوگان | از شخصیتهای شاهنامه |
| آوند | حجت – دليل – برهان – آونگ |
| آوه | از شخصیتهای شاهنامه |
| آویشار | مانند آب زلال |
| آیتونا | زیبا و درخشان مانند ماه |
| آیراد | ماه جوانمرد |
| آیریک | آريايي – ايراني |
| آیین | روش – رسم – شيوهی مناسب و مطلوب |
راهنمای انتخاب اسم پسرانه لری برای نوزاد با حرف الف
| ارسام | آرشام – نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی |
| ایلپیا | مردایل |
| آروان | آرین – آریایی – ایرانی |
| آسام | سام – داستان خوشایند – حدیث خوش |
راهنمای انتخاب اسم پسرانه برای نوزاد در دسته بندی کردی با حرف الف
| اربیل | بسیار خوب |
| اردلان | جای و مكان مقدس – درستی – راستی و پارسایی |
| افران | خلق شدن |
| اورامان | نام منطقه ای کوهستانی در کردستان |
| آدان | مفید سودمند |
| آدوین | آتش عشق |
| آراکو | بلندترین نقطه کوه |
| آرتیکا | شجاع و دلیر |
| آرتیما | پاک و مقدس |
| آرژین | حرارت آتش و گرمای زندگی |
| آرسا | آتش |
| آرگش | همچون آتش سرزنده و روشن |
| آرو | نام فرشته ای در آیین زرتشت |
| آریتما | نام یکی از سران ماد |
| آریشن | معنوی |
| آریوان | نگهبان اتش |
| آریوس | خورشید |
| آزا | آزار دهنده آسیب رساننده – نام پادشاه مانایی |
| آژمان | بی نهایت و بی زمان |
| آژو | تلاش |
| آژوان | نام کوهی در منطقه قلع واقع در کرمانشاه |
| آکام | سرزمين فراز – زمينهای بلند – تپه – نتیجه – امید |
| آکو | قله بلند |
| آلان | آران – سرزمین آریاییها |
| آمیار | همکار – یاور |
| آهیر | آتش |
| آوات | آرزو – خواسته |
| آویر | آتش |
لیست انتخاب اسم پسرانه ترکی دسته بندی ترکی
| اتابک | پدربزرگ – در دورۀ قاجار وزیر بزرگ – حاکم محلی – پادشاه |
| اتبک | در دوره قاجار لقبی که به وزیران داده می شد |
| احمدپاشا | ترکیب دو اسم احمد و پاشا (پسندیده تر و بزرگ) |
| ارتاش | مرد و پهلوان |
| ارتگین | همسر دلاور |
| ارسای | جوانمرد |
| ارسلان | شیر درنده – (به مجاز) مرد شجاع و دلير |
| ارسمان | نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین |
| ارسوی | کسی که از تبار قوی است |
| ارغان | نام حاجب سلطان محمود غزنوی |
| ارغش | تاجر یا تجار سیار |
| ارکین | آزاد – مستقل |
| اریار | یار جوانمرد |
| اصلان | شیر بیشه – (به مجاز) دلیر و شجاع |
| افشار | معاون و شریک |
| اکتای | نامدار – مشهور – بزرگ زاده – بزرگ منش |
| اکدش | معشوق – محبوب |
| ال ایستین | محبوب و مورد علاقه ایل و خانواده |
| البتگین | نام جد محمود پادشاه غزنوی |
| الچین | ایلچین – برگزیده ایل |
| الدنیز | اقیانوس |
| الشن | شادی بخش ایل – مایه شادی طایفه – حاکم – رهبر |
| النور | نور ایل |
| الوین | بزرگ و سرآمد خانواده و ایل |
| الیاد | یاد ایل |
| امیراتابک | ترکیب دو اسم امیر و اتابک (فرمانروا و پادشاه) |
| امیرارسلان | (به مجاز) امير و پادشاه شجاع و دلير |
| امیربهادر | ترکیب دو اسم امیر و بهادر (فرمانروا و شجاع) |
| امیربهتاش | ترکیب دو اسم امیر و بهتاش (فرمانروا و شریک خوب) |
| امین پاشا | ترکیب دو اسم امین و پاشا (امانتدار و بزرگ) |
| انوشتکین | پهلوان جاودانی – از نامهای تاریخی |
| اوچار | آبشار |
| اوختای | نظير تير – همتاي پيكان |
| اورهان | امپراطور – حاکم سرزمین |
| اوزان | نوازنده |
| اوکتای | نامدار – مشهور |
| اونای | بلند آوازه |
| اویان | بیدارشو |
| ایبک | ماه بزرگ |
| ایلتای | همتای ایل |
| ایلحان | خان و بزرگ ایل |
| ایلدرم | تندر – آذرخش – رعد وبرق |
| ایلدنیز | پادشاه دریا |
| ایلشاد | ايل و طایفه شاد |
| ایلشن | منسوب به الشن – شادی بخش ایل – رهبر |
| ایلقار | عهد و پیمان |
| ایلکان | فرمانده ایل |
| ایلکین | اولین – نخستین |
| ایلماز | پایدار – جاویدان – ماندگار |
| ایلمان | سمبل ایل |
| ایلهان | امپراتور – حاکم |
| ایلوش | طایفه دار و اهل خانواده |
| ایلیاد | به یاد ایل – نام منظومه معروف هومر |
| ایلیاز | سالی كه سراسر بهار است |
| ایماز | بی رنج و غصه |
| ائلمان | سنبل کشور و ملت |
| ائلوین | سرآمد و بزرگ ایل و خاندان |
| آبادان | برپا – آباد |
| آبار | هیبت – سرفراز – باشکوه و ایستادگی |
| آباغان | عالیجناب – نجیب زاده – کبیر |
| آباقا | نام فرزند هلاکوخان مغول |
| آبانوز | درخت آبنوس |
| آبای | قهر – غضب – خشم – روشنی |
| آبراما | اداره – راهبری |
| آبرلی | دارای آبرو – آبرومند |
| آبیق | اصیل – با احساس |
| آبیقان | اصیل |
| آبینچ | آسودگی – تسلی – آرامش |
| آتا | پدر – جد – سرپرست – ریش سفید |
| آتابای | پدربزرگ – نام یکی از طوایف بزرگ ترکمن در ایران |
| آتابیک | پدر بزرگ |
| آتابیگ | لقب احترام برای خطاب کردن پیران |
| آتاسای | احترام کننده به بزرگان |
| آتاش | آداش – همنام |
| آتاکان | کسی که خون پدر در او جریان دارد |
| آتالان | معروف و مشهور |
| آتامان | مانند پدر رهبر و فرمانده |
| آتای | شناخته شده – معروف |
| آتایار | یار و یاور پدر |
| آتحان | کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد |
| آتسز | نام سومین فرمانروای سلسه خوارزمشاهی |
| آتلان | نام آور و تند |
| آتلی | سواره – صاحب اسب – اسب سوار |
| آتمین | اسب سوار |
| آتون | جسور – دلیر و قهرمان |
| آتیال | یال اسب |
| آتیق | جسور و دلیر – مشهور – نیرومند |
| آتیلا | شجاع – نامدار |
| آجار | مهاجم – غیور – زبردست و ماهر |
| آجارمان | با غیرت |
| آجلان | کسی که از خود غیرت نشان دهد |
| آخشام | غروب |
| آدار | جدا کننده – تحلیل گر – دلیر – شجاع |
| آداش | آتاش – همنام – هم اسم |
| آداق | نذر |
| آداک | خشکی میان دریا – جزیره |
| آدال | مشهور شده |
| آدالان | شناخته شده – شهرت |
| آدای | نامزد برای ازدواج |
| آدسای | محترم |
| آدلان | جنگجوی پیروز |
| آدلی | مشهور – نامدار |
| آدیگوزل | خوش نام |
| آذراوغلی | پسر آذربایجان |
| آذرتاش | دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند |
| آرات | شجاع – دلیر – جسور |
| آراز | قهرمان منسوب به طایفه آس – نام رود ارس |
| آراس | آراز – رود ارس |
| آرال | نام دریاچه ٔ بزرگ مشهور به دریای آرال |
| آرتاش | دوست و همدم |
| آرتوم | تلاشگر |
| آرتون | جدّی |
| آرخا | مایه اطمینان و پیشتگرمی |
| آرشن | مردانه |
| آرقون | صاف – پاک شده – برگزیده شده |
| آرکا | آرخا – مایه اطمینان و پیشتگرمی |
| آرکان | کسی که سرشت و خون او پاک است |
| آرهان | پادشاه پاک و درستکار |
| آرویج | همیشه سبز – باطراوت – شاداب |
| آریم | دلاور – بزرگ |
| آسال | اصیل – دارای اصالت |
| آسلان | شیر |
| آشار | آذوقه – خوراک – غذا |
| آشام | رتبه – مرتبه – درجه – مرحله |
| آشکین | آنکه موفق به پیشروی شود |
| آغاجان | دریا دل – دارای عزت و حرمت زیاد |
| آغار | مرد سپید رخ – قهرمان سپیدروی |
| آغامیر | رهبر محترم -امیر و یا رئیس بزرگ |
| آغایار | بزرگ و شایسته حرمت |
| آکای | ماه روشن و درخشان |
| آلاتان | روشن شدن افق در سحرگاهان |
| آلاز | شعله |
| آلب | دلیر – پهلوان |
| آلپ | شجاع – قهرمان – پهلوان – دلاور |
| آلپار | قهرمان |
| آلپای | پهلوان زیبارو همچون ماه – جوانمرد شجاع |
| آلپر | دلیر – جسور |
| آلپمان | شخص جسور – شجاع -قهرمان |
| آلتای | روح والایی که بر گستره زمین فرمان میراند |
| آلتونتاش | زیبارو |
| آلقان | ستودن و تمجید کردن |
| آلقین | محکوم کردن – متّهم نمودن |
| آلماگل | گل سیب – کنایه از زیبایی و تر و تازگی |
| آنار | به خاطر آورنده |
| آنلار | فهمیده |
| آنیت | مجسّمه – تندیس یادبود |
| آنیک | صریح و روشن |
| آیاز | باد خنک – نسیم |
| آیاش | روشنایی مهتاب |
| آیان | آشکار و هویدا |
| آیتونا | زیبا و درخشان مانند ماه |
| آیحان | صاحب ماه – آدم زیبا و مشهور مثل ماه |
| آیدن | آیدین – روشن – مانند ماه درخشان |
| آیدین | شفاف و روشن – نورانی – درخشنده مانند ماه – روشنفكر |
| آیراد | ماه جوانمرد |
| آیقین | حیران – شیدا -عاشق |
| آیکال | مانند ماه روشن |
| آیکان | نجیب – اصیل |
| آیهان | پادشاه ماه |
لیست انتخاب اسم پسر فارسی دسته بندی مذهبی
| اباذر | ابوذر – نام صحابه پیامبر |
| ابرار | نیکان – نیکوکاران |
| ابرارها | نام سوره ای در قرآن کریم – نام پسران |
| ابراهیم | پدر مهربان – نام یکی از پیامبران الهی – نام چهاردهمین سوره قرآن مجید |
| ابراهیم طاها | ترکیب دو اسم ابراهیم و طاها (پدر مهربان و نام پیامبر) |
| ابوالحسن | پدر حسن – کنیه ی حضرت امیرالمؤمنین (ع) و چهار تن از امامان شیعه |
| ابوالحسین | پدر حسین – کنیه آهو |
| ابوالفضل | صاحب فضل و هنر – نام برادر امام حسین (ع) |
| ابوالقاسم | ترکیب دو اسم ابو و قاسم (پدر و قسمت کننده) |
| ابوبکر | نام خلیفه اول و پدر عایشه همسر پیامبر (ص) |
| ابوتراب | پدرِ خاک – از کنیههای حضرت علی(ع) امام اول شیعیان |
| ابوذر | ابوذر غفاری – صحابه نامدار پیامبر اسلام (ص) و از یاران امام علی (ع) |
| ابوطالب | نام عموی پیامبر (ص) و پدر علی (ع) |
| احد | یگانه – یکتا – یکی از نامهای خداوند |
| احدرضا | ترکیب دو اسم احد و رضا (یکتا و خشنود) |
| احسان | بخشش – نیکویی |
| احسان الله | نیکی و بخشش خداوند |
| احمد | بسیار ستودهتر – پسندیدهتر – نام پیامبر اسلام (ص) |
| احمدپاشا | ترکیب دو اسم احمد و پاشا (پسندیده تر و بزرگ) |
| احمدحسن | ترکیب دو اسم احمد و حسن (پسندیده تر و نیکو) |
| احمدحسین | ترکیب دو اسم احمد و حسین (پسندیده تر و نیکو) |
| احمدرضا | ترکیب دو اسم احمد و رضا (پسندیدهتر و خشنود) |
| احمدصادق | ترکیب دو اسم احمد و صادق (پسندیده تر و راستگو) |
| احمدطاها | ترکیب دو اسم احمد و طاها (پسندیده تر و نام پیامبر اسلام) |
| احمدعلی | ترکیبی از دو اسم احمد و علی (ستودهتر و بلندقدر) |
| احمدهادی | ترکیب دو اسم احمد و هادی (پسندیده تر و راهنما) |
| احمدیاسین | ترکیب دو اسم احمد و یاسین (ستوده تر و نام سی و ششمین سوره قرآن مجید) |
| ادریس | درس خوانده – پیامبری که نام او دو بار در قرآن آمده |
| ادهم | قید و بند – سیاه – تیره گون – آثار نو |
| ادیب الدین | سخن دان |
| اردیان | مقدس |
| ارسل | جمع رَسول |
| ارمیا | بزرگ داشته شده – نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل |
| اسحاق | خندان – نام پسر حضرت ابراهيم (ع) و ساره (سارا) از جمله پيامبران بني اسرائيل |
| اسدالله | ترکیب دو اسم اسد و الله (شیر و خدا) |
| اسعدالدین | خوشبخت در دين |
| اسلام | گردن نهادن – تسلیم شدن – فرمان بردن |
| اسلم | سالمتر – درستتر – بیگزندتر – نام ساربان پیامبر اسلام (ص) |
| اسماعیل | شنونده و اطاعت کننده امر خدا – پیامبر بنی اسرائیل – پسر ابراهيم نبی (ع) و هاجر |
| اصغر | کوچک تر – خردتر |
| اعلا | برتر – بالاتر – بلندتر – نامی از نامهای خداي تعالی – سورهی هشتاد و هفتم از قرآن كريم |
| اعلی | برتر – برگزیده – از نامهای خداوند – نام سوره هشتاد و هفتم قرآن مجید |
| افصح | فصيح ترين – شيوا ترين |
| افضل | فاضلتر – برتر از ديگران در علم و هنر و اخلاق – برترین |
| افضل الدین | برترین در دین |
| اکبر | بزرگتر – اسم فرزند بزرگ امام حسین (ع) |
| اللهیار | آن که خداوند یار ویاور اوست |
| الیاس | نام پیامبری از یهود و بنی اسرائیل – یکی از چهار نبی جاویدان |
| امان | نترس شدن – ایمنی – حفاظت – زنهار – آرامش – عنایت |
| امرالله | فرمان خداوند – از واژه های قرآنی |
| امید محمد | ترکیب دو اسم امید و محمد (آرزو و ستوده) |
| امیدحسین | ترکیب دو اسم امید و حسین (آرزو و نیکو) |
| امیدرضا | ترکیبی از دو اسم امید و رضا (انتظار و خشنود) |
| امیدعلی | اميد داشتن به لطف علي ( امام علی ) |
| امیدمهدی | ترکیب دو اسم امید و مهدی (آرزو و هدایت شده) |
| امیر اسحاق | ترکیب دو اسم امیر و اسحاق (فرمانروا و خندان) |
| امیر داوود | ترکیب دو اسم امیر و داوود (پادشاه و محبوب) |
| امیرابراهیم | ترکیب دو اسم امیر و ابراهیم (فرمانروا و پدر مهربان) |
| امیرابوالفضل | ترکیب دو اسم امیر و ابوالفضل (فرمانروا و صاحب فضل و هنر) |
| امیراحمد | ترکیب دو اسم امیر و احمد (پادشاه و بسیار ستوده) |
| امیراسماعیل | ترکیب دو اسم امیر و اسماعیل (فرمانروا و شنونده امر خدا) |
| امیراشکان | ترکیب دو اسم امیر و اشکان (فرمانروا و پهلوان) |
| امیراکبر | ترکیب دو اسم امیر و اکبر (فرمانروا و بزرگتر) |
| امیرالدین | پادشاه دین |
| امیرایوب | ترکیب دو اسم امیر و ایوب (فرمانروا و بازگشت به سوی خدا) |
| امیرباقر | ترکیب دو اسم امیر و باقر (فرمانروا و بسیار دانا) |
| امیرجعفر | ترکیب دو اسم امیر و جعفر (فرمانروا و رود) |
| امیرجواد | ترکیب دو اسم امیر و جواد (پادشاه و بخشنده) |
| امیرحجت | ترکیب دو اسم امیر و حجت (فرمانروا و پیشوا) |
| امیرحسین | ترکیب دو اسم امیر و حسین (پادشاه و نیکو) |
| امیرحمزه | ترکیب دو اسم امیر و حمزه (پادشاه و شیر بیشه) |
| امیرحیدر | ترکیب دو اسم امیر و حیدر (فرمانروا و شیربیشه) |
| امیررسول | ترکیب دو اسم امیر و رسول (فرمانروا و پیغمیر) |
| امیررضا | ترکیب دو اسم امیر و رضا (پادشاه و خشنود) |
| امیرسجاد | ترکیب دو اسم امیر و سجاد (فرمانروا و بسیار سجده کننده) |
| امیرسلیمان | ترکیب دو اسم امیر و سلیمان (پادشاه و پر از سلامتی) |
| امیرشمس الدین | ترکیب دو اسم امیر و شمسالدین (فرمانروا و خورشید دین) |
| امیرصادق | ترکیب دو اسم امیر و صادق (پادشاه و راستگو) |
| امیرصالح | ترکیب دو اسم امیر و صالح (پادشاه و شایسته) |
| امیرصدرالدین | ترکیب دو اسم امیر و صدرالدین (فرمانروا و پیشوای دین) |
| امیرضیاءالدین | ترکیب دو اسم امیر و ضیاءالدین (فرمانروا و نور دین) |
| امیرطارق | ترکیب دو اسم امیر و طارق (فرمانروا و ستاره صبح) |
| امیرطاها | ترکیب دو اسم امیر و طاها (فرمانروا و نام پیامبر اسلام (ص)) |
| امیرعباس | ترکیب دو اسم امیر و عباس (پادشاه و شجاع) |
| امیرعبدالله | ترکیب دو اسم امیر و عبدالله (پادشاه و بنده خدا) |
| امیرعلی | ترکیب دو اسم امیر و علی (پادشاه و بلندقدر) |
| امیرفضل الله | ترکیب دو اسم امیر و فضلالله (فرمانروا و بخشش خدا) |
| امیرقاسم | ترکیب دو اسم امیر و قاسم (فرمانروا و قسمت کننده) |
| امیرکاظم | ترکیب دو اسم امیر و کاظم (فرمانروا و بردبار) |
| امیرمتین | ترکیب دو اسم امیر و متین (فرمانروا و با وقار ) |
| امیرمجتبی | ترکیب دو اسم امیر و مجتبی (پادشاه و برگزیده) |
| امیرمحمد | ترکیب دو اسم امیر و محمد (پادشاه و ستوده) |
| امیرمحمود | ترکیب دو اسم امیر و محمود (پادشاه و ستوده) |
| امیرمختار | ترکیب دو اسم امیر و مختار (فرمانده و صاحب اختیار) |
| امیرمرتضی | ترکیب دو اسم امیر و مرتضی (فرمانروا و برگزیده) |
| امیرمصطفی | ترکیب دو اسم امیر و مصطفی (پادشاه و برگزیده) |
| امیرمعز | ترکیب دو اسم امیر و معز (فرمانروا و عزت دهنده) |
| امیرمهدی | ترکیب دو اسم امیر و مهدی (پادشاه و هدایت شده) |
| امیرمومن | ترکیب دو اسم امیر و مومن (فرمانروا و مسلمان) |
| امیرمیکائیل | ترکیب دو اسم امیر و میکائیل (فرمانروا و نام یکی از فرشتگان) |
| امیریاسین | ترکیب دو اسم امیر و یاسین (فرمانده و از اسامی حضرت رسول (ص)) |
| امیریحیی | ترکیب دو اسم امیر و یحیی (فرمانروا و تعمید دهنده) |
| امیریدالله | ترکیب دو اسم امیر و یدالله (فرمانروا و دست خدا) |
| امیریزدان | ترکیب دو اسم امیر و یزدان (فرمانروا و خداوند) |
| امیریعقوب | ترکیب دو اسم امیر و یعقوب (فرمانروا و پدر حضرت یوسف) |
| امیریوسف | ترکیب دو اسم امیر و یوسف (پادشاه و خواهد افزود) |
| امین | امانتدار – معتمد – درستکار – از القاب پیامبر اسلام (ص) و لقب جبرئیل |
| امین ابراهیم | ترکیب دو اسم امین و ابراهیم (امانتدار و پدر مهربان) |
| امین الدین | امانت دار دین |
| امین الله | مورد اعتماد خداوند |
| امین حسین | ترکیب دو اسم امین و حسین (امانتدار و نیکو) |
| امین رحمان | ترکیب دو اسم امین و رحمان (امانتدار و مهربان) |
| امین رضا | ترکیب دو اسم امین و رضا (امانتدار و خشنود) |
| امین سجاد | ترکیب دو اسم امین و سجاد (امانتدار و بسیار سجده کننده) |
| امین طاها | ترکیب دو اسم امین و طاها (امانتدار و نام پیامبر) |
| امین عباس | ترکیب دو اسم امین و عباس (امانتدار و شجاع) |
| امین علی | ترکیب دو اسم امین و علی (امانتدار و بلندقدر) |
| امین محمد | شخص ستوده و مورد اطمينان. |
| امین مهدی | ترکیب دو اسم امین و مهدی (امانتدار و هدایت شده) |
| انصار | یاران – یاری دهندگان – یاران پیامبر اسلام (ص) |
| اوستا | نام کتاب مقدس زرتشتیان |
| اویس | نام یکی از عارفان و پارسایان – از یاران پیامبر (ص) |
| ایزدبخش | بخشيده شده از سوي خدا |
| ایلیا | خداوند خدای من است – الیاس – نام یکی از پیامبران بنیاسرائیل و نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) |
| ایمان | باور – گرایش – اعتقاد |
| ایوب | بازگشت به سوی خدا – نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل |
| آراد | آرای – آراینده – بخشنده – سپید دست – جوان مرد – آراسته – نگاریده |
| آریان رضا | ترکیب دو اسم آریان و رضا (آریایی و خشنود) |
| آمن | ایمن – بی خوف |
| آمین | برآور – بپذیر – اجابت کن – از نامهای خداوند |
| آیت | نشانه – علامت – آیه |
انتخاب اسم تاریخی برای پسر با حرف الف
| آذرفر | دارای شکوه وجلالی چون آتش |
| آراس | آراز – رود ارس |
| آراسب | نام يكي از سرداران كوروش |
| آران | نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان – نام قدیمی ایران |
| آرتا | مقدس – پاک – راست گفتار – درست کردار |
| آرتاباز | نام فرمانده گردونه های کوروش پادشاه هخامنشی |
| آرتاپارت | نام نگهبان کوروش دوم پادشاه هخامنشی |
| آرتان | نام برادر داريوش و پسر ويشتاسپ – افزایش یابنده – افزوده |
| آرتمن | فرزند داریوش و برادر خشایارشاه |
| آرتین | پاك و مقدس – عاقل و زیرک – از شخصیتهای شاهنامه – نام پهلوان نامدار ایرانی – هفتمين پادشاه ماد |
| آرسام | آرشام – نیرومند – قوی هیکل – پسر آريامنه و پدر ويشتاسپ از خاندان هخامنشي |
| آرسامس | نام یکی از سرداران ایرانی |
| آرسان | نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی |
| آرسس | نام پسر اردشیر سوم – پادشاه ساسانی |
| آرش | درخشنده – از شخصیتهای شاهنامه – نام پهلوان نامدار ایرانی که در تیراندازی بسیار توانا بود (آرش کمانگیر) |
| آرشاک | ارشک |
| آرشام | نیرومند – قوی هیکل – پسر آريامنه و پدر ويشتاسپ از خاندان هخامنشي |
| آرشان | مرد – نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی |
| آرشاویر | مرد مقدس – نام هفتمین پادشاه اشکانی |
| آرشاوین | آرشاویر – مرد مقدس – نام هفتمین پادشاه اشکانی |
| آرشن | مردانه |
| آرشیا | تخت و اورنگ پادشاهان |
| آرمین | از شخصیتهای شاهنامه – نام چهارمين پسر كيقباد – مرد همیشه پیروز – آرام گرفتن – دلیر |
| آروکو | نجیب نجیب زاده |
| آریا | آزاده – نجيب |
| آریابد | رئیس قوم آریایی |
| آریابرز | شکوه آریایی |
| آریابرزین | برادر زادهی داريوش بزرگ |
| آریاراد | آریایی جوانمرد آریایی شجاع آریایی دانا |
| آریارامنه | آرام کننده آریائیان |
| آریاز | رهبر – راهنما |
| آریاسام | ترکیب دو اسم آریا و سام (آزاده و آتش) |
| آریاسپ | دارندهی اسب |
| آریاک | نام یکی از سرداران ایرانی و فرماندار کاپادوکیه |
| آریام | دارای نیروی آریایی |
| آریامن | آرامش دهنده – خوشبختی دهنده |
| آریه | نام سپهدار ایرانی طرفدار کورش صغیر پادشاه هخامنشی |
| آریو | آریایی – منسوب به قوم آریایی |
| آریوبرزن | کنایه از قدرت و خشم ایرانی – نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی |
| آریوراد | ایرانی و جوانمرد |
| آزادسرو | همچون سرو زیبا و بی تعلق |
| آزادمهر | دوستدار آزادی – محبت |
| آسپاداس | آخرین پادشاه ماد |
| آسپیان | آبتین – روح کامل |
| آستیاگ | آستیاژ – نام آخرين پادشاه ماد |
| آسدین | نام موبدی در سده دهم یزگردی |
| آسیدات | یکی از بزرگان هخامنشی |
| آشوک | نام يكی از شاهان در امپراتوری بزرگ هند |
| آصف | با تدبیر و خردمند – نام وزیر حضرت سلیمان (ع) |
| آناگ | نام یکی از احکام پارت در زمان اردشیر پادشاه ساسانی |
| آوگان | از شخصیتهای شاهنامه |
| آوه | از شخصیتهای شاهنامه |
نظرات کاربران