داستان کودکانه صوتی کودکانه بیماری زرافه با صدای عمو قناد
داستان کودکانه صوتی کودکانه بیماری زرافه رو با همدیگه شروع میکنیم. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید با صدای عمو قناد از آخر همین صفحه گوش بدید. برو به صوت قصه
زرافه در جنگل راه میرفت و همینطور ناله میکرد.
معلوم بود یه جای زرافه درد میکنه.
کمکم حیوانهای اطراف جنگل به اون رسیدن.
خرگوش بهش رسید و گفت:
«زرافه، چه اتفاقی افتاده؟ چرا ناله میکنی؟»
زرافه آهی کشید و گفت:
«چند روزه که گلوم خیلی درد میکنه. نمیدونم چرا نمیتونم غذا رو خوب قورت بدم.»
در این میان آهو گفت:
«بهتره از جغد پیر جنگل کمک بگیری. شاید اون بتونه کمکت کنه.»
بله، به این ترتیب زرافه جلو رفت و آهو و خرگوش پشت سرش، به طرف درختی که جغد همیشه روی اون مینشست راه افتادن.
جغد پس از شنیدن ماجرا، سری تکون داد و گفت:
«باید به ترتیبی داخل گلوی زرافه رو ببینم، اما این کار خیلی سخته. چون گردن زرافه خیلی بلنده و نمیشه داخل اون رو به راحتی دید.»
طفلک زرافه با ناامیدی همونجا نشست.
همگی به فکر فرو رفتن.
ناگهان فکری به خاطر جغد رسید و گفت:
«فهمیدم! بهتره از موش کوچولو کمک بگیریم. از اون بخوایم وارد گلوی زرافه بشه و بگه اونجا چه خبره.»
و به این ترتیب دنبال موش کوچولو رفتن.

اما وقتی جریان رو برای موش تعریف کردن، نگاهی به اونا کرد و گفت:
«من میترسم وارد گلوی زرافه بشم. اگه منو بلعید و قورت داد چی؟»
زرافه در حالی که گلوش درد میکرد، خندهای کرد و گفت:
«نه دوست عزیز، من گوشتخوار نیستم. من فقط علف و سبزی میخورم.»
بنابراین موش کوچولو با خیال راحت قدم به داخل دهان زرافه گذاشت و وارد گلوی اون شد.
داخل گلوی زرافه تاریک تاریک بود.
بچهها، هیچ چیز دیده نمیشد.
ادامه قصه
داستان کودکانه صوتی کودکانه بیماری زرافه رو اینجوری ادامه میدیم. صوت این قصه رو میتونید با صدای عمو قناد به صورت رایگان پایان همین صفحه گوش بدید. همچنین برای گوش دادن به هزاران قصه ی صوتی دیگه بهمراه صد ها آهنگ و لالایی کودکانه میتونید اپلیکیشن بزرگ پخش قصه کودکیا رو از این لینک دانلود کنید.
مقداری که راه رفت، ناگهان به یک تکه چوب خشک برخورد کرد.
پس این چوب داخل گلوی زرافه گیر کرده بود.
موش با دستهای کوچیکش سعی داشت چوب رو از جای خودش تکون بده.
در همین حین، زرافه احساس خارش شدیدی توی گلوش کرد و دیگه نتونست خودش رو کنترل کنه.
سرفه بلندی کرد و موش و تکه چوب با شدت از داخل گلویش بیرون پرتاب شدن.
موش بیچاره به داخل علفها پرت شد.
ولی زرافه با خوشحالی فریاد زد:
«خوب شدم! خوب شدم! ازتون متشکرم.
دو کوچولوی من، از همه شما متشکرم که کمکم کردید.»
دوستان زرافه، از جمله موش، از اینکه تونستن به دوستشون کمک کنن خیلی خوشحال بودن و هر کدوم به طرفی رفتن.
زرافه هم خوشحال و خندون، با گردنی بلند مثل همیشه در جنگل گم شد؛ یعنی رفت به طرف جاهای دیگه جنگل.
بله بچهها، چقدر کمک کردن خوبه.
اگر ما بتونیم به اطرافیانمون کمک کنیم، هم اونها رو خوشحال میکنیم و هم خودمون رو.
پایان قصه
داستان کودکانه صوتی کودکانه بیماری زرافه، وقتی تکه چوبی در گلوی زرافه گیر میکند، همه حیوانات جنگل برای کمک دست به دست هم میدهند. قصهای زیبا درباره دوستی و همکاری.
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران