داستان صوتی کودکانه مهمان ناخوانده با صدای پگاه قصه گو
داستان صوتی کودکانه مهمان ناخوانده رو با همدیگه شروع میکنیم. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از آخر همین صفحه گوش کنید. برو به صوت قصه
یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، پیرزنی بود که تو یه ده خیلی کوچیک زندگی میکرد.
این پیرزن حیاطی داشت قد یه غربی و یه درخت توش بود. پیرزن خوش قلب و مهربون بود و همه بچهها هم خیلی دوستش داشتند.
یک روز غروب، وقتی آفتاب کمکم پرید و خونهها تاریک شدن، پیرزن چراغش رو روشن کرد، چادرش رو انداخت رو سرش و رفت دم در.
حوصلهاش سر رفته بود و میخواست همسایهها و بچهها رو ببینه تا دلش باز بشه.
همین که داشت با بچهها صحبت میکرد، یهو بارون شروع شد، نمهنمه و بوی کاهگل از دیوارها بلند شد.
پیرزن بچهها رو به خونه فرستاد و خودش رفت تو اتاق.
اما بارون تند شد و صدای رعد و برق، کاسه و کوزهها روی طاقچه رو میلرزوند.
پیرزن سردش شد و فکر کرد بره زیر لحاف گرم بشه.
ورود مهمانها:
صدای در بلند شد: تق تق تق تق!
پیرزن به خودش گفت: «این وقت شب، کیه که در میزنه؟»
چادرش رو سرش کرد و دوید پشت در.
اولین مهمان: یه گنجشک خیس بود.
پیرزن گنجشک رو برد تو، یه تیکه پارچه روی بالهای خیسش انداخت و گذاشت گوشهای تا استراحت کنه.

دومین مهمان: یه مرغ خیس.
پیرزن یه پارچه انداخت پشت مرغ و گذاشتش کنار اتاق تا بخوابه.
سومین مهمان: یه کلاغ خسته.
پیرزن کلاغ رو برداشت، یه پارچه انداخت روی پرهاش و گذاشتش گوشهای تا استراحت کنه.
چهارمین مهمان: یه گربه.
گنجشک، مرغ و کلاغ که چشمشون به گربه افتاد، از ترس چسبیدن به هم و لرزیدن شروع کردند.
پیرزن یه پارچه انداخت پشت گربه و اونم چشمهاش رو بست و خوابید.
ادامه قصه
داستان صوتی کودکانه مهمان ناخوانده رو با همدیگه ادامه میدیم. این قصه کودکانه رو میتونید با صدای پگاه قصه گو به همراه هزاران قصه کودکانه مخصوص خواب دیگه از اپلیکیشن بزرگ پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
پنجمین مهمان: یه سگ خیس و لرزون.
پیرزن یه شال گردن انداخت گردنش و گذاشت گوشه اتاق تا بخوابه.
ششمین مهمان: یه الاغ.
الاغ سر و صدا کرد و یه جفتکی انداخت و پرید تو اتاق.
پیرزن یه لحاف انداخت پشتش و گذاشتش گوشه اتاق تا استراحت کنه.
هفتمین مهمان: یه گاو بزرگ.
گاو هیکلش رو فشار داد و وارد حیاط شد.
پیرزن یه گلیم انداخت روی گاو و گفت: «همتون با خیال راحت بخوابید.»
صبح روز بعد، پیرزن وقتی بیدار شد، دید همه مهمونا حسابی مشغول کاراشون هستن:
الاغ، سماور رو آتیش کرده و بالای سفره گذاشته
گربه، چای دم کرده
سگ، حیاط رو جارو کرده
کلاغ، از صحرا چوب آورده
گاو، پشت بوم رو تمیز میکنه
مرغ هم بهش کمک میکنه
پیرزن از دیدن این صحنهها خوشحال شد.
چادرش رو انداخت سرش، رفت نون سنگک خرید و وقتی برگشت، همه دور هم نشستن، نون و چایی خوردن و گل گفتن و گل شنفتن.
مهمونا که مهربونی پیرزن رو دیده بودن، دلشون نمیخواست برن.
پیرزن هم گفت: «اگه دلتون میخواد پیش من بمونید، باید دستهجمعی کمک کنید و برای خودتون اتاق بسازید تا همه راحت باشیم.»
بعد از اون، سالها سال همه با خوشی و خوشحالی کنار هم زندگی کردند.
پایان قصه
داستان صوتی کودکانه مهمان ناخوانده قصه شیرین پیرزن مهربان و مهمانهای بارانی را بخوانید؛ داستانی آموزنده درباره مهربانی، همدلی، کمک به دیگران و زندگی در کنار حیوانات، مناسب کودکان.
صوت قصه
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران