دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 56 بدون دیدگاه

داستان کودکانه مهماندار مهربون

داستان کودکانه مهماندار مهربون رو شروع میکنیم. توی یه شهر بزرگ، با کلی خیابون و ساختمون و آدم‌های پیر و جوون،
یه فرودگاه قشنگ هم بود.
هر روز از این فرودگاه هواپیماهایی بلند می‌شدن و مسافرها رو به شهرهای دور و نزدیک می‌بردن.

یه روز، علی کوچولو با مامان و باباش اومد به فرودگاه.
اونا سه‌تا بلیط داشتن.
چمدونا رو تحویل دادن و اجازه گرفتن که سوار هواپیما بشن.
آخه قرار بود برن زیارت امام رضا (علیه‌السلام).

این اولین‌بار بود که علی سوار هواپیما می‌شد.
همه که سوار شدن، یه خانم از بلندگو خوش‌آمد گفت،
حتی به انگلیسی هم حرف زد!

داستان کودکانه مهماندار مهربون دنیای کودکانه

بعدش یه خانم و یه آقای مهماندار اومدن،
یاد دادن که چطوری کمربند صندلی‌ها رو ببندیم.
بابا و مامان هم به علی کمک کردن تا کمربندشو ببنده.

وقتی هواپیما پرواز کرد،
خانم مهماندار به همه یه دونه شکلات داد!
علی کوچولو دلش یکی دیگه می‌خواست…
و خانم مهماندار انگار فهمید!
یه شکلات دیگه هم براش آورد!

بعد چند دقیقه، آقای مهماندار با یه بسته اومد پیش علی:
یه پازل هواپیما!
جایزه‌ی مخصوص کوچولوهایی که تو هواپیما بودن!

علی ازش تشکر کرد و گفت:
“آقا می‌تونم یه چیزی بپرسم؟”

ادامه قصه

داستان کودکانه مهماندار مهربون رو ادامه میدیم. این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود

مهماندار گفت:
“بله عزیزم، بپرس.”

علی پرسید:
“من چجوری می‌تونم مهماندار بشم؟”

آقای مهماندار لبخند زد و گفت:
“باید خوب درس بخونی، بری مدرسه، بعدش دانشگاه.
اون وقت می‌تونی هر چقدر خواستی تو هواپیما باشی.”

علی گفت:
“اگه مهماندار نشم، حتماً خلبان می‌شم!
اون‌وقت خودم هواپیما رو می‌برم بالای آسمون!”

همین‌طور که با هیجان بیرون رو نگاه می‌کرد، گفت:
“مامان مامان! اون چیه که برق می‌زنه؟”

مامان گفت:
“قربونت برم، اون گنبد طلایی امام رضا (علیه‌السلام) هست.
دیگه چیزی نمونده به مشهد برسیم.”

هواپیما تو فرودگاه نشست.
علی کوچولو با مامان و بابا از هواپیما پیاده شدن.
اولین جایی که رفتن، حرم امام رضا علیه‌السلام بود…

اونجا، علی کوچولو از نزدیک گنبد طلایی رو دید
و برای کبوترهای چاقالو و تپل، دونه ریخت…

پایان قصه

داستان کودکانه مهماندار مهربون قصه‌ی کودکانه‌ی علی کوچولو که برای اولین‌بار سوار هواپیما می‌شه و همراه مامان و باباش به زیارت امام رضا (ع) می‌ره. داستانی آموزنده، شاد و مناسب بچه‌ها.

میتونید این قصه و هزاران قصه دیگه رو توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید.

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن