دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 60 بدون دیدگاه

داستان صوتی کودکانه بابابزرگ با صدای مریم نشیبا

داستان صوتی کودکانه بابابزرگ رو با همدیگه شروع میکنیم. صوت این قصه کودکانه رو پایین همین صفحه گوش کنید (کلیک کنید) مریم کوچولو یه بابابزرگ داشت، پیر و مهربون.
موها و ریش بابابزرگ سفید شده بود و چند تا چروک هم روی صورتش داشت.
هر چی مریم بزرگ‌تر می‌شد، بابابزرگ پیرتر می‌شد.
مریم خیلی وقت‌ها دست بابابزرگ رو می‌گرفت و با هم می‌رفتن پارک قدم بزنن.
تو راه، بابابزرگ برای مریم قصه تعریف می‌کرد.
یه روز که مریم و بابابزرگ دست هم رو گرفته بودن و به پارک می‌رفتن، چند نفر از دوستای بابابزرگ بهش سلام کردن.
یکی‌شون گفت:
– اگر کاری دارید، من کمک می‌کنم.
بابابزرگ گفت:
– نه، ممنونم، می‌خوام قدم بزنم.

وقتی رسیدن پارک، همه‌ی صندلی‌ها پر بود، اما یک آقای جوون از جاش بلند شد و گفت:
– پدرجون، بفرمایید بشینید!

داستان صوتی کودکانه بابابزرگ با صدای مریم نشیبا دنیای کودکانه

بابابزرگ اول تعارف کرد، ولی بعد قبول کرد و نشست.
مریم از بابابزرگ اجازه گرفت و رفت بازی کنه.
اول سوار تاب شد، بعد سرسره و کلنگ بازی کرد و کلی خوش گذروند.

ادامه قصه

داستان صوتی کودکانه بابابزرگ رو ادامه میدیم. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید پایین همین صفحه به صورت رایگان گوش کنید. گوش دادن به همین قصه | دانلود اپلیکیشن پخش قصه با هزاران قصه کودکانه

بابابزرگ تنها نبود، داشت با اون آقای جوون صحبت می‌کرد.
مریم به اون آقا سلام کرد و بابابزرگ گفت:
– این نوه‌ی ناز منه که بازی‌کردنش تموم شده، الان میاد که با هم بریم خونه.

موقع برگشتن سوار اتوبوس شدن، باز هم یه آقا جاش رو به بابابزرگ داد.
مریم خیلی تعجب کرد و پرسید:
– بابابزرگ، چرا همه جا مردم به شما احترام می‌ذارن و جاشون رو به شما می‌دن؟
– شما اونا رو می‌شناسید؟

بابابزرگ خندید و گفت:
– نه عزیزم، من اونا رو نمی‌شناسم، اما چون من بزرگ‌ترم، پیر شدم، موهام سفید شده، به من احترام می‌ذارن.

بابابزرگ و مریم پیاده شدن و دست هم رو گرفتن و برگشتن خونه.
مریم به خودش قول داد هر جا آدم‌های بزرگ رو دید، بهشون احترام بذاره.

پایان

داستان صوتی کودکانه بابابزرگ هم تمام شد. در این قصه کودکانه مریم کوچولو که همراه پدربزرگش رفته به پارک، احترام گذاشتن رو یاد میگیره و میفهمه که باید به بزرگتر ها و ریش سفید ها احترام بزاره.
این قصه کودکانه رو همینجا میتونید گوش بدید. برای دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا با قابلیت پخش هزاران داستان صوتی کودکانه اینجا کلیک کنید.

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن