داستان کودکانه درخت
داستان کودکانه درخت شروع میشه: یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، توی یه سرزمین پهناور، نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک، آدمایی زندگی میکردن مثل ماها. اون آدما عاشق درختهای سرزمینشون بودن. میدونید چرا؟ چون اونجا به ازای هر یه آدم، یه درخت بود، حتی بعضی وقتها دو تا! حالا حساب کنید چند جور درخت جورواجور اونجا زندگی میکردن.
درختها جون آدمها بودن و آدمها هم جان درختها رو دوست داشتن. بعضی درختها میوه میدادن و مردم از میوههاشون استفاده میکردن و لذت میبردن. بعضی درختها میوه نمیدادن اما با زور نفس میکشیدن و هوای تازه به مردم میرسوندن. مردم قدر درختهاشون رو میدونستن و هر کاری که میتونستن براشون میکردن: کود میریختن، هرس میکردن، میوههاشون رو جمع میکردن و بین مردم تقسیم میکردن. درختها هم قدر مردم رو میدونستن و با نفس و شاخههای پربار و میوههاشون هوای تازه و زندگی میدادن.
سالها گذشت و مردم با خوبی و خوشی کنار درختهاشون زندگی میکردن تا اینکه یه روز سرمای سختی اومد. نه یه ذره برف یا بارون، اینقدر سرما زیاد بود که درختها شروع کردن به یخ زدن. مردم کاری از دستشون برنمیاومد، حتی نمیخواستن از خونههاشون بیرون بیان، میترسیدن خودشونم یخ بزنن. هر روز که از خواب بلند میشدن، شاهد یخ زدن یکی از درختها بودن. نگران بودن، فکر میکردن اگه سرما ادامه پیدا کنه، یکی یکی درختها از بین میرن و اون سرزمین دیگه جای زندگی نیست.

مردم تلاش میکردن، هرکی هر کاری از دستش برمیاومد انجام میداد. اما هوا خیلی سرد بود و درختها کمکم داشتند از بین میرفتن. دیگه تقریبا چیزی از درختها نمونده بود. مردم خیلی ناراحت بودن. اون موقع بچهها اومدن و گفتن: «ما که چیزی برای از دست دادن نداریم، پس بیاید خودمون تلاش کنیم این دو تا درخت باقیمونده رو نگه داریم!»
پدر و مادرها نمیدونستن چی جواب بدن، چون فکر میکردن همه تلاشهاشون جواب نداده. ولی بچهها گفتن: «بیاید از جونمون مایه بذاریم! لباس گرم بپوشیم، دور درختها پارچه و نایلون بپیچیم، آتیش روشن کنیم، دورشون حلقه بزنیم، دستامون رو بدیم به هم، آواز بخونیم، شعر بخونیم، نفسمون رو بفرستیم براشون، دعا کنیم، رقص کنیم، دست بزنیم! هر کاری از دستمون برمیاد انجام بدیم!»
ادامه قصه
ادامه داستان کودکانه درخت رو با هم میخونیم. صوت این قصه کودکانه رو با صدای پگاه قصه گو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
شبها هم میاومدن، دور هم یه گرده کوچیک درست میکردن، هیچ فاصلهای نبود، انگار خودشون درختها رو بغل میکردن، مواظب آتیش بودن و سعی میکردن اطراف درخت گرم باشه. درختها شکوفه ندادن و میوه هم ندادن، اما یه چیز امیدبخش بود: دیگه یخ نمیزدن! بچهها امید داشتن که روشون جواب میده، برای همین ادامه دادن.
انقدر روزها گذشت، زمستون تموم شد و بهار اومد. خورشید با زور بیشتری تابید، خاک گرم شد و کمکم درختها شروع کردن به جوونه زدن. بچهها اول یادشون رفته بود که به جوونهها نگاه کنن، ولی بعد که یه همسایه اومد و گفت: «ببینید درختاتون جوونه زده!» یادشون اومد و شروع کردن تو شاخهها گشتن و دونهدونه جوونهها رو پیدا کردن.
وای بچهها، با دیدن هر جوونه انگار یه جوونه تو قلب بچهها زده میشد! جیغ زدن، خوشحالی کردن و صدا کردن: «مردم، مردم!» مردم هم از خواب زمستونی بیدار شدن، دوییدن و رسیدن کنار درختها و دیدن که درختها زنده موندن.
بعد از اون، هفت شب و هفت روز جشن گرفتن، پایکوبی کردن و بهار رو جشن گرفتن. تصمیم گرفتن از سالهای بعد هم از درختهاشون مراقبت کنن، از اول زمستون تا دیگه هیچ درختی یخ نزنه. و سالها کنار هم خوب و خوش زندگی کردن و از زندگیشون لذت بردن.
پایان قصه
داستان کودکانه درخت قصهای زیبا و الهامبخش درباره مردمی که با عشق به درختها زندگی میکردن و وقتی سرمای سخت اومد، فقط امید و تلاش بچهها بود که دو درخت باقیمونده رو از یخزدگی نجات داد. داستانی پر از پیام همکاری، امید، حفاظت از طبیعت و قدرت دلهای کوچک. صوت این قصه کودکانه رو به همراه هزاران قصه دیگه میتونید با صدای پگاه قصه گو از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید.
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
داستان خوبی بود برای بچه ها مفیده تا امید و تلاش رو یاد بگیرن