داستان کودکانه مورچه شکمو
داستان کودکانه مورچه شکمو رو داریم که در این پست که موضوع این قصه گوش ندادن به حرف بزرگتر ها هست و میتونید صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو با صدای خاله شادی از گروه مرسی تی وی از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. در این اپلیکیشن میتونید هزاران قصه کودکانه دیگه با صدای مریم نشیبا و پگاه قصه گو و سایر قصه گو های بنام کشورمون به همراه آهنگ های کودکانه و صداهای حیوانات گوش کنید. لینک دانلود
یکی بود یکی نبود، روزی روزگاری یه مورچه بود که میخواست دونههای جو جمع کنه.
یکی از راهها که رد میشد رسید به یه کندوی عسل.
از بوی عسل دهانش آب افتاد اما کندو بالای یه سنگ بزرگ بود.
مورچه هر کاری کرد نتونست از دیوار سنگی بالا بره و به کندو برسه.
دست و پاش لیز میخورد و میافتاد پایین.

مورچه حسابی هوس عسل کرده بود، بعد داد زد:
«آی مردم! من عسل میخوام! اگه یکی پیدا بشه و منو به کندوی عسل برسونه، یه دونه جو بهش پاداش میدم!»
یه مورچه بالدار که تو هوا پرواز میکرد صدای مورچه رو شنید و گفت:
«نکنه بری اون جا، کندو خیلی خطرناکه!»
مورچه گفت:
«نگران نباش، من میدونم چکار باید بکنم.»
مورچه بالدار گفت:
«اگه بری کندو ممکنه زنبورها نیشت بزنن.»
مورچه گفت:
«من از زنبور نمیترسم، من عسل میخوام!»
مورچه بالدار گفت:
«عسل چسبناکِ، دست و پات گیر میکنه.»
مورچه گفت:
«اگه دست و پاگیر بود، هیچکس عسل نمیخورد.»
مورچه بالدار گفت:
«خودت میدونی، ولی بیا از من بشنو، از این هوس دست بردار! من تجربه دارم، به کندو رفتن برات گرون تموم میشه، ممکنه خودتو به دردسر بندازی.»
مورچه گفت:
«اگر میتونی مرا برسون، مزدت را میدم، اگه نمیتونی زیاد جوش نزن، من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحتم میکنه خوشم نمیاد.»
مورچه بالدار گفت:
«ممکنه کسی پیدا بشه و تو رو برسونه، ولی من کمک نمیکنم چون عاقبت خوبی نداره.»
مورچه گفت:
«پس الکی خودتو خسته نکن! من امروز به هر قیمتی شده به کندو میرم!»
بالدار رفت و مورچه دوباره داد زد:
«کسی پیدا میشه منو به کندو برسونه؟ یه دونه جو پاداش میدم!»
یه مگس از راه رسید و گفت:
«آخی بیچاره مورچه، عسل میخوای؟ حق داری! عسل شیرین و خوشمزهست. من تو رو به آرزوت میرسونم.»
بچهها به نظرتون برای مورچه چه اتفاقی میافته؟
نکنه بره تو عسل گیر کنه یا نه؟
میره عسل میخوره و برمیگرده؟
ادامه قصه کودکانه رو میخونیم
داستان کودکانه مورچه شکمو رو ادامه میدیم. همچنین میتونید صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو از اپلیکیشن کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
بله بچهها، مورچه گفت:
«آفرین مگس، خدا عمرت بده! به تو میگن جانور خیرخواه، پس کمک کن تا به کندوی عسل برسم.»
مگس مورچه رو از زمین بلند کرد و به بالای سنگ نزدیک کندو رسوند، بعد رفت.
مورچه که حسابی خوشحال شده بود گفت:
«به به چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی، چه عسلی، چه مزهای! خوشبختی از این بالاتر نمیشه!»
مورچه ها بدبختند که فقط جو و گندم جمع میکنند و هیچ وقت به کندوی عسل نمیآن.
مورچه کمی از اینجا و آنجا عسل چشید و جلو رفت، تا اینکه دید ای دل غافل، بین حوضچهی عسل گیر کرده، دست و پاش چسبیده و دیگه نمیتونه حرکت کنه!
هر کاری کرد نتونست خودشو نجات بده.
شروع کرد به فریاد زدن:
«عجب گیری افتادم! بدبختی از این بدتر نمیشه! ای مردها منو نجات بدید! اگه کسی پیدا بشه و منو از این کندو بیرون ببره، دو تا جو پاداش میدم!»
مورچه بالدار که در راه برگشت به خونش بود، صدای مورچه رو شنید، با عجله خودش رو به کندو رسوند و دید مورچه تو عسل گیر کرده.
دلش به حالش سوخت و او را نجات داد.
گفت:
«نمیخوام تو رو سرزنش کنم، اما هوسهای زیادی باعث گرفتاری میشن.
این بار بختت بلند بود که من رسیدم و تونستم نجاتت بدم.
ولی بعد از این باید بیشتر مواظب باشی و نصیحتهام رو گوش کنی.
نباید از مگس کمک میگرفتی، مگس همدرد مورچه نیست و نمیتونه دوست خیرخواه باشه.»
بچهها مورچه از کارش پشیمون شد و از مورچه بالدار معذرت خواست.
اون فهمید که دوست خوبش همون مورچه بالدار بوده که از اول میخواست بهش کمک کنه…
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران