دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 67 بدون دیدگاه

داستان کودکانه موش دانا

داستان کودکانه موش دانا رو میخوایم تو این صفحه براتون تعریف کنیم. این قصه‌ی کودکانه‌، داستانی آموزنده درباره‌ی هوش، پیش‌بینی و ارزش گوش دادن به نصیحت دوستان باتجربه. صوت این داستان کودکانه مخصوص خواب رو هم میتونید با صدای خاله شادی گروه مرسی تی وی از اپلیکیشن کودکیا گو بدید. لینک دانلود

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ‌کس نبود.

توی یه جنگلی، درخت‌ها هر روز افسرده‌تر می‌شدن. آب چشمه‌ها کم و کمتر شده بود و حال‌و‌هوای جنگل دیگه مثل قبل نبود.

توی همین جنگل یه موشی زندگی می‌کرد. این موش خیلی جاها سفر کرده بود و چون باهوش و زرنگ بود، هر چیزی رو که می‌دید، سعی می‌کرد ازش چیزی یاد بگیره و به تجربه‌هاش اضافه کنه.
واسه همین، دایره اطلاعاتش از همه حیوون‌های جنگل بیشتر بود.
به خاطر همین هم همه بهش می‌گفتن: موش دانا. خلاصه اسمش شده بود: موش دانا!

داستان کودکانه موش دانا با صدای خاله شادی مرسی تی وی دنیای کودکانه

یه روز موش دانا به دوستاش گفت:
«بهتره از این جنگل بریم. اینجا دیگه جای موندن نیست. باید یه جای دیگه برای زندگی پیدا کنیم.»

دوستاشم چون می‌دونستن موش دانا بی‌حساب و کتاب حرف نمی‌زنه، قبول کردن.

به پیشنهاد مو دانا، همه وسایلشونو جمع کردن و از جنگل بیرون زدن.
رفتن و رفتن و رفتن… تا بالاخره به یه جنگل سرسبز، خوش آب‌و‌هوا و قشنگ رسیدن.
موش دانا بهشون گفت:
«اینجا جای خوبیه. بیاید همین‌جا لونه‌هامونو بسازیم.»

اما دوستای موش دانا – که خاله سوسکه، عنکبوت سیاه، هزارپا و مارمولک بودن – به حرفش گوش ندادن.
بیشتر دنبال بازی و تفریح بودن.

ولی موش دانا وقتو تلف نکرد. از همون اول شروع کرد به کندن زمین تا برای خودش یه لونه محکم درست کنه.
یکی دو روزی سخت کار کرد تا بالاخره یه لونه‌ی خوب و امن ساخت.

بعد از اون، رفت دنبال غذا. هرچی می‌تونست، جمع کرد و توی لونه‌اش گذاشت.
بعدشم به دوستاش گفت:
«شب بیاید خونه من مهمونی!»

دوستاش خوشحال شدن، رفتن خونه آقا موشه.
کلی خوش گذشت، میوه خوردن، غذا خوردن، خندیدن…

موش دانا آخر شب بهشون گفت:
«دوستای خوبم! باید به فکر فردا هم باشید. همیشه هوا خوب نمی‌مونه. یه لونه‌ی محکم برای خودتون بسازید.»

اونا هم گفتن:
«باشه باشه، فردا درست می‌کنیم!»

ادامه داستان

داستان کودکانه موش دانا اینجوری ادامه پیدا میکنه. یادتون باشه که میتونید صوت این قصه کودکانه رو از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود

چند روز گذشت و همچنان دوستای موش دانا سرگرم بازی بودن.
تا اینکه یه روز یه طوفان شدید اومد!
باد می‌پیچید و بارون می‌بارید.

دوستا ترسیدن. نمی‌دونستن چیکار کنن. تازه یادشون افتاد که موش دانا چقدر راست گفته بود.
سریع شروع کردن به ساختن خونه، ولی خب… وقتی طوفان اومده باشه، خونه‌ ساختن دیگه فایده‌ای نداره، نه؟

خونه‌هاشون خراب شد. ناامید و خسته، رفتن پیش موش دانا و همه چی رو تعریف کردن.

موش دانا با مهربونی گفت:
«فعلاً بیاید خونه‌ی من بمونید تا طوفان تموم بشه. بعدش برید برای خودتون یه لونه محکم بسازید.»

اونا هم قبول کردن و ازش تشکر کردن.

چند روزی پیش موش دانا بودن و کلی خوش گذشت.
بعد از اینکه هوا خوب شد، همگی با هم رفتن بیرون. این بار، با کمک هم خونه‌های محکم ساختن.
بعدشم رفتن دنبال جمع کردن غذا.

دوستا حالا فهمیده بودن که باید از تجربه‌ی بقیه استفاده کنن.
اونا سال‌ها کنار هم با خوشی زندگی کردن…

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن