دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 4951 بدون دیدگاه

قصه کودکانه جوجه کوچولوی ترسو (متن بهمراه صوت)

تو این مطلب از سایت “های نی نی” اومدیم تا داستان کودکانه “جوجه کوچولوی ترسو” رو براتون تعریف کنیم. صوت این قصه رو میتونید آخر همین صفحه گوش بدید.

یکی بود یکی نبود. یه جوجه کوچولویی بود که خیلی ترسو بود تو زیرزمین خونه رضا کوچولو قایم شده بود و هیچ جا نمی رفت. رضا که خیلی دلش می خواست با جوجه کوچولو دوست شه می رفت نزدیکش اما تا می خواست دستش رو به جوجه بزنه جوجه جیغ می زد و شروع می کرد به جیک جیک کردن و می ترسید. بعدم می رفت و خودش رو یک گوشه جمع می کرد و می لرزید. رضا کوچولو هر روز برای جوجه خونه شون شیر و غذا می برد. اما بهش نزدیک نمیشد تا جوجه رو نترسونه. تا جوجه بتونه به راحتی غذا بخوره غذا را یک جا می گذاشت و خودش آروم می رفت بیرون. جوجه هم که گرسنه می شد یواش یواش می رفت سمت غذا و سریع می خورد و بعدم برمی گشت سر جای اولش.

ّجوجه کوچولوی ترسو
قصه کودکانه جوجه کوچولوی ترسو از های نی نی

تا این که یه روز صدای آه و ناله جوجه بلند شده بود. انگار مریض شده بود. رضا از پشت پنجره زیرزمین یه نگاهی به زیرزمین انداخت. دید ای داد بیداد جوجه کوچولو یه گوشه افتاده و داره می لرزه. خیلی ناراحت شد. دوید و رفت به باباش گفت. بابای رضا دکتر حیوانات بود برای همین سریع بابای رضا با رضا اومدن تو زیرزمین و به جوجه یه نگاهی انداختند. بابای رضا دید بله جوجه مریض شده. رفت و وسایل دکتریش رو با یه کاسه غذای گرم و مخصوص جوجه آورد. اول داروها رو توی غذا ریخت بعد کاسه رو گذاشت جلوی جوجه کوچولو. بعد خودش شروع کرد به ناز کردن جوجه. بعدم جوجه کوچولو آروم آروم بیدار شد و دید یه نفر داره با مهربونی بهش غذا می ده. اما این دفعه دیگه نترسید و شروع کرد به خوردن غذا. همین طور که غذا می خورد حالش بهتر می شد. رضا کوچولو وقتی این صحنه رو دید اومد یواشکی نزدیک جوجه و شروع کرد به ناز کردنش. جور کوچولو که تا حالا هیچ کس بهش محبت نکرده بود خیلی از کار رضا خوشش اومد. خودشو لوس می کرد و می رفت زیر دست و بازوی رضا. دیگه از اون روز به بعد جوجه با رضا دوست شده بود. می اومد پیش رضا و باهاش بازی می کرد.

بله بچه ها رضا خیلی خوشحال شده بود. جوجه با رضا تو حیاط می رفت. با همدیگه بازی می کردن و دیگه از اون روز به بعد از رضا نمی ترسید. بابای رضا هم مرتب جوجه کوچولو رو برای واکسن زدن میبرد درمونگاه حیوونا تا یه وقت جوجه مریض نشه و رضا کوچولو رو هم مریض نکنه…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

دوستان عزیز اینم از داستان کودکانه جوجه کوچولو ترسو از سایت “های نی نی” در ادامه میتونید صوت این قصه رو گوش کنید و ازش لذت ببرید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن