قصه کوکانه روباه و سنجاب (متن بهمراه صوت)
خب ما اومدیم با یه قصه کودکانه جدید به نام روباه و سنجاب که صوت این قصه رو میتونید در انتهای همین پست از سایت “های نی نی” گوش کنید.
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. یه روز یه سنجاب کوچولو مشغول بازی کردن بود. همین طور داشت بازی می کرد و شادی می کرد که یهو روباه رو دید. سنجاب خیلی ترسید. پا به فرار گذاشت روباه هم دنبال اون می دوید. سنجاب تندتر از روباه می دوید. همین طور که می رفت به یک لاک پشت رسید و گفت: سلام لاک پشت جان. لاک پشت وقتی کسی بخواد تو رو بگیره چی کار می کنی؟ لاک پشت گفت خب معلومه فوری می رم توی لاکم. سنجاب گفت آه خوش به حالت. من که لاک ندارم. فقط چند قدم مانده بود که روباه به سنجاب برسه. سنجاب خداحافظی کرد دوباره پا به فرار گذاشت. دوید و دوید همین طور که می رفت یهو به یه حلزون رسید. وایساد و به حلزون سلام کرد و گفت: سلام حلزون جان. حلزون اگه کسی بخواد تو رو بگیره چی کار می کنی؟ حلزون گفت خب می رم توی صدفم. سنجاب گفت خوش به حالت من که صدف ندارم. بعد هم به سرعت از پیش حلزون دور شد.
همین طور رفت و رفت که یهو چشمش به خار پشت افتاد. به خارپشت گفت: سلام خارپشت جان. تو لاک داری؟ خارپشت گفت نه. بعد گفت صدف داری؟ خارپشت گفت نه. بعد سنجاب گفت خب پس بگو اگه کسی بخواد تو رو بگیره چی کار می کنی؟ خارپشت گفت خب معلومه. خودمو گرد می کنم و می شم مثل یه توپ پر از خار. دیگه کسی نمی تونه بهم نزدیک بشه. سنجاب گفت خوش به حالت. تو خار داری اما من خار ندارم. لاک پشت لاک داره اما من لاک هم ندارم. حلزون صدف داره اما من صدف ندارم. هر کسی یه چیز داره ولی خب من چی کار کنم؟ الان روباهه دنبالمه. تو رو خدا کمکم کن.

خارپشت گفت سنجاب جون تو لونه داری. لونه ای که فقط خودت می تونی بری توی اون. لونه ت بالای درخته. هیچ کس نمی تونه بهت آزار و اذیت برسونه. سنجاب شروع کرد به فکر کردن. بعد با خوشحالی گفت آره راست می گی خارپشت جون. من یه لونه دارم. لونه ای که هیچ کس نمی تونه بهش برسه. اون لونه فقط مال منه. فقط هم سنجاب توش جا میشه. بعد هم به سرعت از درخت بالا رفت و رسید به لونه اش. روباه بیچاره پایین درخت موند و نتونست سنجاب رو بگیره. چون سنجاب یه لونه داشت که هیچ کس جز خودش نمی توانست توی اون بره…
بله بچه ها. ما یه سری چیزایی رو یاد گرفتیم. یاد گرفتیم که لاک پشت تو لاکش قایم می شه. حلزون تو صدف و خارپشت هم که گوله می شه. اون هم یک گوله پر از خار. بعد هم فهمیدیم که هر کسی اگه خوب فکر کنه می بینه یک جایی مخصوص خودش داره، یا کاری میتونه انجام بده که هیچ حیوان یا هیچ کس دیگه نتونه بهش آزار و اذیت برسونه. ما آدما با فکر کردن می تونیم مشکلاتمون رو حل کنیم…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب دوستان اینم از داستان کودکانه روباه و سنجاب که از سایت های نی نی مطالعه کردید. صوت این قصه رو میتونید در ادامه گوش کنید.
نظرات کاربران