دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 441 بدون دیدگاه

قصه کودکانه صوتی اسیران غار (متن +صوت)

 یکی بود یکی نبود. تاجری کارگر زیادی رو به کار گرفته بود تا براش کار کنن. وقتی که کار به سرانجام رسید و تمام شد تاجر به هر کدوم از اون ها دستمزدش رو داد و فقط دستمزد یک نفر رو به او نداد. چون اون یک نفر رفته بود دنبال کاری.

تاجر مزد اون نفر رو کنار گذاشت و با اون مزد تجارت کرد تا که سرمایه زیادی براش به بار آورد و سرمایه اش افزایش پیدا کرد. بعد از مدتی مرد برگشت و گفت که من حقم رو میخوام. تاجر به گله ای از شتر و گاو و گوسفند اشاره کرد و گفت: بیا اینا همه مال تو. مرد تعجب کرده بود. گفت: چی شده چرا دستمزد منو این قدر زیاد داری می دی؟ تاجر هم قضیه رو برای اون طرف تعریف کرد و گفت که با پول تو کار کردم و حالا پول تو تبدیل به این همه گاو و گوسفند شده. اینا همه مال توئه. مرد اون گله شتر و گاو و گوسفند و برداشت و خوشحال شد و از اون جا رفت. زمانی گذشت تا اینکه یه روز مرد تاجر همراه با دو تا از دوستاش به مسافرت رفت. اونا توی بیابون راه می رفتن که چشمشان به یک غار افتاد. تصمیم گرفتن برن توی غار و اون جا استراحت کنن. وقتی که توی صحرا وارد اون غار شدند تا یک کم استراحت کنند چیزی نگذشت که ناگهان بیرون از غار یه سنگ بزرگ از جاش غلتید افتاد پایین و دهانه غار بسته شد. مردها خیلی ترسیدن. نمی دونستن باید چی کار کنن. تاجر و مردها حسابی ترسیده بودن. با خودشون فکر کردن که چکار کنن که از توی غار بتونن برن بیرون. اونا درمونده و شگفت زده بودن.

 یکی از اونا گفت: دوستان من بیاین خداوند رو به خاطر کارهای خوبی که انجام دادیم قسم بدیم تا خدا خودش کمک کنه. دو مردی که همراه تاجر بود شروع کردن از بهترین کاراشون صحبت کردن. بهترین کارهاشون رو به یاد آوردن و از خدا خواستند تا به حق اون کارهای خوبی که کرده کمکشون کنه. که یهوی یک صدایی اومد. صخره یه کم شکافته شد اما نه اونقدر که بشه از اونجا خارج بشن. همون موقع نوبت به مرد تاجر رسید. مرد تاجر کاری رو که برای اون مرد کارگر انجام داده بود رو به یاد آورد و از خدا خواست به خاطر اون کار خوبی که در حق اون مرد کارگر کرده کمکشون کنه اونا بتونن از توی غار نجات پیدا کنن. که یه دفعه صخره شکافته شد و اون سه تا مرد تونستن از غار بیرون بیان و نجات پیدا کنن. اون سه تا مرد تا آخر عمر دوستای خوبی باقی موندن چون از کارهای خیر همدیگه باخبر بودن فهمیدن که چقدر همشون آدمای درست و حسابی هستن و همین طور شکرگزار خدا بودن که خدا اونا رو از اون مصیبت نجات داده بود…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

همراهان عزیز سایت دنیای کودکانه، این بار قصه صوتی کودکانه اسیران غار رو داشتیم که شنیدین و خوندین. صوت این قصه رو میتونید با صدای خاله شادی بصورت رایگان دانلود کنید. این قصه برای خواب کودک مناسبه. همچنین برای شنیدن و دانلود رایگان بقیه قصه های کودکانه به این لینک برید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن