دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 1610 بدون دیدگاه

دانلود قصه کودکانه صوتی بچه روباه و مامان شیره (متن + صوت)

یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. یه آقا شیره بود که توی جنگل بزرگ و سرسبز زندگی میکرد. اون همیشه برای بچه شیرا و مامانشون غذا پیدا می کرد.

 یه روز غروب آقا شیره رفت و توی جنگل دنبال شکار می گشت که یه بچه روباه رو دید و اونو گرفت و به لونه اش برد. مامان شیره می خواست بچه روباه رو برای شام آماده کنه اما دلش راضی نمی شد. مامان شیره رو کرد به آقا شیره و گفت این بچه گناه داره من نمی تونم این بچه رو برای شام آماده کنم. آخه مثل بچه های ما کوچیکه و قشنگه. آقا شیره به حرف های مامان شیره گوش کرد و حرفشو قبول کرد. اون دوتا با هم مشورت کردن و تصمیم گرفتن بچه روباه و مثل بچه خودشون بزرگ کنن. حالا بچه روباه با بچه شیر بازی می کرد. مثل اونا غذا می خورد و سر و صدا می کرد.

وقتی بچه ها یه کم بزرگ تر شدن مامان شیره به اونا اجازه داد به جنگل برن و بازی کنن. یه روز وقتی که بچه ها توی جنگل مشغول بازی بودن یه آقا فیل خیلی بزرگ رو دیدن. بچه شیرا ترسیدن و فرار کردن، اما بچه روباه قصه ما فرار نکرد. جلوی آقا فیله وایساد و شروع کرد به زوزه کشیدن. وقتی بچه روباه به لونه برگشت شروع کرد به مسخره کردن بچه شیرا. به اونا گفت شما دو تا خیلی ترسویین. شما نتونستید اون جا وایسین. دیدین من چی کار کردم؟ مامان شیره تمام کارای بچه روباه رو دید. دید چطوری داره بچه هاش رو مسخره می کنه. از این کارش ناراحت شد و خیلی نگران شد.

 شب وقتی آقا شیره به خانه برگشت و بچه ها همه خوابیدند مامان شیره به آقا شیره گفت امروز بچه ها با همدیگه رفتن بیرون. بچه های ما وقتی که فیل رو دیدن برگشتند اما روباه اون جا وایساده بود و زوزه می کشید. وقتی هم که برگشت کلی بچه شیرا رو مسخره کرد. این کارش خوب نبود. می ترسم بچه شیرا که بزرگ شدن برای بچه روباه اتفاقی بیفته. من برای اون نگرانم. بابا شیره کمی فکر کرد و گفت: باید یک تصمیم درست و حسابی بگیریم. مامان شیره  گفت من خیلی دلم می خواد بچه روباه با ما زندگی کنه اما با این کارش می ترسم وقتی بچه شیرا بزرگ شدن اون رو نبخشن و بخورن. آقا شیرم وقتی که ماجرا رو شنید برای بچه روباه نگران شد.

اونا یه تصمیم گرفتن. تصمیم گرفتن که صبح روباه رو به خونه ش بفرستن. صبح که شد مامان شیره رو کرد به بچه روباه و گفت: ببین عزیزم، تو یه روباه هستی. باید با خانواده خودت زندگی کنی. اگه تو پیش خونواده ات بری خوشحال تر و راحت ترم هستی. بچه روباه اول یه کم ناراحت شد. اما بعد چند تا بچه روباه رو دید که توی بوته ها با هم بازی می کردن. دید اونم شبیه اوناست بازی هاشون

رو دوست داشت. دوست داشت بره پیششون. بچه روباه به طرف اونا دوید و تمام حرفای مامان شیره رو فراموش کرد. اون پیش خانواده اش برگشت. پیش بقیه روباه ها. و از اون روز تونست بهتر و راحت تر زندگی کنه. شب که شد بچه روباه زوزه ای کشید و مامان شیر خیالش راحت شد که بچه روباه یه جایی توی جنگل خوشحال و شاد زندگی می کنه…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

 قصه متنی بچه روباه و مامان شیره رو از دنیای کودکانه خوندید. صوت این داستان کودکانه رو هم میتونید از همین صفحه گوش کنید و یا دانلود کنید. این صوت با صدای خاله شادی و تولید گروه مرسی تی وی هست. این قصه رو میتونید موقع خواب کودک براش تعریف کنید تا راحت تر بخوابه. مناسب برای سنین زیر 6 سال. برای شنیدن و دانلود بقیه قصه های صوتی کودکانه میتونید به این لینک مراجعه کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن