دانلود قصه کودکانه صوتی حرف زشت (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. توی یک خونه نقلی و قشنگ یه خواهر و برادر با مامان و باباشون زندگی میکردن. اسم این خواهر کوچولو طاهره بود و یه داداش بزرگ تر از خودش داشت که اسمش طاها بود.

طاها همیشه حواسش به طاهره بود. آخه طاهره خیلی ازش کوچیک تر بود و می ترسید اتفاقی برای آبجی کوچیکش بیفته. خلاصه بچه ها یه روز طاهره خواهر کوچولوی طاها توی حیاط سه چرخه سواری میکرد. همین طور برای خودش بازی میکرد و آواز میخوند که یک دفعه یه گربه از روی دیوار توی حیاط پرید. خیلی ترسید و شروع کرد به جیغ کشیدن. طاها تا صدای طاهره رو شنید. به طرف حیاط رفت. دوید و این طرف و اون طرف رو نگاه کرد. به طاهره گفت: چی شده؟ آبجی کوچولو چرا جیغ میزنی؟ طاهره گفت: اون گربه! من ازش میترسم. طاها رو کرد به گربه گفت: گربه برو گم شو. از این جا برو. بعد هم یک عالمه داد و هوار کرد. از داد و فریادهای طاها گربه بیچاره ترسید و فرار کرد.
مادر که صدای طاها رو شنید اومد. توی حیاط گفت: چی شده؟ چرا این قدر داد و بیداد میکنی؟ چرا حرف زشت میزنی؟ طاها گفت: مامان جون می خواستم گربه رو از این جا فراری بدم. مادر گفت: پسرم گربه ها خیلی ترسو هستن. لازم نبود این قدر داد و فریاد کنی. بعد هم لازم نبود بهش فحش بدی و حرف زشت بزنی. طاها گفت: آخه مامان جون من به یک آدم که فحش ندادم. به یه آدم که حرف بد نزدم. به یه گربه حرف زشت زدم. چه اشکالی داره؟ بعدم یه کاری کردم که فرار کنه. مادر گفت: پسر گلم تو حتی به حیوانات هم نباید حرف زشت بزنی. میخوای در همین مورد یه قصه برات بگم؟ یه قصه از حضرت عیسی که ببینی چطوری با حیوونا برخورد میکردن.
طاها و طاهره همین طور ایستادن تا مادر براشون قصه رو تعریف کنه.مادر گفت: یه روز حضرت عیسی از یه راهی میگذشت. به یه حیوونی رسید. به اون حیوان گفت: برو کنار برو به سلامت. بعدم حیوون کنار رفت. دوستان حضرت عیسی گفتن چرا با این حیوون این قدر محترمانه حرف زدی؟ حضرت عیسی گفت: چون من باید مهربان باشم حتی با حیوانات. من دوست ندارم زبونم به فحش دادن عادت کنه. بعد مادر رو کرد به طاها و گفت: پسرم کسی که به حیوونا فحش می ده کم کم عادت میکنه و به آدما هم حرف زشت می زنه. تو باید عادت کنی که همیشه حرف خوب بزنی. امام علی هم در مورد ادب گفتند شرافتی سودمندتر از ادب نیست.
طاها از مادرش تشکر کرد و عذرخواهی کرد و به مادرش قول داد که دیگه حرف زشت نزنه. بله بچه ها احترام گذاشتن به هم کار خیلی خوبیه و فقط این مهم نیست که به آدما احترام بذاریم. ما باید حتی به حیوونا هم احترام بذاریم. اونا همه مخلوق خدا هستن
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب دوستان این هم از داستان کودکانه صوتی حرف زشت که در مورد درست صبحت کردن و با ادب بودن هست. شما میتونید متن این قصه کودکانه رو با صدای خودتون برای فرزندتون بخونید و یا صوت این قصه رو از همین صفحه براش پخش کنید تا راحت تر بخوابه.
عالی