دانلود داستان کودکانه صوتی جیغولو (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری توی یه جنگل زیبا جایی که کلی از حیوونای جنگل به خوبی و خوشی توش زندگی میکردن میمون کوچولویی به دنیا اومد. این میمون کوچولو خیلی بامزه بود.

موهاش قهوه ای بود و دستاش خیلی کوچیک بود. میمون کوچولو خیلی ناز و بامزه بود. ولی یه رفتار بد داشت. اون همیشه جیغ میزد. هر وقتی که چیزی می خواست و برآورده نمی شد جیغ میزد. پاهاشو می کوبید زمین و داد و بیداد راه مینداخت. این قدر این کارو تکرار میکرد که شبا که می خواست بخوابه پاهاش درد میکردن. هر وقت شروع میکرد به جیغ کشیدن کلی گریه میکرد و صداش تا اون طرف جنگل میرفت. مادر میمون کوچولو واقعا خسته شده بود و هر کاری که میکرد میمون جیغ جیغ میکرد.
یه روز مادر تصمیم گرفت. بره پیش لاک پشت پیر و ازش بپرسه چیکار کنه با این بچه. لاک پشت پیر وقتی دید مامان میمون خیلی ناراحته ازش پرسید: چی شده؟ مامان میمون هم صداش رو صاف کرد و گفت: میمون کوچولو برای هر خواسته ای که داره کلی جیغ می زنه. این قدر که اهالی جنگل از دستمون ناراحت شدن. ممکنه ما رو از جنگل به خاطر جیغای میمون کوچولو اخراج کنن. لاک پشت پیر یه کم فکر کرد. بعد گفت: عیبی نداره. بذار یه بار یه عالمه جیغ بزنه شما خواسته شو رو برآورده نکن. تا متوجه به جیغ زدن کار درستی نیست. مامان میمون قبول کرد ولی یکم نگران بود.
فردای اون روز میمون کوچولو می خواست تنها بره نزدیک برکه و بازی کنه ولی مامان میمون چون اونجا برای میمون کوچولو خطرناک بود اجازه نداد. ولی بچه ها میمون کوچولو بازم زد زیر گریه و شروع کرد به گریه کردن و جیغ زدن. اون منتظر بود. مامان میمون مثل همیشه زودی خسته بشه بهش اجازه بده ولی این بار هر چقدر که جیغ کشید مامان میمون اجازه ش رو نداد. بعد از یک ساعت میمون کوچولو احساس کرد هیچ کس بهش توجهی نمیکنه. هر چقدرم جیغ می زنه اثری نداره. همین طور که جیغ میزد یهوی هیچ صدایی ازش شنیده نمیشد. میمون کوچولو اول متوجه نشد چه اتفاقی افتاده. ولی بعد از مدتی فهمید دیگه هیچ صدایی نداره و هر چقدر می خواد صحبت کنه صداش شنیده نمیشه. یه کم ترسید آخه صداش قطع شده بود. بعد رفت پیش مامانش و گفت: مامان چرا من صدام درنمیاد؟ ولی مادرش می گفت: چی می گی میمون کوچولو متوجه نمی شم. چرا فقط لباتو تکون میدی و صدات درنمیاد؟ میمون کوچولو با کلی ادا به مامانش فهموند که صداش درمیاد انگار صداش گم شده بود.
مامان میمون خیلی نگران شد. رفت پیش لاک پشت پیر لاک پشت پیر هم لبخندی زد و گفت: فکر می کردم یه روز این طوری بشه متاسانه انقدر میمون کوچولو جیغ زده که صداش آسیب دیده و نباید حرفی بزنه تا اینکه چند روز بعد صداش برگرده. ولی اینو باید بدونه بچه هایی که خیلی جیغ می زنن ممکنه اگر به این کارشون ادامه بدن برای همیشه صداشون رو از دست بدن.
میمون کوچولو این حرفا رو شنید خیلی ترسید. به خودش قول داد هر وقت چیزی رو می خواد بدون این که جیغ بزنه اون رو به بقیه بگه و یک قول دیگر هم داد. میمون کوچولو قول داد به حرف مامانش گوش بده و برای هر خواسته این قدر بقیه رو اذیت نکنه…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب این داستان کودکانه رو هم از دنیای کودکانه خوندید. این داستان در مورد جیغ زدن و گریه کردن بچه هاست برای اینکه هر درخواستی دارن با گریه مطرح میکنن. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از همین صفحه دانلود کنید. این صوت کار گروه مرسی تی وی و با صدای خاله شادی هست. برای خوندن و گوش دادن به بقیه قصه های صوتی کودکانه میتونید به لینک زیر مراجعه کنید. لطفا نظر خودتون رو در کادرپایین وارد کنید و برای ما بفرستید.
عاشقتم خاله شادی 😍. پسرم هر شب با صدا و قصه های شما میخابه 😴
درود بر شما. بسیار عالی. شما میتونید اپلیکیشن دنیای شاد کودکانه رو از لینک https://hi-nini.ir/g/app دانلود کنید برای اندرید و قصه های بیشتری از خاله شادی و قصه گو های دیگه مثل مریم نشیبا و پگاه قصه گو گوش کنید.