دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 64 بدون دیدگاه

داستان کودکانه مو طلایی و سه خرس

داستان کودکانه مو طلایی و سه خرس رو توی این صفحه براتون تعریف میکنیم. داستان دختری کنجکاو که با تجربه‌ای عجیب یاد می‌گیره نباید بدون اجازه وارد خونه‌ی دیگران بشه. صوت این داستان زیبا رو هم میتونید با صدای خاله شادی از اپلیکیشن کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

یکی بود یکی نبود، توی یه دهکده زیبا نزدیک یه جنگل سرسبز، دختری بود به اسم موطلایی.
موطلایی با مامان و باباش زندگی می‌کرد.
موطلایی دختری دوست‌داشتنی و کنجکاو بود با موهای طلایی.
مامانش همیشه بهش می‌گفت:
«دخترم، کنجکاوی و فضولی زیاد ممکنه خطرناک باشه!»

داستان کودکانه مو طلایی و سه خرس با صدای مریم نشیبا

یه روز موطلایی می‌خواست از مربای تازه مامانش بخوره که مامانش سر رسید و گفت:
«چند بار باید بگم فضولی نکن، زود باش برو بازی کن!»

وسط جنگل سرسبز، یه کلبه زیبا بود که سه تا خرس دوست‌داشتنی اونجا زندگی می‌کردند:
بابا خرس، مامان خرس و خرس کوچولو.

اون روز مامان خرس آش خوشمزه درست کرده بود ولی آش داغ بود و دهن خرس کوچولو سوخت و گریه کرد.
بابا خرس گفت:
«اشکالی نداره، بهتره بریم یه گشتی بزنیم تا هوا خنک بشه. تو هم یه کم عسل جمع کن.»

موطلایی از خونه بیرون رفت و وارد جنگل شد.
همین‌طور که داشت می‌رفت، چشمش به یه خونه قشنگ افتاد.
با خودش گفت:
«عجب خونه زیبایی! چرا درش بازه؟ خیلی دوست دارم ببینم توش چی خبره!»

خرس کوچولو یادش رفته بود در خونه رو ببنده.
موطلایی مودبانه اول در زد ولی کسی جواب نداد.
آرام در رو فشار داد و وارد خونه شد.

روی میز سه تا کاسه آش بود: یکی بزرگ، یکی متوسط و یکی کوچیک.
اول از کاسه بزرگ خورد که غذا تند بود.
بعد از کاسه وسطی خورد که داغ بود.
بعد از کاسه کوچیک آش خورد که خوشمزه بود و شروع کرد همه آش رو خوردن تا حسابی سیر شد.

بعد به مبل‌های جلوی شومینه رفت و روی مبل بزرگ پرید و گفت:
«آخ جون! عجب بازی جالبی!»
مامانش اصلاً اجازه نمی‌داد رو مبل بپره!

بعد رفت روی صندلی کوچیک و با بازی کردن روش، صندلی شکست.
موطلایی زمین خورد و گفت:
«ای بابا، حیف شد صندلی قشنگ بود!»

موطلایی به طبقه بالا رفت و در اتاق خواب رو باز کرد.
سه تا تخت دید.
رفت روی تخت کوچیک و بازی کرد و آن‌قدر بازی کرد که خوابش برد.

ادامه داستان

داستان کودکانه مو طلایی و سه خرس اینجوری ادامه پیدا میکنه. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو هم میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا با صدای خاله شادی گوش بدید. لینک دانلود

خرس کوچولو بیرون داشت تمشک می‌چید و گفت:
«مامان، گرسنه‌ام، آش من حتماً خنک شده، بریم خونه.»

بابا خرس گفت:
«آره، بهتره برگردیم.»

خرس‌ها به سمت خونه راه افتادند.
موطلایی هنوز داخل خانه بود!
یعنی چه اتفاقی می‌افته؟
دوست دارید بدونید؟

وقتی خرس بزرگ به دم در رسید، دید در بازه و خیلی ناراحت شد.
به خرس کوچولو گفت:
«چند بار گفتم در رو ببند، ممکنه غریبه وارد بشه!»

خرس کوچولو معذرت خواست و همه با هم وارد خانه شدند.

وقتی وارد خانه شدند، همه چیز به هم ریخته بود.
خرس کوچولو داد زد:
«یکی آش منو خورده!»
بابا خرس گفت:
«یکی از آش منم خورده!»

خرس کوچولو گفت:
«مامان جون، صندلی کوچیک من شکسته! من خیلی دوستش داشتم.»

خرس بزرگ ناراحت شد و گفت:
«بیاین بشینیم غذا رو بخوریم، بعد یه فکری می‌کنم.»

خرس کوچولو بعد از غذا خوردن خوابش گرفت.
مامان خرس او را بغل کرد و برد طبقه بالا تا بخوابونه.

وقتی رسیدند بالا، دید همه چیز به هم ریخته.
مامان خرس داد زد:
«بابا خرس بیا ببین! چه بلایی سرمون اومده!»

بابا خرس رفت بالا و همه مات و مبهوت موندند.
توی همین لحظه تخت کوچیک تکون خورد و خرس کوچولو به سمت تختش دوید.
از زیر پتو سر دختر موطلایی طلایی رو دید که راحت خوابیده بود!

خرس کوچولو مامان و باباش رو صدا زد.
بابا و مامان خرس با تعجب گفتند:
«وای، این چیه؟!»

موطلایی از خواب پرید و ترسید.
دید سه تا خرس بالای سرش ایستاده‌اند!
خشکش زد و سریع از تخت پایین پرید، دوید از پله‌ها پایین و از خونه دور شد.

خرس کوچولو هر چی تلاش کرد به موطلایی برسه، نرسید.

بابا و مامان خرس حسابی خندیدند و خوشحال بودند که همه چیز به خوبی تموم شد.

موطلایی مثل برق و باد به سمت خونش دوید.
از ترس اینکه خرس‌ها دنبالش کنن، پشت سرش نگاه می‌کرد.
وقتی مطمئن شد کسی دنبالش نیست، گفت:
«ای وای! عجب اشتباهی کردم! خدا رو شکر که خوب تموم شد!»

موطلایی تصمیم گرفت دیگه فضولی نکنه و بی اجازه وارد خونه کسی نشه…

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن