داستان کودکانه شونه و گل سر ها
داستان کودکانه شونه و گل سر ها رو شروع میکنیم. یکی بود، یکی نبود… قصه ما درباره یه شونه است.
بله، یه شونهی صورتی قشنگ که توی اتاق مینا زندگی میکرد.
اون توی یه جعبه صورتی بود که کنار جعبه دو تا گلسر خوشگل و صورتی هم بود.
شونه و گلسرا با هم دوست بودن، چون اولش مامان مینا اونها رو براش خریده بود.
مینا هر روز شونه رو برمیداشت و موهاش رو شونه میزد، بعد موهاش رو جمع میکرد و گلسرا رو میزد به موهاش.
اما دیگه خیلی وقت بود که مینا سراغ اون جعبه و شونه و گلسرا نرفته بود.
شونه طفلکی خیلی دلش گرفته بود.
به گلسرا گفت: «گلسرای قشنگ، به نظرتون چرا دیگه مینا نمیاد ما رو برداره؟ نکنه ما رو دوست نداره؟»
گلسرا آهی کشید و با هم گفتن: «نمیدونیم، شاید رنگمون رو دوست نداره.»
شونه با خودش فکر کرد: «من امشب میرم از جعبه بیرون ببینم چه خبره.»
شب که شد، بعد از اینکه مینا خوابید، شونه آروم و آهسته از توی جعبه بیرون اومد.
رفت سمت میز مینا و با خودش گفت: «نکنه یه شونهی جدید خریده؟ بهتره برم یه نگاهی بندازم.»
شروع کرد به گشتن، ولی روی میز از شونهی جدید خبری نبود.
یه کمی فکر کرد و گفت: «خب، رو میز نبود. بهتره برم توی کیفش نگاه کنم شاید اونجا باشه.»
رفت و توی کیف نگاه کرد، ولی اونجا هم خبری نبود.
شونه خیلی تعجب کرد و گفت: «آخه مگه میشه؟ پس چرا نمیاد منو برداره و موهاش رو شونه کنه؟ چرا گلسرا رو برنمیداره؟ اگه گلسر به موهاش نزنه، موهاش که تو صورتشه!»

بعد برگشت سمت جعبه و قضیه رو برای گلسرا تعریف کرد.
گلسرا تعجب کرد و گفت: «شونه جون، صبح که شد حواست باشه به مینا یواشکی نگاه کن، ببین چی کار میکنه، شاید اینطوری بفهمیم چرا دیگه سمتمون نمیاد.»
شونه قبول کرد.
صبح که شد، یواشکی در جعبه رو یه خورده باز کرد و مینا رو نگاه کرد.
مینا میخواست حاضر بشه بره مدرسه.
شونه یه چیزی دید که خیلی تعجبش رو برانگیخت…
بچهها به نظرتون شونه چی دید؟ یعنی چه اتفاقی افتاده؟
اگه دوست دارید بدونید چی شده، با من همراه باشید تا ادامه داستان رو براتون تعریف کنم.
ناری نایی نایی…
ادامه داستان
داستان کودکانه شونه و گل سر ها رو با همدیگه ادامه میدیم. این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از اپلیکیشن کودکیا گوش کنید. لینک دانلود
بله بچهها، شونه دید که مینا همینطور حاضر شد، مقنعهاش رو سرش کرد که بره مدرسه، ولی اصلاً به موهاش شونه نزد!
شونه گفت: «مگه میشه کسی موهاش رو شونه نکنه؟!»
خب، شاید وقتی برگرده از مدرسه میخواد موهاش رو شونه بزنه، اون صبر کرد تا ظهر بشه و مینا برگرده.
ظهر شد و مینا برگشت.
شونه باز هم یواشکی در جعبه رو باز کرد و به مینا نگاه کرد.
بله بچهها، مینا وقتی برگشت باز هم موهاش رو شونه نزد.
شونه یاد وقتی افتاد که مینا با خوشحالی میآمد و شونه رو به موهاش میزد.
اون خیلی موهای قشنگی داشت، نرم و خوشگل، ولی الان از چیزی که میدید واقعا تعجب کرده بود.
یه دختری که موهاش اصلاً خوشگل نبود، موهاش به هم چسبیده بود و دور سرش پف کرده بود.
شونه با خودش فکر کرد: «آخر چرا مینا به موهاش شونه نمیزنه؟ اینطوری که موهاش میریزه. من دوست ندارم اون موهای خوشگل دیگه روی سر مینا نباشه.»
بعدش با خودش یه تصمیم گرفت: تصمیم گرفت شب بره به خواب مینا.
شب شد، مینا خوابید، شونه هم چشماش رو بست تا بره توی عالم خواب مینا.
توی خواب مینا نشسته بود روی صندلی و داشت نقاشی میکرد، ولی وسط نقاشی سرش شروع کرد به خارش، انگشتاش رو انداخت توی موهاش و هی سرش رو خاروند، ولی انگار هیچ وقت تموم نمیشد.
رفت جلو آینه وایستاد تا ببینه موهاش چطور شده که یهو دید موهاش خیلی به هم چسبیده و پف کرده بود. اصلاً از قیافه خودش خوشش نیومد. یاد حرفهای مامانش افتاد که همیشه بهش میگفت:
«دخترم، موهات رو شونه بزن!»
ولی مینا قبول نمیکرد یا میگفت باشه، بعد هم یادش میرفت.
همونطور که توی خواب بود، یه صدایی شنید. اون صدای شونه بود که داشت باهاش حرف میزد.
مینا تعجب کرد و گفت:
«مگه شونههام حرف میزنن؟»
شونه گفت:
«بله، تو خواب و رویا، تو قصهها شونهها هم حرف میزنن.»
مینا گفت:
«چقدر جالب! خب چی شده شونه جون؟ داشتی چی میگفتی؟»
شونه گفت:
«من ازت دلخورم، تو منو فراموش کردی.»
مینا گفت:
«نه، من تو رو فراموش نکردم، فقط حوصله ندارم که موهام رو هی شونه بزنم. خیلی وقتها هم یادم میره. بعدم مگه ایراد داره؟»
شونه گفت:
«تو آیینه نگاه کردی که چقدر موهات زشت شده؟»
مینا گفت:
«آره دیدم، ولی مگه مهمه؟ کسی نمیبینه.»
شونه گفت:
«بله که مهمه! تو خودت که خودتو میبینی. بعدم همیشه باید تمیز و مرتب باشی که یه وقت مریض نشی.»
مینا گفت:
«من همیشه تمیزم، شبها مسواک میزنم، حموم میرم، از بیرون که میام دستام رو میشورم.»
شونه گفت:
«خب این خیلی خوبه، ولی باید موهات رو هم شونه بزنی، چون اگه موهات رو شونه نزنی، موهات هم مریض میشن، مثل دندون که اگه مسواک نزنی خراب میشه، مو هم همین طوره.»
مینا تعجب کرد و از شونه خواست بیشتر براش توضیح بده.
بچهها، به نظرتون شونه میخواد چی بگه؟ شما میدونید یا نمیدونید؟ مگه موها مریض میشن؟
دوست دارید بدونید قراره چه اتفاقی بیفته و شونه میخواد چی بگه؟ پس با من همراه باشید تا ادامه داستان رو براتون تعریف کنم.
نه! نه! دارایی!
بله بچهها، شونه گفت:
«ببین، وقتی تو موهات رو شونه میزنی، پوست سرت ماساژ میخوره و این برای پوست سر و موهات مفیده. یا وقتی شونه میزنی باعث براقی و مرتبی موها میشه. دیدی بعضی وقتا موهات چرب میشه؟»
مینا گفت:
«آره، ولی نمیدونستم مال چیه.»
شونه گفت:
«اگه صبح و شب موهات رو شونه بزنی، اون چربی مفیدی که مال سرت هست، بین موهات پخش میشه و باعث میشه موهات سالم بمونه. وگرنه اگه دیر شونه بزنی، موهات گره میخوره و سخت شونه میشه. همین باعث میشه همه به عنوان یه دختر نامرتب بهت نگاه کنن و دیگه موهات اون خوشگلی همیشه رو نداشته باشه.»
مینا از دست خودش ناراحت شد، یه نگاه توی آینه انداخت و به موهاش نگاه کرد، ولی تو دلش خیلی خوشحال بود چون کلی چیز یاد گرفته بود.
بعد دید یه صدایی میآد، صدایی چی بود؟
بچهها، بله صدای مامان مینا بود که داشت صداش میزد تا بیدار بشه، چون صبح شده بود و باید میرفت مدرسه.
مینا بیدار شد، بعد از اینکه دست و صورتش رو شست، رفت جلو آینه و شروع کرد به شونه زدن موهاش. بعد هم گل سرا رو زد به موهاش و زیر لب گفت:
«واقعاً اینطوری خیلی خوشگلتر میشم! تازه چقدر موهام خوشگل شدن.»
از اون روز، مینا هر روز موهاش رو شونه میزد و از فواید شونه زدن حتی به دوستاش هم میگفت.
پایان قصه کودکانه
داستان کودکانه شونه و گل سر ها یک قصه کودکانه مخصوص خواب دربارهی اهمیت تمیزی و مراقبت از موهاست. 🌸
در این قصه، یه شونهی مهربون به مینا یاد میده که مرتبکردن موها فقط برای زیبایی نیست، بلکه برای سلامت مو و پوست سر هم خیلی مهمه.
داستانی شیرین، خیالانگیز و پر از پیامهای بهداشتی برای بچهها 💕✨
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
عالی بود
ممنون از نگاهتون