دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 146 بدون دیدگاه

داستان کودکانه مخصوص خواب کفش های ننه پینه دوز

توی یه باغچه‌ی کوچولوی کوچولو، ننه پینه‌دوز زیر یه لونه‌ی قشنگ زندگی می‌کرد.
زمستون بود و هوا سردِ سرد.
ننه پینه‌دوز هر روز صبح که بیدار می‌شد، چند تا برگ گل از صندوقچه‌اش درمی‌آورد، کرسی رو گرم می‌کرد و زیر کرسی می‌نشست.

دانستان کوکانه صوتی مخصوص خواب با صدای مریم نشیبا به اسم کفش های ننه پینه دوز


با برگ‌های گل، کفش‌های رنگارنگ و قشنگ می‌دوخت: یکی سبز، یکی زرد، یه جفت هم قرمز عنابی…
بعد، با حوصله کفش‌ها رو می‌ذاشت روی طاقچه و با خودش می‌گفت:
«چند روز دیگه برف و بارون تموم می‌شه، عید می‌رسه، همسایه‌هام کفش می‌خوان. حالا که وقته، بهتره بدوزم تا اون موقع سرم شلوغ نشه.»

یه روز نزدیک غروب، ننه پینه‌دوز غذاش رو خورد، ظرف‌ها رو شست و رفت زیر کرسی. یه لنگه کفش سفید و صورتی برداشت تا بدوزه…
یهو یکی با عصبانیت کوبید به پنجره!
ننه پینه‌دوز ترسید. با صدای لرزون گفت:
– کیه؟ کی داری در می‌زنی؟
– منم! ملخک!
ملخک با صدای بلند داد زد:
– ننه! ننه پینه‌دوز! زود باش بیا بیرون! من می‌خوام زمستونو تو لونه‌ی تو زندگی کنم!

ننه پینه‌دوز با ترس گفت:
– آخه این‌جا خونه‌ی منه! چطور من برم بیرون، تو بیای تو زندگی کنی؟
ملخک پاهاش رو به زمین کوبید، با صدا گفت:
– همینه که گفتم!

ننه، در رو محکم بست و یه گوشه نشست.
ملخک هی به در زد، ولی آخرش، دست از پا درازتر، رفت.
اما رفتنی گفت:
– آهای ننه پینه‌دوز! فردا صبح برمی‌گردم! یا با زبون خوش از لونه میری بیرون، یا هر چی دیدی از چشم خودت دیدی!

ننه اون شب تا دیروقت خوابش نبرد. با خودش گفت:
«برای ساختن این لونه زحمت کشیدم، حالا توی برف و سرما بذارم برم؟ نه! باید یه فکری بکنم.»

صبح، ننه پینه‌دوز تمام کفش‌های کوچیک و بزرگش رو کنار در گذاشت:
کفش مردونه، کفش زنونه، کفش بچگونه…
بعد رفت زیر کرسی و خوابید.

فردا صبح، ملخک دوباره اومد. زد به پنجره.
ننه چند تا ملاقه و کفگیر برداشت، به هم کوبید و با صدای محکم گفت:
– آهای ملخک! پشت در رو نگاه کن! همه‌ی فامیلام اومدن زمستونو این‌جا بمونن! اگه نری، حسابت با کرام‌الکاتبینه!

ملخک نگاهی کرد به پشت در و دید…
وای وای! پر از کفش بود!
با ترس گفت:
– ننه! در رو باز نکن! من رفتم! شوخی کردم!

بعد هم، با شش تا پاهاش و شش تا دیگه که قرض گرفته بود، فرار کرد!

ننه هم کفش‌ها رو برداشت، گذاشت روی طاقچه و با خیال راحت، دوباره مشغول دوختن کفش شد.
تا وقتی که بهار اومد، همه‌ی دوستاش کفش داشتن!

آفرین به ننه پینه‌دوز!
چه فکر خوبی کرد تا ملخک رو فراری بده.

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

همراه عزی، قصه کودکانه مخصوص خواب کفش های ننه پینه دوز رو از این صفحه خوندید. متن و صوت صد ها قصه ی دیگه رو به همراه این قصه که با صدای مریم نشیبا هست میتونید تو اپلیکیشن کودکیا گوش کنید. لینک دانلود

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن