داستان صوتی کودکانه کفش دوزک تولدت مبارک با صدای مرم نشیبا
داستان صوتی کودکانه کفش دوزک تولدت مبارک رو با همدیگه شروع میکنیم. صوت این قصه رو میتونید تو همین صفحه گوش بدید. برای گوش دادن به صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب کلیک کنید.
امروز صبح وقتی آقای کفش دوزک داشت برای مورچه سیاه یه جفت کفش میدوخت، با خودش گفت:
«این هزارمین کفشییه که من دارم میدوزم. من تا حالا برای همه حشرهها، همه ملخها، مورچهها، پروانهها، سنجاقکها کفش دوختم.»
امروز روز تولد منه، اما فکر نمیکنم هیچکس یادش باشه. کاش… بچهها فکر میکنید آرزوی کفش دوزک چی بود؟
باد که داشت میوزید، آرزوی اون رو شنید.
با خودش فکر کرد:
«امروز باید کفش دوزک مهربون رو خوشحال کنم.»
یادش آمد پارسال، وقتی که روز تولد کفش دوزک مهربون شده بود، برای کفش دوزک عطر گل یاس آورده بود. یادش آمد که همه حشرهها بوی گل یاس رو دوست داشتن.
با خودش گفت:
«شاید این بوی آشنا بقیه حشرهها رو به یاد روز تولد کفش دوزک بندازه.»
باد وقت زیادی نداشت، با عجله به طرف باغچه گلهای یاس رفت. دستهای بزرگش رو باز کرد و آنها رو از عطر گل یاس پر کرد.

بچهها، چه عطر خوشبویی!
پروانه روی برگ درخت سیب نشسته بود و داشت شاخکاش رو تمیز میکرد. باد کمی از عطر گل یاس رو دور پروانه ریخت.
پروانه گفت:
«وای چه بوی خوبی! چه عطر آشنایی! یادم اومد پارسال وقتی که روز تولد کفش دوزک مهربون شد، باد این عطر خوب رو براش آورده بود.»
سنجاقک داشت کتاب میخوند. باد کمی از عطر گل یاس رو دور سنجاقک ریخت.
سنجاقک گفت:
«چی! بوی خوبی! چه عطر آشنایی! یادم اومد پارسال وقتی که روز تولد کفش دوزک مهربون شد، باد این عطر خوب رو براش آورده بود.»
مورچه داشت تند تند دونههای گندم رو برای زمستون جمع میکرد و میبرد توی خونهش. باد کمی از عطر گل یاس رو دور مورچه ریخت.
مورچه گفت:
«چه بوی خوبی! چه عطر آشنایی! یادم اومد پارسال وقتی که روز تولد کفش دوزک مهربون شد، باد این عطر خوب رو براش آورده بود.»
ادامه قصه
داستان صوتی کودکانه کفش دوزک تولدت مبارک رو که با صدای مریم نشیبا هست ادامه میدیم. این قصه کودکانه رو به همراه هزاران قصه صوتی کودکانه دیگه میتونید توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. این اپلیکیشن رو میتونید از این لینک دانلود کنید.
ملخ داشت ورزش میکرد، یک، دو، سه… باد کمی از عطر گل یاس رو دور ملخ ریخت.
ملخ گفت:
«چه بوی خوبی! چه عطر آشنایی! یادم اومد پارسال وقتی که روز تولد کفش دوزک مهربون شد، باد این عطر خوب رو براش آورده بود.»
خلاصه بچهها، چیزی نگذشت که ملخ، پروانه، سنجاقک، مورچه و بقیه حشرهها یادشون اومد که امروز روز تولد کفش دوزک مهربونه!
بله، همه سعی کردند که اون روز رو به کفش دوزک مهربون تبریک بگن.
پایان قصه
داستان صوتی کودکانه کفش دوزک تولدت مبارک اینجا به پایان میرسه. قصهای دلنشین و آموزنده درباره تولد کفشدوزک مهربان که فکر میکند همه تولدش را فراموش کردن؛ اما باد با عطر گل یاس به کمکش میاد و به حشرهها یادآوری میکنه. داستانی شیرین درباره مهربانی، دوستی و به یاد هم بودن، مناسب کودکان. در ادامه میتونید صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو با صدای مریم نشیبا گوش بدید.
نظرات کاربران