دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 68 بدون دیدگاه

داستان کودکانه دکتر مهربون

داستان کودکانه دکتر مهربون رو شروع میکنیم. یه روز صبح علی کوچولو که از خواب بیدار شد،
حس کرد حالش خوب نیست، سرش درد می‌کنه، صداش هم گرفته بود.
علی کوچولو به مامانش گفت: «مامان جون حالم اصلاً خوب نیست.»
مامان دستش رو گذاشت روی پیشونی علی و گفت: «قربونت برم، تب داری. بهتره بریم دکتر.»
تو درمانگاه خیلی شلوغ بود، چند نفر رفتن و برگشتن تا نوبت علی کوچولو رسید.
علی دست مامانش رو گرفت و وارد مطب شدند.
پشت میز بزرگ آقای دکتر مهربونی نشسته بود.
وقتی علی رو دید، لبخند زد و گفت: «سلام پسرم، اسمت چیه؟»
علی آروم جواب داد: «سلام آقای دکتر، اسمم علی است.»

دکتر دست علی رو گرفت و گفت: «بیا اینجا کنار من بشین، ببینم تب داری یا نه.»
درجه رو زیر زبان علی گذاشت و بعد از چند دقیقه گفت:
«علی کوچولو، تو سرما خوردی چون هم سرفه داری و هم تب. گلوتم قرمزه.»

داستان کودکانه دکتر مهربون با صدای مریم نشیبا

علی گفت: «ولی آقای دکتر، الان تابستونه! تو تابستون سرما نمی‌خوریم.»
دکتر خندید و گفت: «پسرم، لابد با تن عرق کرده زیر باد کولر رفتی.»
علی فکر کرد و گفت: «آره، دیروز تو حیاط بازی کردم، خیلی گرمم شد، عرق کردم، بعد رفتم زیر کولر تا خنک بشم.»

دکتر لبخند زد و گفت: «همینه دیگه، این کار باعث شده سرما بخوری.
حالا برات چند تا قرص و یه شیشه شربت می‌دم. باید اون‌ها رو مرتب بخوری تا خوب بشی.»

ادامه داستان

داستان کودکانه دکتر مهربون رو ادامه میدیم. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

علی گفت: «چشم، آقای دکتر.»

بعد با مامانش از مطب بیرون رفتن،
وقتی از داروخانه داروها رو گرفت، گفت: «مامان جون، آقای دکتر چقدر مهربون بود.»
مامان خندید و گفت: «دکترا همه مهربونن و خیلی زحمت می‌کشن، ما باید ازشون ممنون باشیم.»

اون روز علی قرص و شربت‌هاش رو خورد و خوابید.
وقتی بیدار شد، حالش خیلی بهتر شده بود.

شب وقتی باباش اومد خونه، دید علی توی تخت خوابیده،
اون رو بوسید و گفت: «علی جان، پسرم، سعی کن داروهاتو خوب بخوری تا زودتر خوب بشی.»
علی گفت: «چشم باباجون.»

پایان قصه کودکانه

داستان کودکانه دکتر مهربون داستانی آموزنده درباره‌ی مراقبت از سلامتی و اهمیت گوش دادن به حرف‌های بزرگ‌ترهاست. بچه‌ها با خوندن این داستان یاد می‌گیرن که نباید با بدن عرق‌کرده زیر باد کولر برن و وقتی مریض می‌شن، باید داروهاشون رو منظم بخورن تا زودتر خوب بشن. 🌤👩‍⚕️💊

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن