دانلود داستان کودکانه صوتی بچه ها سلام یادتون نره (به همراه متن)
خب همراه عزیز های نی نی داستان صوتی کودکانه آموزنده بچه ها سلام یادتون نره رو داریم تو این پست که میتونید از این صفحه بصورت آنلاین گوش کنید. این داستان صوتی کودکانه آموزنده مخصوص خواب در مورد سلام کردن هست و شما میتونید اون رو به صورت رایگان دانلود کنید. صوت این قصه کار گروه مرسی تی وی و با صدای خاله شادی هست. برای شنیدن بقیه داستان های کودکانه صوتی میتونید به لینک زیر مراجعه کنید.

یکی بود، یکی نبود.
یه پسری بود به اسم مملی.
مملی پسر خوبی بود، اما یه عادت بد داشت.
میدونید چی بود؟
بله، مملی سلام نمیکرد!
یه روز ظهر، وقتی از مدرسه برمیگشت، به بقالی مشرضا که سر کوچهشون بود، رفت.
گفت: “مشدی رضا! پفک میخوام، آلوچه و بادکنک میخوام!”
مشرضا یه نگاهی به مملی کرد، اخماش رفت تو هم و گفت:
“مملی! سلامت چی شد؟ ادب کلامت چی شد؟
تو دیگه بزرگ و مردی. پس چرا سلام نکردی؟
برای بچههای بیادب، آلوچه و پفک نداریم!”
مملی خیلی ناراحت شد.
از مغازهی بقالی اومد بیرون و رفت خونهشون.
وقتی عصر شد و هوا کمی خنکتر شد،
مملی تکالیف مدرسهش رو انجام داد و از خونه اومد بیرون.
میخواست بره بازی کنه.
اول رفت دنبال دوستش، هادی.
دم خونهی هادی رسید و شروع کرد به در زدن.
مادر هادی در رو باز کرد.
مملی گفت: “هادی خوابه یا بیدار؟ بگین توپش رو بیاره!”
مادر هادی از دست مملی خیلی ناراحت شد و گفت:
“کسی که سلام بلد نیست، رفیق پسر منم نیست! برو خونهتون!”
بعد هم در رو محکم بست.
مملی از این اتفاق خیلی ناراحت شد.
رفت خونه و یه گوشه نشست.
مادر مملی وقتی دید پسرش غمگین و ناراحته،
ازش پرسید: “چی شده مملی؟ چرا اینقدر ناراحتی؟”
مملی همهچیز رو برای مامانش تعریف کرد.
مامانش بهش گفت:
“مملیجون! سلام یادت نره!
تا همه بگن گل پسر!”
غروب که شد،
مامان مملی بهش پول داد و گفت:
“مملی! برو دو تا نون بخر.
نون داغ و کنجدی بخر!”
وقتی مملی میخواست از خونه بره بیرون،
مامانش بهش گفت:
“مملی! سلام یادت نره!”
مملی به مغازهی نونوایی رسید.
یاد حرف مامانش افتاد.
“شاطر آقا! سلام، سلام!”
شاطر آقا با مهربونی به مملی نگاه کرد و گفت:
“علیک سلام، آقا مملی! چی شده؟ بازم از اینوری؟”
مملی خوشحال شد و گفت:
“شاطر آقا! من نون میخوام.
دو تا نون کنجدی میخوام!”
شاطر آقا گفت:
“برای بچههای باادب، نون داغ و کنجدی میده مشرجب!”
بعد هم دو تا نون تازه به مملی داد.
از اون روز به بعد،
مملی یاد گرفت که به همه سلام کنه و بهشون احترام بذاره…
نظرات کاربران