دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 49 بدون دیدگاه

داستان کودکانه سپیدپر

داستان کودکانه سپیدپر رو داریم در این صفحه که میتونید این قصه کودکانه مخصوص خواب رو برای فرزندتون موقع خواب بخونید تا راحت تر بخوابه. داستان کودکانه ای در مورد قدردانی و عشق به مادر. شما میتونید صوت این داستان کودکانه مخصوص خواب رو توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

روزی روزگاری،
بالای یک درخت بلند، توی یک لوله کوچولو، دو تا کبوتر با هم زندگی می‌کردند.
یکی از آن‌ها مادر بود و آن یکی بچه.

حیوانات اطراف، مادر رو «کبوتر خانم» و بچه رو «سپیدپر» صدا می‌کردند.

داستان کودکانه سپیدپر مخصوص خواب با صدای مریم نشیبا شب بخیر کوچولو

یه روز صبح، وقتی سپیدپر یعنی همون بچه کبوتر با مامانش از خواب بیدار شدند،
بعد از رفتن سر چشمه و شستن بال و پر و سر و صورتشون و خلاصه خوردن صبحانه و مرتب کردن لونه،
کبوتر خانم سپیدپر رو صدا کرد و گفت:

«بق بق بقو، دخترم تاج سرم،
ای تو از گل بهترم!
من برای آب و دونه بدون هیچ بهونه،
می‌رم بیرون از خونه، تا که پیدا کنم خوشه گندمی،
آب و دونی بیارم توی لونه و آشیونه،
تا کی با هم بخوریم غم و غصه نخوریم.
بق بق بقو بق بق بقو!»

شنیدی کوچولو؟
کار خطرناک نکنی، از لونه بیرون نیا، بازی بکن با خودت.
این رو هم بگم من به تو، سعی می‌کنم زود برم،
باد و برق خداحافظ عزیز جون!

کبوتر خانم این حرفا رو زد و پرواز کرد.

نمی‌دونم شما کوچولوهای خوبم تا به حال تنها توی خونه موندید یا نه،
مثل سپیدپر اون وقت چیکار کرد؟
بله، سپیدپر اول کمی سرش رو توی بالاش برد،
با نوکش بین پرهای سپیدش رو تمیز کرد،
چون کبوتر تمیزی بود و پرهاش از سفیدی برق می‌زد،
بهش می‌گفتن سپیدپر.

بعد از اینکه خودش رو نظافت کرد،
یه نگاهی انداخت به آسمون آبی و زیبا،
با خودش فکر کرد: «وای خدای مهربون، این آسمون چقدر بزرگ و قشنگه!»

اون خیلی دوست داشت بره توی آسمون کمی پرواز کنه، بچرخه و بگرده،
ولی مامانش بهش گفته بود که از لونه بیرون نره،
اونم مجبور بود تا برگشتن مادر توی لونه بمونه.

ادامه داستان کودکانه سپیدپر

داستان کودکانه سپیدپر اینجوری ادامه پیدا میکنه. یادتون باشه که میتونید صوت این قصه کودکانه رو با صدای مریم نشیبا توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

عزیزای من، سپیدپر کم کم حوصله‌اش سر می‌رفت،
فکری به خاطرش اومد،
تمام لونه رو گشت اما پیدا نکرد.

یه دفعه یادش اومد آخرین باری که اون رو دیده کجا بوده،
یادش اومد لای شاخه بالایی درخت گذاشته بود.
مجبور شد لحظه‌ای از لونه بیرون بیاد و اون رو از لای شاخه بالایی برداره.

بله بچه‌ها، درست حدس زدید!
بالاخره سپیدپر دفتر نقاشیش رو پیدا کرد.
اون رو برداشت و با خودش توی لونه برد.

سپیدپر با خودش خیلی فکر کرد که چی بکشه.
اول می‌خواست یه دونه گندم بکشه،
به اون رنگ زرد و طلایی بزنه،
ولی بعدش پشیمون شد،
آخه توی دفتر نقاشیش پر بود از دونه‌های طلایی گندم!

خب، حالا باید چی بکشه؟

تو همین فکرها بود که دید یه مورچه کوچولو با برادرش از کنار لونه‌شون رد می‌شن،
ساکت شد و به اون‌ها نگاه کرد.
مورچه‌ها همین طوریه بچه‌ها، راه می‌رفتن و با هم حرف می‌زدن.

سپیدپر کمی سرش رو به مورچه‌ها نزدیک کرد،
بعد از مدتی اشک‌های سپیدپر گوله گوله روی زمین می‌ریخت.
می‌دونید چرا؟
چون صحبت‌های دو خواهر و برادر مورچه رو شنیده بود،

مورچه‌ها با هم درباره زحمت مادرشون صحبت می‌کردن،
که چقدر مادرشون براشون زحمت می‌کشه.

سپیدپر یاد مادر فداکار و زحمتکش خودش افتاده بود،
احساس دلتنگی می‌کرد،
برای همین هم داشت گریه می‌کرد.

دوست داشت یه جوری زحمات مادرش رو جبران کنه.

بچه‌ها، با دور شدن مورچه‌ها، سپیدپر دوباره سراغ نقاشیش رفت،
اما این دفعه می‌دونست چی باید بکشه.
تندی مشغول کشیدن شد،
بعدش نقاشیش رو رنگ کرد،

که صدای بال زدن مادرش رو شنید.

بچه‌ها، کبوتر خانم با خوشه گندم خوب و خوشمزه اومد توی لونه،
سپیدپر خوشحال بود و سلام کرد،
به مادر گفت: «خسته نباشید!»

خوشه گندم رو گرفت،
روی یه برگ تمیز گذاشت،
و به مادر گفت: «مادرجون، چشماتون رو ببندید، وقتی گفتم باز کنید!»

کبوتر خانم قبول کرد،
اینطوری بود که سپیدپر نقاشیش رو به مادر نشون داد.

بچه‌ها، تا مادر سپیدپر نقاشی رو دید،
با صدای بلندی خندید،
خود سپیدپر هم خنده‌اش گرفته بود.

کبوتر خانم گفت:
«آفرین، آفرین جوجه خوشگلم!
چقدر خوب نقاشی کردی!
تو این بهترین نقاشی‌ست توی دفتر نقاشی!»

بعدش اون رو بغل کرد و بوسید…

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن