داستان کودکانه ماهی رنگین کمون
داستان کودکانه ماهی رنگین کمون رو شروع میکنیم: یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربون، هیچکس نبود.
قصهی امروز ما، قصهی یه ماهی کوچولوی تازهوارده.
ماهی رنگینکمون دوست داشت توی کلاس نشسته بودن.
خانم هشتپا، آموزگارِ ماهیها، اومد و گفت:
«بچهها! امروز میخوام یه دوست تازه رو بهتون معرفی کنم.
اسمش فرشتهست. اون و خونوادهش تازه از آبهای غربی به اینجا اومدن.»
ماهی پُفی، در حالیکه بالههاش رو تکون میداد، گفت:
«من قبلاً اونجا زندگی میکردم!»
خانم هشتپا گفت:
«چه خوب! من تا حالا اونجا رو ندیدم. خیلی دوست دارم دربارش بیشتر بدونم.
ماهی پفی، ممکنه یه کم برام تعریف کنی؟»
ماهی پفی گفت:
«اونجا خیلی عجیب و غریبه. آبش ارغوانیه، پر از گیاههای خیلی بزرگه که تا سطح آب میرسن.
سنگهای خیلی بزرگی هم داره!»
خانم هشتپا گفت:
«چه جالب! بهبه! ببینید بچهها، دوست تازهمون هم اومد.»
بعد هم فرشته رو نزدیک خودش آورد و گفت:
«بچهها، این فرشتهست.»

فرشته با لبخند به همه سلام کرد.
خانم هشتپا گفت:
«فرشتهجان، اگه ممکنه برامون از جایی که اومدی بگو.»
ادامه داستان
داستان کودکانه ماهی رنگین کمون رو با هم ادامه میدیم. این قصه کودکانه مخصوص خواب رو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
فرشته گفت:
«جایی که من بودم، خیلی با اینجا فرق نداره؛
فقط آبهاش سبز رنگ و رویایی بود، خیلی هم تمیز و شفاف.»
ماهی رنگینکمون گفت:
«ولی من فکر میکردم آب اونجا ارغوانیه!»
فرشته گفت:
«نه! اینطور نیست.»
همهی ماهیها با تعجب برگشتن و به ماهی پفی نگاه کردن.
ماهی پفی یههو گفت:
«خب! منظورم این بود که… وقتی خورشید غروب میکنه، آب ارغوانی بهنظر میرسه!»
خانم هشتپا با مهربونی گفت:
«عیبی نداره. منم مثل تو داستانهای عجیبغریب رو دوست دارم.»
🍴 بعد از ناهار، همهی ماهیها رفتن سمت کشتی غرقشده تا اونجا بازی کنن.
زردک به ماهی پفی گفت:
«برای فرشته تعریف کن که کشتی چجوری غرق شد!»
همه ماهیها دورش جمع شدن و گفتن:
«زودباش تعریف کن!»
ماهی پفی گفت:
«شب تاریک و طوفانیای بود…
کشتی بار سنگینی داشت. ناخدا گفت باید از بار کم کنیم…»
ناگهان فرشته با هیجان گفت:
«بارهای روی عرشه رو بندازیم تو دریا!»
بعد با خجالت گفت:
«ببخش که حرفتو قطع کردم. آخه این قسمتِ داستانو خیلی دوست دارم.»
ماهی رنگینکمون با تعجب پرسید:
«یعنی تو هم این داستانو شنیدی؟»
فرشته گفت:
«بله! این یه داستان معروفه دربارهی کشتیای که به صخرههای پروانه خورده.»
زردک گفت:
«ولی تو که گفتی این اتفاق همینجا افتاده!»
مروارید گفت:
«اما اینجا که صخره نداره… پس حرف فرشته درسته.»
دمتیغ گفت:
«بهنظرم هم همینطوره.»
ماهی رنگینکمون گفت:
«راستشو بگو! یعنی داشتی داستان خیالی تعریف میکردی؟»
در همین لحظه، زنگ کلاس خورد و ماهی پفی با عجله و خوشحالی به سمت کلاس شنا کرد.
🎓 توی کلاس بعدازظهر، خانم هشتپا گفت:
«بچهها، درس امروز دربارهی سرزمین صدفه.
کسی از شما اونجا رفته؟»
فرشته گفت:
«بله، من رفتم.»
ماهی پفی هم گفت:
«منم رفتم!»
خانم هشتپا گفت:
«چه عالی! فرشتهجان، برام بگو اونجا چجوریه؟»
فرشته گفت:
«همهجا پر از صدفه.
اگه حتی یه شن ریز بره توی صدف، بعد یه مدت مروارید میشه.
اما پیدا کردن مروارید خیلی سخته. من که هیچوقت پیدا نکردم!»
ماهی پفی سریع گفت:
«اما من یکی پیدا کردم!»
ماهی رنگینکمون با شیطنت گفت:
«شاید یه دروغ بزرگ باشه!»
همه شک کرده بودن که ماهی پفی واقعاً مروارید پیدا کرده باشه…
خانم هشتپا گفت:
«بس کنید بچهها. وقتی ماهی پفی میگه که رفته، یعنی حتماً رفته.
حالا فردا هر کسی که مروارید داره، بیاره کلاس!»
📅 فردای اون روز،
ماهی پفی با خوشحالی گفت:
«خانم معلم! من یه مروارید آوردم!»
همه شک داشتن…
اما وقتی مروارید رو دیدن، گفتن:
«وای! چهقدر بزرگه! چهقدر میدرخشه!»
فرشته گفت:
«این قشنگترین مرواریدییه که تا حالا دیدم!
تو تنها ماهیای هستی که از چیزا خیلی تعریف میکنی!»
ماهی پفی خندید و گفت:
«بله خب، همینطوره دیگه!»
فرشته گفت:
«من یه کتاب جالب دربارهی داستانهای دریایی دارم. میخوای با هم بخونیمش؟»
ماهی پفی گفت:
«همون کتابیه که داستان کشتی غرقشده توشه؟ من میلیون بار خوندمش!
ولی بازم دوست دارم بخونم!»
قرار شد فرشته کتاب رو بده به ماهی پفی…
پایان قصه کودکانه
داستان کودکانه ماهی رنگین کمون داستانی شاد و آموزنده دربارهی دوستی، صداقت و احترامه. بچهها با خوندن این قصه یاد میگیرن که راستگویی و پذیرفتن اشتباه، از هر چیز دیگهای باارزشتره و دوستی واقعی با صداقت معنا پیدا میکنه. 🌊💙
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران