دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 24 بدون دیدگاه

داستان کودکانه گندم‌ها و علف‌های هرز

داستان کودکانه گندم‌ها و علف‌های هرز رو با همدیگه شروع میکنیم. این قصه کودکانه زیبا و آموزنده درباره دوستی، مهربونی و شناخت دوست واقعی از دشمنه. در ادامه با هم می‌خونیم که چطور زندگی گندم‌های کوچولو با یه اتفاق عجیب تغییر کرد.
یکی بود یکی نبود، توی یه باغ سرسبز و قشنگ، یه باغبون بود که حسابی به باغ می‌رسید. باغبون این دفعه بذرهای گندمی داشت که می‌خواست اونا رو توی زمین بکاره. وقتی بذرها رو کاشت و بعد زمین رو آبیاری کرد، آب به دونه‌های گندم رسید و گندم‌ها جوونه زدن و سبز شدن. بعد از مدتی هم از دل خاک بیرون اومدن و زیر نور آفتاب زندگی خوبی رو آغاز کردند.
گندم‌ها خیلی مهربون و باادب بودن و دوست داشتن با همه‌ی سبزه‌ها و گیاه‌های باغ دوست بشن. اما یه روز دیدن باغبون با قیچی اومده و می‌خواد بعضی از گیاه‌ها رو بچینه. گندم‌ها ناراحت شدن و فهمیدن که باغبون از بعضی گیاه‌ها خوشش نمیاد و اونا رو دوست نداره.

داستان کودکانه گندم‌ها و علف‌های هرز

گندم‌ها اخم‌هاشون رو توی هم کردن و یه نگاه چپ‌چپی به باغبون انداختن. باغبون که قضیه رو فهمید و دید گندم‌ها از دستش ناراحتن، لبخندی زد و دست از کار کشید و رفت سراغ کارای دیگه‌ش. گندم‌ها خوشحال شدن که باغبون فهمید کارش اشتباه بوده و نباید سبزه‌های دیگه رو بچینه.

ادامه داستان

داستان کودکانه گندم‌ها و علف‌های هرز رو ادامه میدیم. گندم‌های مهربون فکر می‌کردن همه‌ی گیاه‌های باغ دوستشون هستن، اما خیلی زود اتفاقی افتاد که باعث شد نظرشون عوض بشه. صوت این قصه کودکانه آموزنده رو به همراه هزاران داستان کودکانه دیگه میتونید توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود

اما طولی نکشید که یه اتفاق دیگه افتاد و زندگی قشنگ گندم‌ها خراب شد. چرا؟ چون بعضی از گیاه‌های باغ با بدجنسی شروع کردن به اذیت کردن گندم‌ها. اونا خشن و عصبانی بودن، همش غذای گندم‌ها رو می‌خوردن و جای اونا رو تنگ می‌کردن.

گیاهان عصبانی اونقدر به این کار ادامه دادن که نزدیک بود گندم‌ها مریض و زرد بشن. گندم‌های بیچاره نمی‌دونستن باید چیکار کنن، آخه اونا که با همه دوست بودن و همه رو دوست داشتن.

این وضعیت طولی نکشید تا اینکه باغبون دوباره با قیچی علف‌چینی وارد باغ شد و از گندم‌ها پرسید: «خب گندم‌ها، حالا دوست دارید این گیاه‌های بدجنس رو از باغ جمع کنم؟»

گندم‌ها که تازه متوجه ماجرا شده بودن، لبخند زدن و از باغبون عذرخواهی کردن. باغبون به گندم‌ها گفت: «این‌ها علف هرز هستند، اصلاً گندم نیستن و نمی‌تونن دوست شما باشن. علف‌های هرز دشمن شما هستن و شما نباید با دشمنای بدجنس‌تون قصد دوستی داشته باشین.»

باغبون اون روز تا شب کار کرد و علف‌های هرز رو از باغ جمع کرد. از اون روز به بعد، دوباره شادی و سلامتی به زندگی گندم‌ها برگشت.

پایان

داستان کودکانه گندم‌ها و علف‌های هرز اینجا به پایان میرسه. این قصه کودکانه به ما یاد میده که مهربونی و دوستی خیلی ارزشمندن، اما باید یاد بگیریم دوست واقعی‌مون رو هم بشناسیم.

گندم‌های کوچولو فکر می‌کردن همه‌ی گیاه‌های باغ دوستشون هستن، اما وقتی علف‌های هرز شروع به اذیت کردنشون کردن، فهمیدن که هر کسی که کنار ماست، لزوماً دوست ما نیست. این داستان به بچه‌ها یادآوری می‌کنه که در کنار مهربون بودن، باید باهوش باشیم و تفاوت بین دوست واقعی و کسی رو که به ما آسیب می‌رسونه، بشناسیم.

صوت این قصه کودکانه آموزنده رو میتونید در ادامه با صدای خاله شادی از گروه مرسی تی وی گوش کنید و از شنیدن داستان‌های شیرین کودکیا لذت ببرید.

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن