دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 1599 بدون دیدگاه

دانلود داستان صوتی کودکانه جینو خرگوش عینکی (متن + صوت)

 یکی بود یکی نبود. جینو اسم یه خرگوش کوچولو و خجالتی بود. چون چشاش خوب نمی دید مجبور بود همیشه عینک بزنه.

فکر  میکرد با عینک زشت میشه. یا مثلا با خودش فکر  میکرد. ضعیفی چشاش یه عیبه که باید اونو از بقیه مخفی کنه. به خاطر همین همیشه از داشتن عینک ناراحت بود. یه روز تصمیم گرفت دیگه عینک نزنه و اونو کنار بذاره.

جینو سر و وضعش رو مرتب کرد. کیف مدرسه ش رو آماده کرد. بعد اونو برداشت و بدون عینک از خونه بیرون رفت. بدون عینک هم می تونست همه جا رو ببینه ولی تار و مبهم. او نمیتونست همه چیز رو خیلی خوب و واضح ببینه. اما خب برای جینو اصلا اهمیت نداشت همین که بقیه نفهمن که اون عینک می زنه براش کافی بود. دکمه لباس جینو شل شده بود ولی چون صبح عینک نزده بود متوجه نشده بود. در طول راه دکمه اش افتاد اما جینو هرچی که گشت نتوانست اونو پیدا کنه. این طرف و گشت اون طرف و گشت کنار درخت ها کنار کوچه اما خبری از اون دکمه نبود. خلاصه رفت تا به مدرسه رسید.

وقتی به مدرسه رسید مثل همیشه به دوستاش سلام کرد ولی نمیتونست بفهمه که اونا لبخند می زنن یا نه. با خودش فکر کرد نکنه از دستش ناراحتن اما خب فهمید خودش نمیتونه درست ببینه.

کلاس شروع شد. همه شروع به نوشتن کردن اما جینو نمیتونست کلمات روی تخته رو بخونه. به خاطر همین چند بار از هم کلاسی هاش کمک خواست. تازه این طوری چیزی هم یاد نگرفت. همش حواسش به اطراف بود که بفهمه کی کجاست و کی داره باهاش حرف میزنه یا حتی معلم روی تخته چی نوشته یا وسیله ای که توی دست معلمه چیه.

 نزدیک غروب که شد. سرش حسابی درد گرفته بود. آخه کسی که چشمش ضعیفه اگه عینک نزنه سردرد میشه. اون روز برای جینو اصلا روز خوبی نبود. کلاس هاش تموم شد و جینو برگشت به سمت خونه. توی راه با خودش فکر  میکرد که چرا این قدر امروز سرش درد میکنه. وقتی به خونه رسید. فهمید که حتما به خاطر عینکشه که امروز عینک نزده. واسه همین فورا رفت سراغ عینکشو اون رو به چشمانش زد.

 وقتی که عینک رو به چشمانش زد مثل این بود که دنیا یه دفعه روشن شد. همه چیز رو به خوبی میدید. حالا جینو با دیدن عینکش کیف کرد و نظرش درباره اون عوض شد. جینو دیگه می تونست عینک بزنه چون فهمیده بود عینک وسیله خوب و با ارزشیه و باید به خوبی از اون نگهداری کنه. جینو نگاهی به آینه انداخت و با خودش گفت: دوستام راست می گن عینک به من میاد. منم از داشتن عینک حسابی راضی ام. آخه این طوری میتونم دنیا و هرچه که توی اون هست رو قشنگ تر ببینم…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

دوستان عزیز اینم از قصه صوتی کودکانه آموزنده جینو،خرگوش عینکی که از دنیای کودکانه مطالعه کردید. این قصه صوتی کودکانه مخصوص خواب در مورد عینک زدن هست و باعث میشه بچه ها برای عینک زدن مقاومت نکنن. بقیه قصه های صوتی کودکانه رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید. لطفا نظر هاتون رو با ما در میون بزارید.

دانلود اپلیکیشن قصه صوتی و آهنگ کودکانه دنیای کودکانه

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن