دانلود قصه کودکانه صوتی پری کوچولو (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. پری کوچولو یه دختر خوب و مهربون و با سلیقه بود که یه اتاق مرتب و منظم داشت. اتاق پری کوچولو صندلی خیلی خوشگلی داشت.

گلای قشنگی روی میزش گذاشته بود. اون کتاباشو منظم می چید و لباس و کیف و کفش مدرسه رو تمیز نگه میداشت. حتی اسباب بازی هاش تمیز و مرتب بود. پری کوچولو یه عروسک خیلی قشنگ داشت که خیلی اونو دوست داشت. همیشه با عروسکش صحبت میکرد. اگه کسی به عروسکش دست می زد اون می گفت که عروسکم رو خراب نکنی! آخه اون یه عروسک شیشه ای بود. شفاف و قشنگ.
یه روز دوستش رو به خونه اش دعوت کرد. اونا به اتاق پری کوچولو رفتن و شروع کردن به بازی کردن. مادر پری کوچولو برای دوستاش کیک و شیرینی پخت. بعد هم به پری کوچولو گفت: بیا به من کمک کن میوه ها و کیک و شیرینی ها بیاریم اتاقت تا از دوستات پذیرایی کنی. پری کوچولو به مادرش کمک کرد. کیک و شیرینی و میوه ها رو اتاقش برد و از دوستش خوب خوب پذیرایی کرد.
یکی از دوستای پری کوچولو گفت: پری جون عروسکت چقدر قشنگه! اون که اون پشت گذاشتی. میشه بیاری باهاش بازی کنیم. پری گفت: آره میش فقط باید مواظب باشی عروسکم خراب نشه. چون من این عروسکم رو خیلی دوست دارم و بهش علاقه دارم. اون همیشه با من صحبت میکنه و خیلی مهربونه پری کوچولو عروسک رو از کمدش برداشت به دوستش داد. دوستش عروسک رو از دست پری کوچولو گرفت. شروع کرد به نوازش عروسک که یهویی عروسک از دستش افتاد و شکست. پری خیلی ناراحت و عصبانی شد. گفت: چرا این کارو کردی؟ من عروسک زیبام رو از دستم دادم. بعد هم شروع کرد به گریه کردن.
دوستش خیلی خجالت کشید و ازش معذرت خواهی کرد. مادر پری کوچولو به اتاقش اومد و گفت: دخترم چرا گریه میکنی؟ پری مامانش رو بغل کرد و گفت: مامانی عروسک شیشه ایم شکست من چیکار کنم؟ مادر پری گفت: دخترم اشکالی نداره دوستت که قصد بدی نداشت. تو نباید این قدر نگران باشی. من برات یکی دیگه مثل همون عروسک میخرم. برو از دوستات معذرت خواهی کن. اونا مهمونن نباید باهاشون بد رفتار کنی. پری از دوستش معذرت خواهی کرد و گفت: منو ببخش آخه من اون عروسکم رو خیلی دوست داشتم. واسه همین ناراحت شدم. ولی حالا بیا کیک و میوه بخوریم بعدم با دوستاش شروع کردن به کیک و میوه خوردن و بازی کردن.
اون روز به همه بچه ها خیلی خوش گذشت ولی دوست پری که عروسک از دستش افتاده بود وقتی به خونه اش رفت مامانش ازش پرسید: چرا ناراحتی چی شده؟ اون هم قضیه رو تعریف کرد. گفت که چه اتفاقی افتاده و عروسک از دستش افتاده. مامانش گفت: ایرادی نداره دخترم الان می ریم بازار با هم یکی مثل همون عروسک می خریم براش میبریم. بعدم رفتن بازار همه عروسک فروشی ها رو گشتن تا اون عروسکی که دلش میخواست و پیدا کردن. مثل همون عروسک پری کوچولو بعد اونو کادو کردن و بردن در خونه پری. مامان پری درو که باز کرد دید دوست پری با یه کادو اومده. پری رو صدا زد پری هم اومد کادو رو گرفت و کلی تشکر کرد. وقتی کادوش رو باز کرد دید یه عروسک دیگه مثل عروسک خودشه. بعدم کلی از دوستش تشکر کرد و اونو بغل کرد. اونا دیگه از اون به بعد دوستای خیلی خوبی برای هم شدن. بعدم دوستشو بخشید و گفت: من دیگه هیچ وقت از دست کسی عصبانی نمیشم. خیلی زود ناراحت شدم و باهات بد برخورد کردم. دوست پری کوچولو هم پری رو بغل کرد و گفت: تو یکی از بهترین دوستای منی پری هم گفت: امیدوارم بقیه بچه هام از دست من ناراحت نباشن و منو ببخش اون وقت دوست پری اونو بوسید و خداحافظی کرد و برگشت…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
همراهان عزیز دنیای کودکانه این بود از داستان کودکانه پری کوچولو که متنش رو از این صفحه خوندید. صوت این قصه تو همین صفحه موجوده که میتونید بصورت آنلاین گوش بدید و لذت ببرید و یا این قصه کودکانه رو به صورت رایگان دانلود کنید. این قصه صوتی کودکانه که برای خواب کودک مناسبه کار گروه مرسی تی وی و با صدای خاله شادی هست.
نظرات کاربران