قصه صوتی کودکانه قورباغه و گاو بزرگ (متن + صوت)
در این پست از های نی نی میخوایم یه داستان کودکانه برای خواب کوچولو تون تعریف کنیم. صوت این قصه رو هم میتونید بصورت رایگان از آخر همین صفحه دانلود کنید.
یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. یه روز یه قورباغه کوچولو وقتی که داشت از برکه آب می خورد یهوی دید یه سر و صدایی میاد. اینورو نگاه کرد اون ور نگاه کرد دید یه سایه بزرگ داره به برکه نزدیک میشه. قورباغه کوچولو خیلی ترسید. رفت و یه گوشه قایم شد. همین طور نگاه می کرد. دید یه هیولای خیلی بزرگ و وحشتناک داره به سمت برکه میاد. اون سرشو کرد توی آب و شروع کرد به آب خوردن. قورباغه کوچولو وقتی این صحنه رو دید خیلی ترسید. سریع و دوان دوان خودش را رسوند به باباش. بابای قورباغه کوچولو که یک قورباغه پیری هم بود روی یک برگ نیلوفر نشسته بود. قورباغه کوچولو سریع خودش رو به باباش رسوند و گفت: وای بابا جون من یک هیولای وحشتناک دیدم. بابا قورباغه گفت چی میگی بچه جون چرا این قدر سر و صدا می کنی قورباغه کوچولو گفت نمی دونی آخه من چی دیدم. یک هیولای وحشتناک! اون به بزرگی یک کوه بود. روی سرش دو تا شاخ داشت. یک دم دراز داشت. پاهاش سم داشت. قورباغه پیر گفت بچه جون اونی که تو دیدی فقط یه گاو بوده. گاو که خیلی هم بزرگ نیست ممکنه یک کم از من بزرگ تر باشه. من می تونم خودم رو به همان اندازه بزرگ کنم. تو میتونی خودت ببینی.

بعدم خودشو شروع کرد به باد باد. آره کوچولوهای نازنینم قورباغه ها یک قب قبی دارند که می توانند آن را حساب بادش کنن. دیدین وقتی قورقور می کنن زیر گلوشون باد می کنه؟ آقا قورباغه پیر قصه ما می خواست زیر گلوش رو همون طور باد کنه. باد کنه و باد کنه.
قورباغه پیر شروع کرد خودشو باد کردن. همین طور باد کرد. بعد رو کرد به قورباغه کوچولو و هیجان زده گفت: از اینم بزرگ تر بود؟ قورباغه کوچولو که خیلی خوشحال بود و دید باباش داره همین طور بزرگ تر می شه گفت: آره از این خیلی بزرگ تر بود. قورباغه پیر دوباره خودشو باد کرد و باد کرد. بعد پرسید اون گاو به این اندازه بود دیگه درسته؟ قورباغه کوچولو جواب داد: نه بابا جون. او خیلی بزرگ تر بود. قورباغه پیر یه نفس عمیق دیگه کشید. خودش بیشتر باد کرد همین طور که باد می کرد بزرگ و بزرگ تر میشد. بعد یهوی قورباغه کوچولو دید ای داد بیداد باباش خیلی داره بزرگ میشه. که یهو گفت قورباغه پیر ترکید. بچه ها این قدر که خودشو باد کرده بود داشت به خودش مغرور میشد شکمش ترکید. بله بچه ها اینم عاقبت آدمای مغرور.
امیدوارم کسی دور و برمون نباشه. که به خودش مغرور بشه. خدای نکرده بخواد بگه من بهترم. بچه ها این که ما به خودمون بگیم می تونیم یه کاری رو انجام بدیم خیلی خوبه، ولی همیشه نباید خودمون رو برتر از بقیه ببینیم. هر کسی تو جایگاه خودش مهمه…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
این بود از قصه کودکانه آموزنده قورباغه و گاو بزرگ که از سایت “های نی نی” مطالعه کردید. در ادامه میتونید صوت این قصه کودکانه رو بصورت رایگان گوش کنید.
نظرات کاربران