قصه صوتی کودکانه دندون خرگوش (متن + صوت)
خب ما اومدیم با یه قصه ی زیبای دیگه. این قصه رو میتونید از سایت “دنیای کودکانه” بخونید و همچنین صوت این قصه رو هم به صورت رایگان گوش کنید.

یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. توی یه جنگل بزرگ و قشنگ یک خرگوش بازیگوش زندگی می کرد. آقا خرگوش ما خیلی هویج دوست داشت. هر روز هویج می خورد. حتی هویجاشو زیر بالش می گذاشت. تا این که صبح بلند شه و سریع یه دونه هویج بخوره.
خرگوش کوچولوی ما یادش می رفت مسواک بزنه. اصلا هم به حرف بقیه گوش نمی کرد. هر چی مامان باباش می گفتن خرگوش کوچولو مسواک یادت نره! ولی خرگوش قصه ما اصلا به حرف مامان باباش توجه نمی کرد. همین طور هویج میخورد. یک روز صبح که از خواب پا شد یک هویج و برداشت و خورد. بعدش می خواست یک دونه هویج دیگه بخورد که یهو دید ای داد بیداد دندونش درد می کنه. نمی دونست چی کار کنه. رفت پیش باباش. باباش گفت تو را باید ببرم دندونپزشکی. ولی خرگوش کوچولو خیلی ترسید گفت نه من نمیام. بابا خرگوشه گفت: عزیز دلم ترس نداره. بیا با هم بریم. بز دانا دکتر خوبیه. دندونت رو نگاه می کنه. اگه دندونی خراب باشه اونو می کشه که از دردش راحت بشی. خرگوش به حرف بابایی گوش کرد و رفت پیش آقا بزه.
آقای بز گفت بشین تا دندونت رو برات بکشم. تا اومد وسایلش رو بیاره خرگوش کوچولو ترسید سریع بلند شد و در رفت. بابای خرگوش کوچولو گفت کجا می ری خرگوش وایستا! ولی خرگوش کوچولوی قصه ما قبول نکرد.
خرگوش رفت پیش آقا فیله و داستان رو براش تعریف کرد. آقا فیله گفت خب تقصیر خودته چرا مسواک نزدی که الان دندونت درد بکنه؟ ولی اشکالی نداره من یه راهی بلدم تا دندونت خوب بشه. گفت باید چی کار کنم؟ گفت کاری نداره بنشین و یک هویج دیگه بخور. گفت آخه دندونم درد می کنه. آقا فیله گفت اگه هویج رو بخوری دندون دردت خوب میشه. خرگوش بیچاره هویجو گذاشت تو دهنش شروع کرد به جویدن. یهوی دید دندونش لق شده. بله دندونش داشت می افتاد! ولی حالا باید چی کار کنه هر کاری که کرد دندونش نیفتاد. آقا فیله گفت کاری نداره بذار یه نخ میارم وصل می کنم به دندونت سر دیگه ش به در خانه وصل می کنم. خرگوش ترسید و گفت نه من نمی خوام بعد هم دوید و رفت. خرگوش کوچولو خیلی ناراحت بود. پیش خودش می گفت کاشکی مسواک می زدم کاشکی به حرف مامان بابام گوش می کردم! حالا چی کار کنم؟ رفت و روی یه سنگ نشست. به هویجی که تو دستش بود نگاه می کرد. گفت آخه من هویج دوست دارم. بخورم یا نخورم تا اومد یه گاز دیگه به هویج بزنه یهو دید ای داد بیداد دندونش روی هویج افتاد! بله دندان خرگوش کوچولو خودش افتاد. اون خیلی خوشحال شد که از دردش راحت شده بود. خرگوش کوچولو رفت تو خونه به باباش گفت: باباجون دندونم افتاد! بابا خرگوشه گفت: خب خدا رو شکر پس دیگه از درد دندونت راحت شدی. ولی خرگوش کوچولو این یکی از دندونای شیری بوده که افتاده. اگه می خوای دیگه دندون درد نشی دوباره که دندونت در اومد دندون اصلیت بود، دیگه اونو مسواک بزن تا از درد دندون خلاص بشی و هیچ وقت مجبور نشی دکتر بری. خرگوش کوچولو قبول کرد و از باباش تشکر کرد و بهش قول داد که از این به بعد مسواک بزنه…
کوچولوهای نازنینم شما که مسواک می زنین درسته؟ آفرین. آفرین به شمایی که همیشه مسواک می زنین.
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب اینم از ماجرای دندون خرگوش که از سایت دنیای کودکانه شنیدین و خواندین. برای گوش دادن و دانلود بقیه ی قصه های کودکانه روی این لینک کلیک کنید
نظرات کاربران