دانلود داستان کودکانه صوتی چرا خرگوشک مدرسه نرفت (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود یه روز از فصل پاییز مامان خرگوشه رفت توی اتاق خرگوش رو صدا زد. خرگوش مامان پاشو مدرسه دیر میشه. باید زودتر آماده بشی.

خرگوش توی رختخوابش غلتی زد و صدا کرد حوصله ندارم. مامان خرگوشی پتو رو از روی خرگوش کنار زد و گفت: خرگوش مامان! موش موشک مامان! پاشو پاشو صبح شده. دیگه دیرت میشه. باید بری مدرسه. خرگوش می خواست بلند شه اما بیرون هوا سرد بود و توی رختخواب حسابی گرم و نرم بود. تازه حالا فهمیده بود چقدر خوابیدن کیف داره. دوباره پتو رو کشید روی سرش خوابید. مامان خرگوشی اومد کنارش نشست و صداش زد خرگوش جون پاشو عزیزم. پاشو تا صبحونه ات رو بخوری باید بری مدرسه وگرنه دیرت میشه ها.
خرگوش اخم کرد و عصبانی شد و گفت: اصلا نمیخوام برم مدرسه می خوام بخوابم. مامان خرگوشی ناراحت شد و دیگه صداش نزد. خرگوش خوابید و خوابید این قدر خوابید تا مدرسش دیر شد. وقتی بیدار شد. تازه فهمید چه اتفاق بدی افتاده و از مدرسه جا مونده. اما با خودش فکر کرد. خب بهتر. بیشتر خوابیدم. تازه امروز میتونم توی خونه بمونم. وقتی از رختخوابش اومد پایین دید هیچ کس تو خونه نیست. مامان خرگوشی رفته بود بیرون خرید کنه.گ و بابا خرگوشی هم سر کار بود. صبحانه ای در کار نبود. آخه ساعت ده بود. کسی اون موقع صبحانه نمیخورد.
خرگوش حسابی گشنه ش شده بود. رفت سراغ یخچال و یه دونه هویج برداشت و شروع کرد به خوردن. میخواست تلویزیون نگاه کنه اما حوصله نداشت. با خودش فکر کرد بره توی حیاط و با بقیه بچه ها بازی کنه. اما همه هم سن و سالای اون نبودن. اونا همه مدرسه رفته بودن. با خودش فکر کرد ای داد بیداد چه کار اشتباهی کرده که مدرسه نرفته. الان حتما بچه ها دارن با همدیگه درس میخونن و بازی میکنن و حتی با خانم معلم حتی با خانم معلم کلی دارن خوش می گذرونن ولی اون تنها توی خونه نشسته و هیچ کاری نمی تونه بکنه.
چند ساعت گذشت و موقعی شد که بچه ها از مدرسه میومدن. اون دوستاش رو دید که با همدیگه می خندند و حرف می زنن و توی راه با هم بازی میکنن. وقتی اومدن و خرگوش رو دیدن گفتن خرگوش چرا نیومدی؟ امروز خیلی خوش گذشت! کلی با هم دیگه سر کلاس بازی کردیم. خرگوش دلش سوخت ناراحت شد. از این که نتونسته بود از خواب بیدار شه.
مامان خرگوشی که از خرید. برگشت رو کرد به خرگوش و گفت: خرگوش من امروز خوش گذشت؟ خرگوش گفت: نه مامان جون دلم سوخت کاش میرفتم مدرسه. امروز به بچه ها حسابی خوش گذشته. تازه کاری نداشتم توی خونه حسابی حوصله م سر رفت. میشه لطفا فردا منو از خواب بیدار کنی که برم مدرسه؟ اگه دیدین بیدار نشدم لطف رختخوابم رو جمع کنین که این رختخواب سر منو شیره نماله. مامان خرگوشی شروع کرد به خندیدن و گفت باشه عزیزم فردا صبح بیدارت می کنم. فردا صبح که شد. خرگوش بازم می خواست بخوابه اما اون موقع دید دیگه رختخوابی نیست. مامان خرگوشی همه رو جمع کرده بود. این طوری خواب از سر خرگوش پرید و از رختخواب جدا شد. بعد تونست صبحانه شو بخوره و سر ساعت هفت به مدرسه بره. اون کیفش رو مرتب کرده بود و با لباس های مرتب به مدرسه رفت…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب اینم از داستان کودکانه صوتی آموزنده از دنیای کودکانه که در مورد مدرسه رفتنه و نظم و انضباط رو به بچه ها یاد میده. صوت این قصه رو میتونید از همین صفحه دانلود کنید و یا بصورت آنلاین گوش بدید. این صوت با صدای خاله شادی هست و تولید گروه مرسی تی وی. این قصه صوتی مخصوص خواب رو میتونید برای کودک با صدای خودتون تعریف کنید و یا براش صوتش رو بزارید تا گوش کنه و آروم بشه و بخوابه. برای شنیدن بقیه قصه های کودکانه میتونید به لینک زیر برید.
نظرات کاربران