داستان کودکانه مخصوص خواب کودک بچه های آسمون
بهار کوچولو، باز هم مثل هر شب، سرش رو گذاشته بود روی پای مامانش
و منتظر بود تا یه قصهی قشنگ دیگه بشنوه.

مامان دستی به موهای مشکی و براق بهار کشید و گفت:
یکی بود، یکی نبود…
اون قدیما، توی آبیرنگترین قسمت آسمون،
دو تا فرشتهی زیبا زندگی میکردن که بچههای زمین،
اسم اونها رو گذاشته بودن: بچههای آسمون.
بچههای آسمون، پشت ابرها، توی یه قلعهی بزرگ و قشنگ زندگی میکردن؛
یه قلعه که دیوارهاش از بلور و الماس بود،
سقفش از رنگینکمان،
ستونهاش از مرمر و یخ،
و پردههاش از ابریشم سفید.
یه تیکه از آسمون هم حیاطش بود، که پر بود از بوتههای سفید گل ابر…
یکی از اون فرشتهها اسمش گیسطلا بود.
اسم اون یکی هم نقرهنشون.
هر دو تا مثل مهتاب سفید بودن،
با لپهایی به رنگ لالههای کوهستان.
گیسطلا همیشه یه لباس حریر صورتی رنگ میپوشید.
چشماش رنگ دریا بود، آبی آبی.
موهای طلاییرنگش اونقدر میدرخشید
که اگه شبها از قلعه بیرون میاومد،
مردم زمین فکر میکردن صبح شده!
اما نقرهنشون، لباسی داشت سراپا مشکی،
که پر بود از پولک و مروارید.
همیشه یه تل نقرهایرنگ به موهای مشکی، بلند و براقش میزد.
گیسطلا و نقرهنشون، وقتی حوصلهشون سر میرفت،
از قلعه بیرون میاومدن و سوار کالسکهی باد میشدن
تا توی آسمونا یهکمی گردش کنن.
اونا به قلههای بلند و برفی،
به درختهای پرشاخه و برگ،
به آشیونهی پرندهها،
به مزارع سبز و خرم،
و خلاصه، به همهجا سر میزدن و به همه کمک میکردن.
گیسطلا عاشق گلهای آفتابگردون بود.
نقرهنشون عاشق شببوها.
هر وقت هم که خسته میشدن، برمیگشتن به قلعه تا استراحت کنن.
مردم زمین دوست داشتن اونا همیشه توی آسمون باشن،
چون با اومدنشون، همهجا روشن میشد،
همهچیز میدرخشید،
غنچهها یکییکی باز میشدن،
قطرههای شبنم روی تار عنکبوتها برق میزدن،
نور از شکاف پنجرهها به خونهها سرک میکشید،
و بچهها غرق شادی و نور و نشاط میشدن.
تا اینکه…
یه روز، گیسطلا و نقرهنشون تصمیم گرفتن توی قلعه قایمموشک بازی کنن!
اول، گیسطلا چشم گذاشت.
نقرهنشون، برای اینکه مطمئن بشه اون هیچجا رو نمیبینه،
بردش روی برج قلعه و چشماش رو با یه نوار مشکی بست.
بعد خودش رفت پشت بزرگترین پردهی مخمل قلعه قایم شد.
اونا سرگرم بازی شدن…
و دیگه یادشون رفت به بچههای زمین سر بزنن.
عزیزای من، روزها گذشت و گذشت.
همهجا تاریک بود و از درخشش نور و صبح خبری نبود.
بچههای زمین هرچی به آسمون نگاه کردن
و گیسطلا و نقرهنشون رو صدا کردن، فایدهای نداشت.
اونا نمیدونستن چه بلایی سر بچههای آسمون اومده.
مدتی گذشت، اما از فرشتههای آسمون خبری نشد.
بچههای زمین تصمیم گرفتن برن به بلندترین قلهی برفی
و از اون بالا، بچههای آسمون رو صدا کنن.
با این تصمیم، راه افتادن.
توی تاریکی، با یه فانوس سبز از نور کرمهای شبتاب،
رفتن و رفتن…
تا رسیدن به بلندترین قلهی برفی.
اونوقت شروع کردن به بالا رفتن.
از صخرهها بالا رفتن، و بالا رفتن…
تا اینکه کاملاً سرما رو حس کردن.
گوزنهای کوهی سر رسیدن و بچهها رو روی پشتشون سوار کردن
و از قلهها بالا بردن.
وقتی همهی بچهها به قله رسیدن، دور هم جمع شدن
و با یه دستهگل شیپوری، فریاد زدن:
«بچههای آسمون! بچههای آسمون!»
گیسطلا و نقرهنشون یهو صدای بچههای زمین رو شنیدن.
گیسطلا پردهی مخمل رو کنار زد تا ببینه اون پایین چه خبره،
که یهو… همهجای زمین روشن شد!
بچهها با شادی میخندیدن،
و مردم از اون پایین برای گیسطلا و نقرهنشون دست تکون میدادن.
دوباره توی جوی آب، نور زلال راه افتاد
و جنگل، با همهی گلهای شبنمخوردهاش، درخشید.
بله عزیزای من،
خونههای تاریک دوباره روشن شدن
و روشنایی تمام شهر رو پر کرد.
بچههای آسمون که متوجه اشتباهشون شده بودن،
تصمیم گرفتن یکییکی به نوبت توی آسمون کشیک بدن؛
هر وقت یکیشون خسته شد، بره بخوابه و اون یکی بیاد.
به این ترتیب، دیگه مردم زمین هیچوقت توی تاریکی نموندن.
موقعی که گیسطلا میاومد تا توی آسمون گردش کنه،
همهجا روشن و آسمون آبی میشد
و مردم میگفتن: «اومده…»
هر وقت هم که نوبت گردش نقرهنشون میرسید،
آسمون مشکی میشد،
پر از پولک و مروارید،
و یه تل نقرهایرنگ هم توی قلب آسمون میدرخشید.
و مردم میگفتن: «بله… شب شده.»…
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
بچه های عزیز، والدین گرامی، این بود از قصه کودکانه مخصوص خواب کودکان با نام بچه های آسمون که از سایت دنیای کودکانه خوندید. صوت این قصه صوتی کودکانه مخصوص خواب با صدای مریم نشیبا رو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
نظرات کاربران