داستان کودکانه هدیه ای برای دایی رضا
داستان کودکانه هدیه ای برای دایی رضا، داستانی شیرین دربارهی شجاعت، غلبه بر خجالت و ابراز عشق به عزیزان هست که متنش رو از این صفحه میخونیم. شما همراه عزیز میتونید صوت این داستان کودکانه مخصوص خواب رو با صدای مریم نشیبا از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای خوب و مهربون هیچکس نبود.
یه پسر کوچولوی خوب به اسم هومن بود که چهار سالش بود.
هومن خیلی خوب بود، به بزرگترها احترام میگذاشت و همیشه به حرف پدر و مادرش گوش میداد.
یه دایی مهربون داشت به اسم رضا که خیلی دوستش داشت.

اما هومن یه خورده خجالتی بود، حتی از دایی رضا هم خجالت میکشید!
هر وقت دایی رو میدید سریع سلام میکرد و میدوید پشت مامانش قایم میشد.
مادرش همیشه میگفت: «خجالت خوب نیست، بیا با دایی حرف بزن.» ولی هومن نمیتونست.
یه روز دایی رضا مریض شد.
هومن خیلی ناراحت شد، دلش میخواست گریه کنه، اما یادش اومد که دایی گفته بود بچه خوب نباید زیاد گریه کنه.
پس تصمیم گرفت یه کاری کنه که دایی خوشحال بشه و زودتر خوب بشه.
ادامه داستان
داستان کودکانه هدیه ای برای دایی رضا رو ادامه میدیم. یادتون باشه که صوت این قصه با صدای مریم نشیبا بهمراه هزاران قصه دیگه رو میتونید توی اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید. لینک دانلود
اول فکر کرد یه هدیه براش بخره، اما پول نداشت.
بعد خواست اسباببازیش رو بده به دایی، ولی یادش افتاد که دایی بزرگه و اسباببازیهاش به دردش نمیخوره.
بعد خواست کتابهاش رو بده، اما اونها هم مناسب نبود.
یه دفعه یه فکر خوب به سرش زد!
خواست نقاشی بکشه از دایی رضا وقتی که خوشحاله و میخنده.
کاغذ و مداد آورد و شروع کرد به کشیدن.
اما نقاشیهاش خوب از آب درنیومد، دایی همیشه خوشحال بود ولی توی نقاشیها اخمو و ناراحت بود!
خسته و ناراحت پیش مادرش رفت و گفت: «نقاشیهام شبیه دایی نمیشه، چی کار کنم؟»
مادرش گفت: «میتونی یه جور دیگه دایی رو خوشحال کنی.»
هومن پرسید: «چطوری؟»
مادرش گفت: «بیا با من بریم پیش دایی، بهش بگو چقدر دوستش داری و دلت میخواد زود زود خوب بشه.»
هومن اول خیلی خجالت کشید، اما یاد حرف مادر افتاد و تصمیم گرفت شجاع باشه.
وقتی رسیدند پیش دایی رضا، هومن آرام جلو رفت و گفت:
«دایی رضا، من خیلی دوستت دارم و دلم میخواد زود زود خوب بشی.»
دایی رضا خیلی خوشحال شد، هومن رو توی آغوش گرفت و گفت:
«منم خیلی دوستت دارم، تو بهترین پسر کوچولوی دنیا هستی.»
هومن که حالا دیگه خجالتش ریخته بود، لبخند زد و تصمیم گرفت دیگه هیچ وقت از دایی خجالت نکشه.
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران