دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 17797 بدون دیدگاه

دانلود داستان کودکانه صوتی لاک پشت بدون لاک با صدای پگاه قصه گو

در این صفحه یک داستان صوتی براتون آماده کردیم که میتونید اون رو بصورت آنلاین از گوش کنید. این داستان صوتی کودکانه مخصوص خواب کودک با صدای پگاه قصه گو هست و در مورد یک لاکپشت هست که از لاکش خسته شده بود و میخواست از دست لاکش راحت بشه. این داستان صوتی کودکانه رو میتونید برای کودکتون پخش کنید تا راحت تر بخوابه

داستان صوتی کودکانه با صدای پگاه قصه گو لاک پشت بدون لاک

روزی روزگاری، توی یک مزرعه قشنگ، یه عالمه حیوان دور هم زندگی می‌کردن. یکی از این حیوان‌ها یه لاک‌پشت بود با یه لاک درشت و خیلی زیبا. اما بچه‌ها، لاک‌پشت اصلاً از زیبایی این لاکش راضی نبود. چرا؟ برای اینکه این لاک براش حسابی دردسر درست کرده بود. چون که این لاک سنگین بود و همیشه باعث می‌شد که این لاک پشت همیشه وقتی با دوستاش قرار داشت، مجبور بود خیلی زودتر از اونا از خونش بیاد بیرون تا بتونه سر وقت بهشون برسه. به خاطر همین کلی ماجرا داشت که کی قرار بذاره، چه ساعتی، چه روزی، و حسابی دچار دردسر شده بود.

بچه‌ها، یه روز خرگوشه اومد بهش گفت: “ای بابا، لاک‌پشت! این لاک رو بذار زمین خودتو خلاص کن! لاک‌پشت یه نگاهی بهش کرد و گفت: “آخه چه جوری این کارو بکنم؟ برو بابا، توهم چی می‌گیا!”

چند ساعتی بعد سنجاب اومد گفت: “بیا و این لاک رو بذار زمین، خودتو و ما رو خلاص کن!” لاک‌پشت گفت: “تو هم که حرف خرگوشو می‌زنی بابا، اون روز اسب و الاغ و شترمرغ و خلاصه کلی از این حیوانات مزرعه اومدن همین حرفو به لاک‌پشت زدن.” لاک‌پشت به همشون گفت: “برید بابا پی کارتون، شماها نمی‌دونید قضیه از چه قراره!” اما این فکر رفت توی ذهن لاک‌پشت. بدم نیستا! لاکم رو بذاریم زمین، ببینیم چه خبر می‌شه.

خلاصه یه روز، وقتی خیلی خسته بود و یکی از قرارهای کاری‌ش هم دیر رسیده بود، حسابی کلافه شد و گفت: “من دیگه باید از دست این لاک خلاص بشم!” و خلاصه که بود از توی لاکش اومد بیرون. یه بار خودشو نگاه کرد، برای خودش عجیب بود. آخه تا حالا خودشو بی لاک ندیده بود، اما احساس سبکی می‌کرد. فکر می‌کرد سرعتش خیلی زیاد شده. واقعا هم زیاد شده بود. تند و تند دوید و رسید به خونه خودش.

روز رفت توی مزرعه که یه چرخی بزنه. خرگوشه، وقتی که دیدش، گفت: “سلام! تو کی هستی؟ یه حیوون جدیدی؟” لاک‌پشت گفت: خرگوش! بابا، نشناختم. لاکت کو؟ گذاشتی زمین؟

از دست لاکت راحت شدی. ولی خداییش خیلی خنده‌دار شد!”

گذشت و چند تا حیوان دیگه لاک‌پشت رو دیدن و نشناختن.

خب، لاک‌پشت ناراحت شد. سال‌ها بود که توی اون مزرعه زندگی می‌کرد. انتظار نداشت کسی به خاطر لاکش اون رو نشناسه. اما به هر حال این اتفاق افتاد. دیگه خلاصه، یه روز وقتی که داشت توی مزرعه واسه خودش قدم می‌زد، صدای زنبور اومد. لاک‌پشت تا صدای زنبور رو شنید، نگاه کرد و زنبور رو دید و گفت: “ای وای، نکنه حالا اینم منو نشناسه، فکر کنه من اومدم اذیتش کنم، بخواد منو نیش بزنه!”

اومد که بره توی لاکش قایم بشه که یهو یادش افتاد لاکش کو؟ لاک نداره. یادش افتاد لاکش رو انداخته یه جایی. با ترس و لرز گفت: “زنبور! من لاک‌پشتم، یه وقت منو نیش نزنی!” زنبور هم کلی به لاکپشت خندید و گفت: “لاک‌پشت! قیافه ت خیلی خنده‌دار شده بدون لاک، من که نشناختم! اما کاریت ندارم، برو راحت باش!”

همینطور که داشت می‌رفت، یهو صدای مار رو شنید. پیش خودش گفت: “وای! الانه که مار منو نشناسه، بخواد منو اشتباهی نیش بزنه! نکنه فکر کنه من اومدم اذیتش کنم.”

آخه بچه‌ها، می‌دونید، مار وقتی می‌ترسید یا فکر می‌کرد که یکی می‌خواد اذیتش کنه، یا وقتایی که گرسنه بود، به حیوانات نیش می‌زد. اما خب با لاک‌پشت کاری نداشت. گاهی مواقع که مار خیلی گرسنه می‌شد و با لاک‌پشت کار داشت، لاک‌پشت می‌رفت توی لاکش قایم می‌شد. اما همین که اومد بره قایم شه، دید ای بابا، لاکش نیست! یادش افتاد قضیه از چه قراره.

با مار هم حرف زد و مار هم اونو شناخت و قبول کرد که نیشش نزنه. خلاصه با خوبی و خوشی این ماجرا رد شد و رفت. اما اون روز لاک‌پشت خیلی روز بدی داشت. هم کلی ترسیده بود، هم کلی ناراحت شده بود. ترسیده بود از حیوانایی که ممکن بود براش خطرناک باشن. ناراحت شده بود از اینکه دوستاش نشناخته بودنش. دلش گرفته بود. دلش تنهایی می‌خواست. همیشه اینجور موقع‌ها دو سه روزی می‌رفت توی لاک خودش و بعدش می‌اومد بیرون.

اومد که بره توی لاک خودش. یهو یادش افتاد: “بابا، لاک ندارم!” لاک رو کجا گذاشت؟ بچه‌ها، چند باری که اتفاقای مشابه این شکلی افتاد، لاک‌پشت پیش خودش فکر کرد: “لاک ندارم، برم توش برای تنهایی؟ اما خب سریع راه می‌رم! لاک ندارم، وقتی می‌ترسم برم توش، اما خب سریع راه می‌رم! لاک ندارم، وقتی سردم می‌شه برم توش، اما عوضش سریع راه می‌روم! لاک ندارم، وقتی شب‌هایی که از تمام شب‌ها بیدار موندم و صبح نیاز به تاریکی دارم، برم توش، اونجا هوا تاریک باشه. اما عوضش تند می‌رم! لاک ندارم، وقتی گرمم می‌شه، برم توی سایه، لاک و خنک شم! اما عوضش سریع راه می‌روم!”

ولی آخرش برگشت گفت: “اصلا نمی‌خوام سریع راه برم بابا جون! راه رفتن یه چیزه، اما لاک نداشتن یه عالمه چیز! بعد هم پیش خودش گفت: حالا که اینطور شد، می‌رم و لاکم پیدا می‌کنم. سنگینه، سرعتم رو می‌گیره. نخواستم، اشکال نداره! همه اینا رو می‌خوام داشته باشم. نخواستم که سریع راه برم. اصلا من همینی‌ام که هستم.”

بعد هم رفت کلی گشت و لاکش رو پیدا کرد و لاکش رو گذاشت سر جاش. درسته که لاک‌پشت از اون روز به بعد همچنان با سرعت کمش و سنگینی لاکش کمی مشکل داشت. گاهی مواقع خیلی مشکل داشت. اما گاهی وقتی فکر می‌کرد اگه لاک نداشته باشه چی می‌شه، پیش خودش فکر می‌کرد: “ولش کن، اشکال نداره! یواش راه می‌رَم، اما عوضش اینو دارم، اونم دارم!”

خلاصه که بچه‌ها، قصه ما به سر رسید. لاک‌پشت به لاکش رسید. حالا که لاک‌پشت امشب قراره بره توی لاکش بخوابه، شماها چشماتونو ببندید. فکر کنید رفتید توی لاک لاک‌پشت! مگه ما لاک داریم؟ بچه‌ها، اگه ما لاک داشتیم، چه جوری می‌شد؟ چطوری راه می‌رفتیم؟ می‌تونستیم بریم توش؟ بریم توی لاک خودمون؟ شاید هم بعضی از ماها یه لاک‌هایی واسه خودمون داشته باشیم. لاک شما چیه؟ لاک شما کجاست؟

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

داستان کودکانه لاک پشت بدون لاک که یه داستان مخصوص خواب کودکه رو از دنیای کودکانه خوندید و شنیدید. برای گوش دادن و خوندن بقیه قصه ها میتونید از دسته قصه های کودکانه استفاده کنید.

دانلود اپلیکیشن قصه صوتی و آهنگ کودکانه دنیای کودکانه

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن