دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب رده سنی: زیر 5 سال بازدید 741 بدون دیدگاه

قصه صوتی کودکانه این قدر خودتو نتراش مداد جون (متن + صوت)

 یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود. مداد می خواست دیکته بنویسه. پاک کن کنار دستش نشسته بود. اون نشسته بود تا هر وقت لازم شد کمک مداد کنه. مداد اول خودش رو حسابی تراشید و تیز کرد و بعد یه دور به تمام خونه و اطرافش نگاه کرد. بعد هم حسابی دور خودش چرخید و پیچید.

 حوصله کتاب سر رفت و گفت: ای بابا بالاخره آماده شدی؟ حالا بنویس: “توت” مداد هی وول خورد و وول خورد و دوباره نگاهی به اطراف انداخت و بعد نوشت. بعد زود متوجه شد که اشتباه نوشته. از پاک کن کمک خواست. پاک هم اومد و اشتباهش رو پاک کرد. حالا نوشت “پوت”. دوباره گفت نه این هم نیست. باز هم اشتباه نوشتم. بازم پاک کن آمد و پاک کرد. این بار بالاخره مداد نوشت “توت”.

 کتاب نفس عمیقی کشید و گفت حالا بنویس “آتش”. مداد نوشت “آش”. دوباره گفت نه اشتباه کردم و پاک کن پاک کرد. دوباره غلط نوشت و بازم پاک کن پاک کرد. این دفعه نقطه نذاشت یا دوباره نوشت و نقطه زیادی گذاشت. بعضی وقتا خیلی گنده می نوشت یا مثلا خیلی فاصله گذاشته بود. یا خیلی خیلی کثیف می نوشت. و هی نوچ کرد و وول خورد. پاک کنم هی اشتباهاتش رو پاک کرد و پاک کرد.

خلاصه بچه ها این قدر مداد اشتباه نوشت و پاک کن پاک کرد که دیگه پاک کن بیچاره از نفس افتاد. هنوز یک خط از املا تمام نشده بود. نزدیک بود نصف بشه. کتاب یک مدت به مداد نگاه کرد و گفت: عزیزم اگه این قدر وول نخوری و به در و دیوار و سقف و زمین نگاه نکنی می تونی بهتر بنویسی. اگه این همه غلط داری واسه اینه که به همه چیز نگاه می کنی به جز صفحه دفترت. آخه جونم چرا این قدر بازیگوشی می کنی؟ فقط چند لحظه حواست رو جمع کن تا کلمه درست بنویسی. حواست رو جمع کن تا همه بتونیم کارمون را انجام بدیم. مداد به حرف های کتاب گوش کرد و گفت چشم چشم. اما هنوز چیزی ننوشته بود که تراش کردنش گرفت و این قدر خودشو تراشید و تراشید تا نصف مداد تموم شد. بعد به کتاب گفت: خب حالا بگو. کتاب نفس عمیقی کشید و شروع کرد به املا گفتن و گفت “باران” مداد نوشت “تاران” بعد باز گفت نه اشتباه نوشتم. به پاک کن گفت پاک کن جان می شه پاکش کنی؟ پاک کن بیچاره که حسابی خسته شده بود پاک کرد. مداد نوشت “پاران” نه نه نقطه هاش زیاد شد. و پاک کن باز هم پاک کرد. دوباره نوشت “یاران”. اینم یه نقطه اش اضافه است. پاک کن اون یه دونه نقطه رو پاک کرد.

کتاب خیلی خسته شده بود به مداد گفته اصلا ولش کن نمی خواد بنویسی. باشه بعد بنویس مداد گفت نه نه نوشتم. باز کتاب بیچاره که حسابی خسته شده بود و دیگه داشت حوصله ش سر می رفت یک نفس عمیقی کشید و گفت: واسه امروز بسه.

 بله بچه ها بیچاره کتاب که حسابی حوصلش سر رفته بود و خسته شده بود و بیچاره اون دفتر که هی مداد روش نوشت و پاک کن پاکش کرد. آخه یکی نیست بگه مداد جان؛ شما که این قدر می نویسی و پاک می کنی آخرش باعث می شی اون صفحه بیچاره پاره بشه. اما کو گوش شنوا…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

 خب اینم از قصه کودکانه صوتی به نام انقد خودتو نتراش مداد جان که از دنیای کودکانه خوندید. صوت این قصه با صدای خاله شادی رو هم میتونید از همین صفحه به صورت رایگان دانلود کنید. یا بصورت آنلاین گوش کنید. این قصه میتونه به خواب راحت تر کودک تون کمک کنه. برای گوش دادن به بقیه قصه های کودکانه میتونید به این لینک مراجعه کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن