دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 1567 بدون دیدگاه

دانلود داستان کودکانه صوتی پنگوئن کوچولوهای سرزمین برفی (به همراه متن)

 یکی بود یکی نبود. پنگوئنا حیوونای خیلی دوست داشتنی هستن. اونا به صورت دسته جمعی زندگی می کنن. می دونین چرا؟ چون جوجه پنگوئنا دور هم جمع می شن تا بدنشون رو گرم نگه دارن. حالا قصه ما در مورد سه تا از این جوجه پنگوئن هاست. تو سرزمین برفی می می و دی دی و لی لی سه تا پنگوئن کوچولوی شیطون بودن که با خانواده پنگوئنا زندگی میکردن. اونا سه تایی باهم بازی میکردن، شیطونی میکردن، هر جایی که می خواستن برن با همدیگه بودن.

یه روز که سه تایی مثل همیشه رفتن کنار دریاچه همیشه یخ زده، مشغول بازی شدن و سه تایی دنبال هم میدویدن. با هم برف بازی میکردن و می خندیدن روی یخ ها سر میخوردن و کلی سرسره بازی میکردن. بعد از کلی بازی خسته شدن و کنار هم دیگه دراز کشیدن شروع کردن به تماشای ابرا. اما یک دفعه یه صدایی شنیدن. یه صدایی شبیه صدای گریه. این طرف و اون طرف رو نگاه کردن. پشت درخت کاج بزرگ و نگاه کردن. اون طرف دریاچه اما هیچی نبود.

 اونا بیشتر گوش کردن. گوششون رو تیز کردن و دیدن که صدای گریه از پشت یه درخت دیگه میاد. رفتن به سمت درخت و دیدن یه آدم برفی اونجاست و داره گریه میکنه. رفتن پیش آدم برفی و ازش پرسیدن: چی شده آدم برفی چرا گریه میکنی؟ آدم برفی گفت: من سردمه بعدم دوباره گریه کرد. دی دی با تعجب گفت: سردت{ مگه تو آدم برفی نیستی؟ چطوری تو سردته؟

 آدم برفی با دلخوری جواب داد چه ربطی داره منم بدون لباس توی این سرما سردم میشه دیگه. ببینین شما چقدر لباسای قشنگ دارین. خوش به حالتون حتما سردتون نیست. و بعد دوباره گریه کرد. لی لی به می می و دی دی گفت: بچه ها چیکار کنیم؟ باید یه فکری بکنیم. نباید بذاریم این آدم برفی بیچاره این طوری گریه کنه. سه پنگوئن به هم نگاه کردن و یه کم فکر کردن. بعد یه چشمکی به هم زدن و رو کردن به آدم برفی و گفتن: آدم برفی منتظر ما باش تا برگردیم.

 دویدن و دویدن رفتن سمت خونه ها شون. هر کدام رفتن توی خونه خودشون. یکی از اونا رفت شال های کهنه مادرش رو برداشت و با خودش آورد یکی دیگه رفت کلاه قدیمی بابابزرگش رو برداشت. آخه بابابزرگش دیگه اون کلاه قدیمی رو لازم نداشت. یکی دیگه هم رفت و یه پالتوی قشنگ که مال مامانش بود و دیگه مامانش از اون استفاده نمیکرد و برداره. بعدم با همدیگه رفتن پیش آدم برفی.

 وقتی شال رو به گردن آدم برفی بستن و کلاه رو سرش گذاشتن و پالتو رو تنش کردن اون خیلی خوشحال شد و شروع کرد به خندیدن بعد گفت: من همین کلاه و شال گردن برام کافیه. این طوری هم خوشگلم همم دیگه گرمم میشه. ممنونم از شما. بعدم پالتو رو برگردون.

آدم برفی دیگه سردش نبود. تازه خوشحال بود. از اینکه یه عالمه لباسای قشنگ داره. بچه پنگوئنا از اینکه دیگه آدم برفی گریه نمی کرد خوشحال بودن….

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

کوچولو ها و بزرگتر های عزیز؛ این بود از قصه کودکانه پنگوئن کوچولوها که از های نی نی خوندید. صوت این قصه کودکانه که با صدای خاله شادی و تولید گروه مرسی تی وی هست رو میتونید از همین صفحه به صورت آنلاین گوش کنید و یا بصورت رایگان دانلود کنید. این قصه مخصوص خواب کودک هست.

دانلود اپلیکیشن قصه صوتی و آهنگ کودکانه دنیای کودکانه

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن