دانلود قصه کودکانه صوتی پادشاه و سنجاب (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود توی قصر پادشاه کلی دار و درخت بود. یه روز از روزا یه سنجابی که روی همون درختا می رفت و می اومد یه سکه پیدا کرد. تا سکه رو دید اونو به دندون گرفت و رفت پیش پادشاه.

بعد رو کرد به پادشاه و گفت: پادشاه من از تو بهترم. از تو ثروتمندترم. پادشاه که خیلی مغرور بود حسابی عصبانی شد. آخه اون دوست داشت توی همه چیز نفر اول باشه. وقتی که فکر کرد سنجاب سکه داره با خودش گفت نکنه واقعا سنجاب از من ثروتمندتر باشه؟ واسه همین دنبال سنجاب راه افتاد. دوید تا سنجاب رو بگیره. سنجاب از ترس سکه رو انداخت و فرار کرد. پادشاه سکه را برداشت و گذاشت توی جیبش. بعد به طرف قصر راه افتاد.
عصر همون روز شاه و وزیر داشتند با فرستاده های پادشاه همسایه صحبت می کردن. سنجاب از راه رسید و گفت اگه پادشاه پول داره به خاطر سکه منه. همه به همدیگه نگاه کردند و شروع کردن به پچ پچ کردن. پادشاه عصبانی شد اما جلوی مهمان ها هیچ حرفی نزد. به وزیر و سربازاش دستور داد تا برن و سنجاب رو گیر بیارن. بعد مهمونای پادشاه ازش پرسیدند: پادشاه این سنجاب چه می گفت؟ پادشاه گفت هیچی سنجابیه که این جا واسه خودش می چرخه. من واسه اون غذا تهیه می کنم ولی خب اون بی چشم و رو هست و همیشه از این حرفا می زنه.
خلاصه بچه ها شب شد و موقع شام. باز دوباره سنجاب پیداش شد و شروع به خواندن کرد. آهای آهای خبردار اگه غذا خوشمزه است به خاطر پولای منه! این پادشاه پولای منو برداشته و داره از شماها پذیرایی میکنه.
پادشاه دوباره به خدمتکارش دستور داد که دنبال سنجاب برن. خدمتکاران به دستور پادشاه دنبال سنجاب دویدن و دویدن اما هر چی گشتن اونو پیدا نکردن. روز بعد موقع ناهار که شد باز سنجاب پیدا شد و شروع کرد به خواندن آهای آهای خبردار پادشاه با پول من به مهموناش غذا میده. اون پولای منو برداشته. پادشاه که دید ای داد بیداد آبروش داره میره با خودش فکر کرد چی کار کنم چی کار نکنم. این سنجابه آبروی منو میبره. بعد سکه رو از جیبش درآورد و برای سنجاب پرت کرد. سنجاب تا سکه رو دید توی هوا اونا قاپید و نشست و داد زد: آهای آهای خبردار پادشاه از قدرت من می ترسه. پادشاه از قدرت من می ترسه. بعدم شروع کرد به خندیدن.
پادشاه که حسابی عصبانی شده بود دیگه نمی دونست چی کار کنه. واسه همین دنبال سنجاب راه افتاد تا اونو بگیره. ولی هنوزم که هنوزه پادشاه قصه ما نتونسته سنجاب رو بگیره چون سنجاب فرز و زرنگه و واسه خودش رفته رو درختا…
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
اینم از داستان کودکانه پادشاه و سنجاب که از دنیای کودکانه مطالعه کردید. صوت این داستان کودکانه رو که با صدای خاله شادی و تولید گروه مرسی تی وی هست رو میتونید تو همین صفحه به صورت رایگان دانلود کنید و همچینین به صورت آنلاین گوش بدید. این قصه کودکانه برای خواب کودک مناسبه و شما میتونید تمامی قصه های دنیای کودکانه رو تو این لینک دانلود کنید.
نظرات کاربران