دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 559 بدون دیدگاه

داستان کودکانه مخصوص خواب گاو و الاغ

یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود، یه ده کوچیکی بود. توی این ده یه دهقان با زن و بچه‌ش زندگی می‌کردن. این دهقان و زن‌ش یه تیکه مزرعه کوچولو داشتن، یه گاو و یه الاغ هم داشتند.

گاو هر روز توی مزرعه کمک می‌کرد و الاغ هم توی بارکی کار می‌کرد.

داستان کودکانه مخصوص خواب کودک با صدای پگاه قصه گو به نام گاو و الاغ دنیای کودکانه

یه شب وقتی گاو از مزرعه برگشت توی طویله، با ناله گفت: «چقدر ما بدبختیم، از صبح تا شب فقط کار کار کار!»

الاغ گفت: «ناله نکن، ما هم مثل تو کار می‌کنیم.»

گاو جواب داد: «نه، ما گاوها هم شیرمون رو می‌دوشن!»

الاغ دلش به حال گاو سوخت و فکر کرد که یه کاری براش بکنه.

فرداش صبح که دهقان اومد، الاغ گفت: «خودتو مریض نشون بده، یه گوشه بخواب و ناله کن، هر کاری هم کرد بلند نشو.»

دهقان که ساده‌دل بود، باور کرد و گفت: «بیچاره گاو مریضه.»

بعد رفت سر کارش.

دهقان که رفت، الاغ گفت: «دیدی چه کار خوبی کردم؟»

اما بچه‌ها، خیلی زود دهقان برگشت و گفت: «خوب حالا که گاو مریضه، الاغ بیا کمکم کن.»

الاغ تا غروب کار کرد ولی وقتی برگشت خیلی خسته بود و فکر کرد: «آخه چرا خودم رو به زحمت انداختم؟»

وقتی رسید طویله، گاو از الاغ تشکر کرد ولی الاغ فقط ناله می‌کرد.

گاو پرسید: «چی شده؟»

الاغ گفت: «امروز شنیدم که دهقان و زن‌ش می‌گفتن بهتره تا گاو رو نفروشیم.»

گاو وحشت کرد و گفت: «دیدی؟ ما از الاغ هم بدبخت‌تر شدیم!»

الاغ گفت: «فردا خودتو خوب نشون بده و کلی کار کن، شاید دهقان پشیمون بشه.»

صبح روز بعد دهقان اومد و دید گاو سرحال وایساده ولی الاغ گوشه افتاده بود و نتونست بلندش کنه.

دهقان با ناراحتی گفت: «چه روزگار عجیبیه، یه روز گاو مریضه یه روز الاغ!»

ولی چاره‌ای نداشت و گاو رو برد مزرعه.

وقتی گاو برگشت، الاغ پرسید: «کار چطور بود؟»

گاو گفت: «کار کار و باز هم کار، ولی امروز راحت‌تر بود چون دیروز استراحت کردم.»

الاغ که دلش نمی‌خواست بره مزرعه، فکر کرد: «چیکار کنم که دیگه نریم مزرعه؟»

یه فکر به ذهنش رسید و به گاو گفت: «بیاین هر دومون مریض بشیم، اگه مریض باشیم نمی‌تونن ما رو بفروشن.»

گاو هم قبول کرد.

صبح روز بعد دهقان دید گاو و الاغ مریضن و گفت: «باشه، امروز استراحت کنین.»

روزها گذشت و گاو و الاغ خوب نشدن.

دهقان هم خسته شده بود و تنها توی مزرعه کار می‌کرد.

یه روز گاو گفت: «دلم برای مزرعه تنگ شده.»

الاغ آه کشید و گفت: «منم همینطور، ولی از بس ناله کردی زندانی شدیم.»

فردا که دهقان اومد، گاو و الاغ سرحال و سالم بودن.

دهقان خوشحال شد ولی بعد فکر کرد: «شاید فردا مریض شن، بهتره زود بفروشمشون.»

گاو و الاغ که حرفاش رو شنیدن، ترسیدن و دنبال راهی بودن که دهقان نفروشه‌شون.

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

بابا های عزیز، مامانای گرامی، کوچولو های گل، این بود از قصه کودکانه مخصوص خواب گاو و الاغ که از این صفحه از دنیای کودکانه خوندید. صوت این قصه رو که با صدای پگاه قصه گو هست رو میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکانه دنیای کودکانه گوش بدید. این قصه به همراه صد ها قصه ی دیگه از قصه گو های معروف مثل مریم نشیبا و خاله شادی و … لینک دانلود

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن