داستان کودکانه دوستی
داستان کودکانه مخصوص خواب دوستی رو داریم در این قسمت که اگه مایل باشید میتونید صوتش رو که با صدای مریم نشیبا هست از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود
یکی بود یکی نبود.
سر ظهر بود و توی باغوحش همه ساکت بودن. حیوونا در حال استراحت کردن بودن. اونا با همدیگه حرف میزدن ولی آروم، یهطوری که بقیه از صداشون اذیت نشن.

فیل گفت:
ـ ببینم حیوونا! این قفس خالی واسه کیه؟
گوزن گفت:
ـ حتماً برای یه حیوون خیلی بزرگه. ببینید چقدر قفسش بزرگه! حتی از قفس منم بزرگتره.
خرس گفت:
ـ هر کی که باشه من ازش بزرگترم! اینو یادتون باشهها!
شیر یه غرشی کرد و گفت:
ـ ای بابا، چقدر حرف میزنید! ساکت باشید. میخوام یک ساعت بخوابم. از صبح خستم، تماشاچیها اومدن و حسابی خستهم کردن.
یهدفعه درِ باغوحش باز شد و آدما با یه حیوون جدید وارد شدن.
اون حیوون گردن درازی داشت و روی بدنش هم خال بود. چی بود به نظرتون بچهها؟
آفرین! اون زرافه بود.
زرافه وارد باغوحش شد. یه نگاهی به خرس و شیر و گوزن و فیل انداخت. با خودش فکر کرد:
ـ آها! پس قراره کنار این حیوونا زندگی کنم.
فیل از دیدن زرافه خوشحال شد، آخه زرافه حیوون بیآزاری بود و به اون کاری نداشت.
خرس از دیدن زرافه خیلی خوشحال شد، چون میدونست زور خودش از زرافه بیشتره.
شیر هم خوشحال شد، چون میدونست زرافه با گردن بلندش توجه تماشاچیها رو بیشتر به خودش جلب میکنه و اون میتونه بیشتر استراحت کنه.
اما گوزن…
داستان کودکانه دوستی رو ادامه میدیم:
گوزن از زرافه خوشش نیومد. با خودش فکر کرد:
ـ زرافه ممکنه با بقیه انقدر دوست بشه که دیگه کسی به من توجه نکنه.
واسه همین مدتی با زرافه بدرفتاری کرد.
بچهها، به نظرتون چه اتفاقی میافته؟
قراره گوزن به رفتارهای بد خودش ادامه بده؟ یعنی چی میشه؟
خب اگه دوست دارید بدونید چه اتفاقی میافته، با من همراه باشید تا ادامه داستان رو براتون تعریف کنم.
نارینا… درایینایی…
بله بچهها! گوزن یه مدت با زرافه بدرفتاری کرد.
اما یه وقتایی مجبور میشد با زرافه حرف بزنه، آخه اونا یه جورایی شبیه هم بودن.
بعضی وقتا هم از غذای زرافه میخورد، چون غذای اونا یهجورایی مشترک بود.
گاهی وقتا میرفت تو قفس زرافه و باهاش بازی میکرد.
یه روز بعد از یکیدو هفته فهمید با زرافه دوست شده، بدون اینکه خودش بخواد.
اون بعدها متوجه شد اگه حسادت نداشته باشه، میتونه با هر کسی دوست بشه، حتی اگه کسی از اون قشنگتر و بزرگتر باشه.
زرافهی مهربونم با همه خوب و مهربون بود و آزارش به هیچکس نمیرسید.
هر جا میتونست به دوستاش کمک میکرد و کنار اونا زندگی خوبی داشت.
🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن
دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو
صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی
آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه
بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا
نظرات کاربران