دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 57 بدون دیدگاه

داستان کودکانه غذا خوردن مریم کوچولو

داستان کودکانه غذا خوردن مریم کوچولو رو شروع میکنیم: مریم کوچولو دختر خوبی بود، به خاطر اینکه به حرف مامان و باباش گوش می‌کرد، به حرف همه بزرگترها سلام می‌کرد. خیلی‌ها خجالتی‌ان و روشون نمی‌شه سلام بکنند. البته همه ما می‌دونیم که اونا کار درستی نمی‌کنند، ولی مریم کوچولو این‌جوری نبود. اون برای سلام کردن خجالت نمی‌کشید، بلکه خیلی هم مودب بود و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترهاش رو بلد بود. به خاطر همین هم همه اون رو دوست داشتند.

اما مریم کوچولوی ما یه عیبی داشت. مشکلش این بود که مریم هنوز اینقدر سن نداره، اون فقط چهار سالشه، و می‌تونه سعی کنه که اشتباهاتش رو جبران کنه. فقط کافی بود یه کمی توی غذا خوردنش دقت کنه. آخه اون خیلی تندتند غذا می‌خورد و به خاطر همین هم کلی از غذاهاش روی زمین یا توی سفره می‌ریخت. البته مامانش چند بار بهش گفته بود که توی غذا خوردن بیشتر دقت کن، اما مریم همه‌اش یادش می‌رفت.

یک شب که بابای مریم اومد خونه گفت که فردا شب شام خونه دوستی دعوتند. مریم خیلی خوشحال شد.

داستان کودکانه غذا خوردن مریم کوچولو با صدای مریم نشیبا

فردا شب وقتی مریم و خانواده‌ش به مهمونی رفتن، وقتی نوبت به شام خوردن رسید… وای وای، می‌دونید چی شد؟ مریم باز هم سفارش‌های مادرش رو فراموش کرد و شروع کرد به خوردن غذا، اونم چجوری؟ تندتند! بچه‌ها، هنوز یه لقمه رو حسابی قورت نداده بود، لقمه بعدی، لقمه بعدی، لقمه بعدی…

ادامه داستان

داستان کودکانه غذا خوردن مریم کوچولو رو با همدیگه ادامه میدیم. صوت این قصه کودکانه رو میتونید با صدای مریم نشیبا از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش بدید و لذت ببرید. لینک دانلود

مامان هرچی نگاهش می‌کرد تا او متوجه بشه، فایده‌ای نداشت. مریم همون‌طور ادامه داد تا اینکه غذاش تموم شد و تازه دید چی کار کرده. آخه اینقدر غذاش رو ریخته بود روی زمین، فکر می‌کنم اونقدر نخورده بود! مریم تازه متوجه شد که مادرش چقدر ناراحته و از این رفتار اون چقدر خجالت کشیده.

طفلک مامان مریم از خجالت سرخ‌سرخ شده بود. در ضمن، خود مریم هم از کاری که کرده بود پشیمون بود. یواشکی یه نگاهی به اطراف انداخت، دید کسی متوجه او نیست، آخه همه داشتن غذا می‌خوردن. اونم شروع کرد به جمع کردن برنج‌ها از روی زمین.

بعد از اینکه غذاها رو جمع کرد، از صاحب خانه تشکر کرد، از سر سفره پا شد و رفت دستاش رو شست. همین‌طور که دستاش رو با صابون می‌شست، خدا رو شکر می‌کرد که کسی متوجه او نبوده و غذا خوردنش رو ندیده. آخه خودش فهمیده بود که چه کار اشتباهی کرده.

اون به خودش قول داد که از این به بعد آرام غذا بخوره و مواظب باشه که غذاش روی زمین نریزه…

پایان قصه کودکانه

داستان کودکانه غذا خوردن مریم کوچولو داستانی آموزنده درباره‌ی دقت، نظم و آداب غذا خوردنه. بچه‌ها با خوندن این قصه کودکانه یاد می‌گیرن که باید موقع غذا خوردن آروم باشن، حواسشون جمع باشه و به توصیه‌ی پدر و مادر گوش بدن. احترام و ادب همیشه باعث می‌شه بقیه هم دوستشون داشته باشن. 🌸🥢💛

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن