دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 228 بدون دیدگاه

داستان کودکانه مخصوص خواب خالخالی و تراکتور

روزی روزگاری، توی یه دشت بزرگ و سرسبز، بهار اومده بود.
توی اون دشت، یه کشاورز پیر زندگی می‌کرد که با اسب خال‌خالیش زمینو شخم می‌زد.
خال‌خالی گاوآهن رو می‌کشید و کشاورز هم پشتش هلش می‌داد.
گاوآهنم آروم‌آروم زمینو می‌شکافت و می‌رفت جلو.

داستان کودکانه صوتی خالخالی و دوستان با صدای پگاه رضوی

تا اینکه یه روز، نزدیکای غروب، کشاورز پیر یه آهی کشید و گفت:
ـ خال‌خالی، از صبح تا حالا فقط نصف زمینو شخم زدیم. ما دیگه پیر شدیم…
فردا یه تراکتور جوون و قوی میاد. اون کارامونو انجام می‌ده، منم استراحت می‌کنم، تو هم می‌تونی بری تو سبزه‌زار بچرخی و خوش بگذرونی.

خال‌خالی تا اینو شنید، یه شیهه کشید و مثل یه کره‌اسب جوون بالا و پایین پرید!
شب که شد، خواب دید با یه تراکتور قرمز دوست شده…

صبح روز بعد، واقعاً یه تراکتور قرمز اومد توی حیاط مزرعه!
صدای غار و غار و تق و تقش همه‌جا پیچید. خیلی قشنگ بود!
یه تراکتور قوی و زیبا، که از لوله‌ی پشتش دود غلیظی بیرون می‌اومد.

همه‌ی حیوونا از دیدنش تعجب کرده بودن.
دویدن سمتش، ولی تراکتور دور زد و از حیاط رفت بیرون… و شروع کرد به کار.
کمتر از نیم‌روز، نصف مزرعه رو شخم زد!

خال‌خالی اون‌قدر خوشحال شده بود که حتی نمی‌تونست غذا بخوره.
فقط گوش داده بود به صدای تق‌تق تراکتور…
اما غروب که شد، تراکتور برگشت، اومد تو طویله، ولی حتی یه نگاهی هم به خال‌خالی نکرد.
از کنارش رد شد، یه فوت دود سیاه تو صورتش کرد و رفت یه گوشه خوابید.
اون‌قدر ساکت بود که حتی صدای دویدن موش‌ها توی کاه‌ها هم شنیده می‌شد.

خال‌خالی رفت طرفش، دماغ نرمشو زد بهش…
اما تراکتور هیچ واکنشی نشون نداد!
دور زد، رفت یه گوشه‌ی دیگه و خوابید.

شب‌های بعد هم همین‌جور گذشت…
تراکتور، بی‌توجه می‌اومد، می‌خوابید، می‌رفت.
خال‌خالی ناراحت بود. حتی کشاورز پیر هم نمی‌تونست خوشحالش کنه.

کشاورز پیر که خیلی خال‌خالی رو دوست داشت، بهش قند می‌داد، نازش می‌کرد و می‌گفت:
ـ ناراحت نباش. زیاد به تراکتور فکر نکن…

خال‌خالی که قند خیلی دوست داشت، یه‌کم خوشحال می‌شد.
بهار تموم شد، تابستون گذشت، پاییزم گذشت…
هوا سرد شده بود، برف می‌بارید و خال‌خالی بیشتر وقتا تو طویله می‌موند.

تراکتورم بعضی وقتا می‌رفت جنگل، تنه‌ی درخت می‌آورد حیاط.
زمستونم گذشت…

تا اینکه دوباره بهار رسید.
بارون‌های بهاری شروع شد. زمین خیس و گِلی بود و تراکتور نمی‌تونست شخم بزنه.
پنج هفته‌ی کامل بارون بارید.

یه روز، یه باد تند وزید و آفتاب اومد بیرون.
تراکتور خوشحال شد، سوت کشید و از طویله بیرون پرید!
کشاورز داد زد:
ـ وایسا! الان وقت شخم‌زدن نیست، زمین هنوز خیسه!

اما تراکتور گوش نداد.
شروع کرد به شخم زدن.
زمین گلی بود، چرخ‌هاش گیر کردن.
تق‌تق و دود و گل پاشیدن همه‌جا…
تا اینکه گیر کرد!

چرخ‌هاش می‌چرخیدن، ولی خودش تکون نمی‌خورد.
موتورش ضعیف شد، هوا تاریک شد، دوباره بارون گرفت…
موتور خاموش شد. تراکتور بدجور توی گل فرو رفته بود!

کشاورز که بی‌خبر تو خونه نشسته بود، با صدای شیهه‌ی خال‌خالی از جا پرید.
فهمید یه اتفاقی افتاده.
طناب برداشت، دوید توی طویله و به خال‌خالی گفت:
ـ بدو، کمکم کن!

خال‌خالی با سگ مزرعه، از چاله و درخت و پرچین رد شدن.
تا اینکه رسیدن به تراکتور.

کشاورز سریع طناب رو بست:
یه سر به تراکتور، یه سر به کمر خال‌خالی…
خال‌خالی کشید، کشید، کشید…
زور زد، تا بالاخره تراکتور از دل گل دراومد!

اما موتور هنوز روشن نمی‌شد…
کشاورز فکری شد، یهو یاد سیخ پیپش افتاد!
اونو کرد توی لوله‌ی پشت تراکتور، تکونش داد، یه‌دفعه آب از لوله بیرون ریخت و موتور دوباره روشن شد!

خال‌خالی با خوشحالی دماغشو مالید به تراکتور و شیهه کشید…
چهار نعل دوید…
و تراکتور هم آروم‌آروم راه افتاد.

کشاورز پیپشو روشن کرد، شب دیر وقت خوابید.
اما قبل از خواب رفت سری به طویله زد…

دید چی شده؟
دید خال‌خالی و تراکتور دارن باهم حرف می‌زنن، می‌خندن و خاطره تعریف می‌کنن!

دیگه رفیق صمیمی شده بودن!

تابستون که رسید، محصول مزرعه عالی شد.
همسایه‌ها کمک کردن.
تراکتور همه رو انبار کرد.
خال‌خالی هم شاد، سرتاسر مزرعه رو نگاه می‌کرد…

دیگه وقتی خال‌خالی شیهه می‌کشید، تراکتور سوت می‌زد…

🔊 پخش صوت این قصه در اپلیکیشن پخش قصه صوتی و آهنگ کودکانه و لالایی دنیای شاد کودکانه

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو


صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

داستان کودکانه ای رو شنیدید که به نام خالخالی و تراکتور. صوت این قصه صوتی کودکانه مخصوص خواب رو که با صدای پگاه رضوی هست میتونید از اپلیکیشن پخش قصه کودکیا گوش کنید. لینک دانلود

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن