دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 1192 بدون دیدگاه

قصه کودکانه صوتی اردوی مفید (متن + صوت)

 یکی بود یکی نبود. زهرا کوچولو خیلی خوشحال بود. از مدرسه دوون دوون رفت سمت خونه و درو محکم زد. مادر زهرا تعجب کرده بود! گفت زهرا جون چی شده چرا انقد خوشحالی؟

زهرا گفت مامان جون از طرف مدرسه جمعه به یه اردوی تفریحی دعوت شدم. می خوام اگه شما اجازه بدین منم برم. اینم کاغذی که خانم معلم بهم داده تا بدم شما و امضاش کنین. مامان زهرا کوچولو یه نگاهی به کاغذ انداخت. دید رضایت نامه است. گفت باشه زهرا جون من امضاش می کنم. به شرط اینکه اون جا مراقب خودت باشی. خلاصه بچه ها زهرا خیلی خوشحال شده بود. بی صبرانه برای رسیدن اون روز لحظه شماری می کرد. بالاخره جمعه آمد و زهرا تمام وسایلش را جمع کرد. مادر برای صبحونه و ناهارش غذا گذاشت و خودشم بدمینتون رو برداشت تا اون جا با دوستانش بازی کنه. توی مدرسه همه جمع شده بودن. با هم به سمت کوه حرکت کردن. یه کم که پیاده روی کردن به یه رودخونه قشنگ رسیدن. می خواستن اون جا بشینن و صبحانه شون رو بخورن که دیدن چقدر بطری و باقی مونده غذا این طرف اون طرف رودخونه ریخته! اصلا جایی برای نشستن نبود. اون فضا خیلی زشت شده بود. زهرا کوچولو اصلا دوست نداشت اون جا بشینه. به خاطر همین به دوستاش و خانم معلمش پیشنهاد کرد که از اون جا برن و یه جای بهتر پیدا کنن.

 اما زهرا کوچولو دید که یکی از دوستاش یک پلاستیک بزرگ برداشت و با یک چوب شروع به جمع آوری زباله ها کرد. بعد همه بچه ها به کمکش رفتن. زهرا با خودش یه کم فکر کرد. با خودش گفت دوست ندارم بهشون کمک کنم. من که اون آشغالا رو نریختم! دستام کثیف می شه. چرا باید من این آشغالا رو جمع کنم؟

زهرا همین طور با خودش کلنجار می رفت و داشت فکر می کرد که خدایا چی کار کنم؟ آخه من که این آشغالا رو نریختم. چرا باید آشغالا رو جمع کنم ولی بعد دیدید که این کار به نفع خودشه و به نفع طبیعته؛ اونم یه پلاستیک برداشت و به دوستاش کمک کرد. بعد از تموم شدن کار دید به به چقدر منظره زیبا شده. خیلی خوشحال شده بود به خاطر اینکه یه کار درستی رو انجام داده بود. خوشحال بود چون هم کنار دوستاش بود هم کار مفید انجام داد. بعد هم بچه ها کمک کردن و بساط صبحونه رو مهیا کردن. رفتن کنار رودخونه و دستاشون رو شستن و نشستن و صبحانه شون رو خوردن و از دیدن طبیعت حسابی لذت بردن. موقع برگشت به خونه زهرا با خودش فکر می کرد که اگه هر کس مواظب رفتار خودش باشه و با طبیعت با بی رحمی رفتار نکنه چقدر همه چیز زیبا و دوست داشتنی میشه..

 یادتون باشه هر وقت که بیرون میرین یه پلاستیک با خودتون بردارین که هم زباله های خودتون رو داخلش بریزین، هم اگه اشغال یا یه چیزی افتاده باشه بردارین و بندازین توی پلاستیک و بعد هم بندازیم تو سطل زباله.

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

اینم از داستان کودکانه آموزنده با موضوع تمیز نگه داشتن جنگل. متن و صوت این قصه کودکانه که با صدای خاله شادی هست رو میتونید به صورت رایگان از دنیای کودکانه دانلود کنید. از این قصه میتونید شب ها برای خواب راحت تر کودک استفاده کنید. برای گوش دادن و خوندن بقیه قصه های صوتی کودکانه میتونید از این لینک استفاده کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن