قصه صوتی کودکانه مهربانی و دوستی (متن + صوت)
یه قصه صوتی کودکانه دیگه داریم براتون که میتونید به صورت رایگان از دنیای کودکانه دانلود کنید و لذت ببرید. این قصه های کودکانه میتونه به راحت تر خوابیدن کوچولوتون کمک کنه. با ما باشید با قصه کودکانه مهربانی و دوستی.

یکی بود یکی نبود. توی یه جنگل سرسبز یک شانه به سر روی درخت زندگی می کرد. اون یه لونه خیلی قشنگ داشت و لونه اش را دوست داشت. چون می خواست مادرشه و چند تا تخم بزاره. برای همین می رفت بیرون و شاخ و برگ درختا رو جمع می کرد می اومد می گذاشت تو لونه اش تا لونه اش گرم و نرم بشه.
یک روز از روزها که هوا ابری بود با خودش فکر کرد من اگه توی خونه بشینم اگه تخم بذارم توی این هوای ابری کی میره برای من غذا بیاره؟ برای همین بلند شد و رفت دنبال غذا. هوا ابری بود و باد می اومد. شانه به سر وقتی که برگشت دید ای داد بیداد باد لونه ش رو خراب کرده. حالا باید چکار کنه؟ اون روی شاخه درخت نشست و شروع کرد به گریه کردن. تو همین موقع دو تا سنجاب که از اون جا رد می شدن صدای گریه اش رو شنیدن. رفتن پیش شانه به سر بهش گفتن: چی شده؟ چرا گریه می کنی؟ شانه پسر قضیه رو تعریف کرد. گفت می بینید که خونه م خراب شده؟ من می خوام تخم بگذارم ولی جایی رو ندارم. هوا داره سرد می شه و لونه گرم و نرمم رو از دست دادم. سنجاب ها گفتن: ناراحت نباش ما یه فکری برات می کنیم. تو همین جا بمون تا ما برگردیم. سنجاب ها همین طور با خودشون فکر کردن چی کار کنن کجا برن که یهوی یادشون اومد برن پیش خانم دارکوب. رفتند و به خانم دار کوبه گفتن: خانم دارکوب مهربون، باد لونه شانه به سر رو خراب کرده. اون به زودی مادر می شه. لطفا بیا و براش یه خونه درست کن. دارکوب یه کم فکر کرد و گفت: باشه شما برید تا من بیام و براش یه لونه درست کنم.
بله خانم دارکوب رفت خودش را به سنجاب ها رسوند. بعد هم با نوک درازش تو تنه درخت برای شانه به سر یه لونه درست کرد. لونه که آماده شد سنجاب ها برای لونه شونه به سر شاخه های نرم درختا رو آوردن تا تو لونه اش قرار بدن. لونه آماده شد. شونه به سر با خوشحالی به داخلش رفت و با شادی از محبت های دارکوب و سنجاب تشکر کرد و گفت: من نمی دونم چطوری باید ازتون تشکر کنم. این خونه هم گرمه هم دیگه با باد خراب نمی شه. دیگه خیالم از لونه م راحت شده. برای همین من شما رو فردا به مهمونی تو خونه خودم دعوت می کنم. سنجاب ها و دارکوب خیلی خوشحال شدن و دعوتش رو قبول کردن. روز بعد اون ها دور همدیگر جمع شده بودن. شونه به سر از مهموناش حسابی پذیرایی کرد. بعدم همگی از این دوستی و مهربانی لذت بردن…
کوچولو های نازنین از این داستان نتیجه گرفتیم با هم دیگه مهربون باشیم و به همدیگه کمک کنیم. هر کاری که از دستمون بر میاد برای دوستامون برای خانوادمون انجام بدیم تا همه کنار همدیگه خوب و خوش زندگی کنیم و از خوشحالی همدیگه خوشحال باشیم
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
خب اینم از داستان صوتی کودکانه مهربانی و دوستی که از سایت دنیای کودکانه گوش دادید و خوندید. برای خوندن و دانلود قصه های صوتی دیگه میتونید از این لینک استفاده کنید.
نظرات کاربران