دانلود اپلیکیشن کودکیا   لطفا جهت دانلود اپلیکیشن پخش قصه کودکیا و همچنین ارتباط با بخش پشتیبانی روی این لینک کلیک کنید!

جواد قصاب بازدید 619 بدون دیدگاه

دانلود داستان کودکانه صوتی چشمه (متن + صوت)

یکی بود یکی نبود. پدربزرگ پارسا اسمش بابا علی بود. بابا علی توی روستا زندگی  میکرد. پارسا وقتی که تنها بود و بیکار میشد یا موقع تعطیلات می رسید میرفت پیش بابا علی.

 یه روز که پارسا پیش بابا علی بود اونا تصمیم گرفتن گوسفندها رو به صحرا ببرن. گوسفندها این طرف اون طرف میپریدن و بابا علی خسته شده بود. بابا علی رو کرد به پارسا و گفت: پسرم گوسفندا رو جمع کن تا به سمت چشمه بریم. مثل این که گوسفندها تشنه شونه. ما خودمون هم یه دستی به آبی بزنیم و آب بخوریم.

 پارسا از پدربزرگش پرسید: پدربزرگ مگه این اطراف چشمه است. بابا علی جواب داد: بله این اطراف چشمه هست. بیا با هم بریم تا بهت نشون بدم. بعد پارسا و بابا علی راه افتادند. پارسا از بابا علی پرسید: بابا علی مگه این جا کویر نیست؟ توی کویر چشمه آب از کجا؟ مگه میشه آبی از جایی بیاد؟ بابا علی شروع کرد به خندیدن و گفت: تو کویر رو دیدی چقدر تشنه میشه و از تشنگی ترک می خوره؟ خب این جا هم که از ترک خبری نیست. پس حتما یه اتفاقی افتاده که این ترک ها از بین رفته. پارسا یه کم فکر کرد.

 بابا علی به پارسا گفت: بهتره دنبالم بیای تا چشمه آب بهت نشون بدم. پارسا همین طور داشت با خودش فکر  میکرد که چطور ممکنه توی کویر آب باشه. بعد رفتن و رفتن تا به یه چشمه رسیدن. آب اون زلال و شفاف بود. بابا علی به پارسا گفت: بیا پسرم اینم از چشم آب. بخور و گوسفندا رو هم بیار این جا تا آب بخورن.

 پارسا از پدربزرگش پرسید: پدربزرگ؛ بابا علی جون میشه بگی این آب از کجا اومده؟ چطور این آب تمیز و شفاف این جا جمع شده. بابابزرگ شروع کرد به خندیدن و گفت: بله که می گن از آسمون اومده پسرم. خدای مهربون واسه ما از آسمون آب می فرسته ما می خوریم حیونا میخورن. زمین تشنه هم سیراب میشه. این آب هم آب بارونه که این جا جمع شده. پارسا گفت: پس همینه همینه که میگن آب مایه حیات و زندگیه. بعد بابابزرگ دستش رو بهم چسبوند و از آب چشم برداشت و رو کرد به پارسا و گفت: بیا پسرم. بیا از این آب بخور و ببین چقدر خنکه.

 پارسا تو فکر و خیالش غرق شده بود که یهوی مامان صداش زد. پارسا به خودش اومد و دید نه از گوسفندها خبریه نه از بابا علی و نه از کویر. اون یاد خاطره خودش افتاده بود که پارسال به دیدن بابا علی رفته بود. خوشحال بود و دعا  میکرد زودتر تابستون بیاد تا اون دوباره به روستا بره و پیش بابابزرگش باشه…

اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا

دسترسی به بیش از ۱۰۰۰ قصه کودکانه صوتی (در حال آپلود قصه های جدید)
دسترسی به بیش از ۱۰۰ آهنگ کودکانه
پشتیبانی فعال و پاسخگو
دسترسی به متن قصه ها و آهنگ ها به صورت کاملا رایگان
هزینه اشتراک بسیار پایین و بصرفه (فقط برای صوت قصه ها)
یک هفته اشتراک رایگان و دسترسی به صوت تمامی قصه های موجود در اپلیکیشن

دارای پشتیبانی فعال و پاسخگو صوت قصه ها از:
پگاه قصه گو
مریم نشیبا
خاله شادی

آهنگ های کودکانه مختلف از خواننده های بنام حوزه کودک:
عمو امید
عمو پورنگ
عمو امیر
عمو امین
عمو مسعود
خاله شادونه

بهمراه برنامه های صوتی مخصوص کودکان و آهنگ های پخش شده در شبکه پویا

دوستان عزیز اینم از داستان چشمه که متنش رو از دنیای کودکانه خوندید. صوت این قصه صوتی کودکانه مخصوص خواب کودک رو میتونید از همین صفحه بصورت آنلاین گوش کنید و همچنین فایل اون رو دانلود کنید. صوت این قصه کار گروه مرسی تی وی و با صدای خاله شادی هست. امیدوارم از این قصه لذت برده باشید.

دانلود اپلیکیشن قصه صوتی و آهنگ کودکانه دنیای کودکانه

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

🎧 دنبال یه اپ امن و شاد برای کوچولوتی؟
اپلیکیشن پخش قصه "کودکیا" با بیش از 1000 قصه کودکانه و صدها آهنگ و لالایی کودکانه 💛
همین الان نصبش کن! دانلود اپلیکیشن