دانلود داستان صوتی کودکانه خرگوش باهوش و هدیه تولد (متن + صوت)
یکی بود یکی نبود. یه روز خرگوش باهوش به همراه دوستش سنجاب کوچولو و میمون دم دراز از مدرسه به خونه برمیگشتن. توی راه درباره جشن تولدی که میخواستن برای معلم مدرسه بگیرن با همدیگه صحبت میکردن.

هر کدوم می خواستن یه هدیه تهیه کنن تا با این کار از زحمت های خانم معلم تشکر کن. توی خونه هنگام خوردن غذا خرگوش به مادرش گفت: مامان میشه یه خواهش کنم؟ می تونی یه دونه کیک خوشمزه برای خانم معلمم درست کنی؟ می خوام اونو برای هدیه بدم بهش. با این کار از خانم معلمم تشکر کنم. مامان خرگوش با خوشحالی گفت: البته که میشه حتما برات درست می کنم. همین امروز میرم هویج تازه می خرم و بقیه وسایل کیک رو تهیه می کنم.
صبح روز بعد خرگوش باهوش زودتر از همیشه بیدار شد. آخه اون روز براش یه روز مخصوص بود. روز تولد خانم معلم خانم دارکوبه. وقتی که دست صورتش رو شست و برای خوردن صبحانه رفت. توی آشپزخونه دید که مامانش مشغول تزیین کیک تولد خانم معلمه. با خوشحالی به طرف مادرش رفت و مامانش رو تو بغلش گرفت و گفت: مامان عزیزم خیلی ازت ممنونم. این طور که مشخصه شما صبح خیلی زود بیدار شدی. مطمئنم که خانم معلم از دیدن این کیک خیلی خوشحال میشه.
مامان خرگوش گفت: دخترم بهتره زودتر آماده بشی وگرنه مدرسه دیر میشه. خرگوش باهوش با خوشحالی صبحانه اش خورد و لباساشو پوشید و کیک تولد رو از مادرش گرفت و خداحافظی کرد. مامان خرگوشه موقع خداحافظی گفت: امیدوارم بهت خیلی خوش بگذره دختر عزیزم مواظب خودت باشی ها! خرگوش باهوش از زحمت های مادرش تشکر کرد. با خوشحالی به طرف مدرسه راه افتاد. همین که یک کم از خونه دور شد دوستش آهوی مهربون رو دید که با ناراحتی به طرف مدرسه میرفت. خرگوش با عجله خودش رو به آهو رسوند و بهش گفت: سلام دوست من حالت چطوره؟ چرا این قدر ناراحتی؟ آهوی مهربون گفت: من نتونستم برای خانم معلم هدیه مناسبی تهیه کنم. برای همین خیلی ناراحتم آخه از خانم معلم خیلی خجالت می کشم. خرگوش باهوش یه کم فکر کرد و یه دفعه یه فکری به ذهنش رسید و گفت: آها فهمیدم من بهت کمک میکنم تا یه هدیه زیبا برای خانم معلم ببری.
وقتی رسیدن زنگ مدرسه به صدا دراومد. بچه ها به ترتیب وارد کلاس شدن. به خانم معلم سلام کردن و تولدشو بهش تبریک گفتن. آهوی مهربون و خرگوش باهوش یه کم دیرتر از بقیه بچه ها وارد کلاس درس شدن. بعد با هم سرود تولدت مبارک رو برای خانم معلم خوندن. خانم معلم خیلی هیجان زده شده بود. از همه بچه ها تشکر میکرد. بعد نوبت به هدیه ها رسید یکی یه سبد گردو و فندق به خانم معلم هدیه داد. میمون دم دراز هم یک سبد بزرگ ماست به خانم معلم هدیه داد. خرس هم یه کوزه عسل آورده بود داد به خانم معلم. خرگوش باهوش کیک هویجی رو که مادرش پخته بود به خانم معلم هدیه داد و تولدشو تبریک گفت.
بعد بچه ها نوبت به آهوی مهربون رسید. آهو یه گردن بند از گلای زیبا و خوش بو با کمک خرگوش درست کرده بود به گردن خانم دار کوبه انداخت و تولدشو بهش تبریک گفت. خانم معلم که مشخص بود از دیدن گردن بند خیلی خوشحال شده از آهو تشکر کرد و آهو گفت: خانم معلم این گردن بند رو من با کمک خرگوش باهوش درست کردم.
خانم معلم از همه بچه ها تشکر کرد و گفت: حالا وقت اون که همه با هم این کیک خوشمزه ای رو که خرگوش باهوش آورده رو بخوریم. منم از همه شما بچه های خوب که به یادم بودین تشکر میکنم. خرگوش باهوش از همه خوشحال تر بود. می دونید چرا؟ بله چون تونسته بود به دوست خودش آهوی مهربونم کمک کنه و دیگه خانم دارکوب با اون گردن بند گلا واقعا زیباتر و دوست داشتنی تر از همیشه شده بود. بله بعد خانم معلم و بچه ها شروع کردن به کیک خوردن و خوشحال و شاد بودن.
از این داستان نتیجه گرفتیم وقتی به کسی کمک می کنیم یا هدیه ای می دیم خودمون از کاری که کردیم خیلی راضی و خوشحال تریم. مثل خرگوش کوچولو که هم از هدیه خودش که مامانش درست کرده بود خوشحال بود هم این که تونسته بود به آهو کمک کنه تا یه گردن بند خوشگل بسازه
اپلیکیشن پخش بیش از 1000 قصه صوتی و بیش از 100 آهنگ کودکانه و لالایی کودکیا
همراهان عزیز این بود از قصه کودکانه آموزنده خرگوش باهوش و هدیه تولد که از دنیای کودکانه خوندید. صوت این قصه کودکانه مخصوص خواب کودک رو میتونید از همین صفحه گوش کنید. صوت این قصه کودکانه توسط گروه مرسی تی وی تولید شده و با صدای خاله شادی هست. بقیه قصه های کودکانه رو هم میتونید از لینک زیر دانلود کنید.
نظرات کاربران